مقاله پوشاک بلوچ های افغانستان در روز دوشنبه 23 دی ماه سال 1398 ساعت 13:16:52 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

مردم بلوچ

مردم بلوچ (بلوچی: بلۏچ) (Balóch) یکی از اقوام ایرانی‌تبار و عمدتاّ بومی کشورهای ایران، پاکستان و افغانستان است. البته مردم بلوچ به کشورهای دیگری همچون ترکمنستان، عمان، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و برخی دیگر از کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز مهاجرت کرده‌اند. مردم بلوچ به زبان بلوچی سخن می‌گویند که یکی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی است. قوم بلوچ غالباً از جمعیت‌های قبیله‌ای تشکیل شده‌است. دین بیشتر مردمان بلوچ اسلام، و مذهب اکثریت آنان نیز اهل سنت است.

برخی از منابع، جمعیت قوم بلوچ را بیش از ۵۰ میلیون تن برآورد کرده‌اند که به‌طور تخمینی، ۱۰ میلیون تن از آنان در ایالت بلوچستان پاکستان، ۱۵ میلیون تن در ایالات سند پاکستان، ۱۵ میلیون تن در ایالت پنجاب پاکستان، قریب به ۵ میلیون تن در ایران و حدود چند میلیون تن نیز در مناطقی چون افغانستان، ترکمنستان، عمان، کشورهای حاشیه خلیج فارس، کشورهای اروپایی، آمریکا و … حضور دارند.

نخستین ظهور بلوچان در آثار تاریخی در کتاب حدودالعالم و نیز در مقدسی با نام بلوص است.∗ در شاهنامه ذکر این قوم همواره با کوچ، همراه است (کوچ وبلوچ) و هردو اینها با قوم گیلان ودیلم آمده است. در کتاب‌های جغرافیائی از این قوم (همراه با طایفه کوچ - یا قفص) در حدود کرمان یاد می‌شود. پس از آن بر اثر عوامل تاریخی به کناره‌های دریای عمان (دریای مکران) رسیده و در همان‌جا اقامت کردند. در مورد قوم بلوچ بعضی از محققین معتقدند که آن‌ها یکی از شاخه نسل آریا هستند که متعلق به ایران می‌باشند سرهنگ دیمز در نوشته خود The Baloch Race بلوچها را آریایی می‌داند. در کتاب (ایتهنوگرافی آف افغانستان) دکتر بیلو لفظ بلوچ را از دو لفظ سانسکریتی «بل» و «اوچا» می‌داند که به گذشت وقت تبدیل به بلوچ شده‌است. آقای سرایچ رالنسن(rawlinson)در کتاب خود بنام «پادشاهی قدیم» در مورد بلوچ این نظر را دارد. «لفظ بلوچ از بالوس یا بلوص ایجاد شده که لقب پادشاه بابل بوده‌است

درمنابع بعد ازاسلام نیبرگ از ذکر نام بلوچان (balocan) در منابع دوره میانه خبر می‌دهد. هرتسفلد نام بلوچ را برگرفته از واژه مادی برازا-واچپا (BRAZA-VACHYA) به معنی فریاد بلند در ب موکلر آن را برگرفته از واژه گدروسیا) (GEDROSIA. بلیو ان رابرامده از به هم پیوستن دوواژه بالا اچاBALAECHA) (درزبان یونانی کهن می‌دانند این واژه درمتون پس ازاسلام اغلب به صورت بلوچ< ref> بلوص و بلوس < ref> در اسناد تاریخی مشاهده می‌شود.

محققان بر این عقیده‌اند که بلوچ‌ها از مردم گدروزیا هستند و واژه بلوچ از بدروچ یا گدروچ مشتق شده‌است. ایالت گدروزیا از ساتراپ‌های امپراطوری هخامنشی بوده‌است که هم‌مرز با زرنگه باکتریش سعدیات پارتبه و کرمانیه بوده‌است و دیویدور سیسلی از مورخان مشهور رومی در سال ۳۲۳ قبل از میلاد ان را جزو ایالت‌های شرقی شمرده‌است؛ و سرزمین آنان را همین سرزمین مکیا مکا (مکران) یا بلوچستان امروزی به مرکزیت پورا (pohra) یا در زبان امروز پهره (نام باستانی ایرانشهر کنونی) دانسته‌اند.

دانشمندان غربی تا مدّتهای مدید به جهت کمبود اسناد معتبر و معلومات مردم شناسانه دقیق دربارهٔ تاریخ مردمان شرق ایران، با تکیه بر اطلاعات ناچیز و انتزاعی، استنتاج‌ها و استنباط‌های ذهنی مخاطره آمیز و غلطی، دربارهٔ بازسازی ماهیت نژادی بلوچها داشتند. نظریات آنان در این زمان تا حدودی بر اساس مفروضات بود که همین امر باعث خلق تئوری‌های گوناگون این باب گردید. اما تولّد، تأسیس و فراگیری شرق‌شناسی که حدوداً با توسعه استعمار و امپریالیسم همراه بود، باعث گردید شرق شناسان توجّه خود را به کشف حقایقی درزمینه شرق ازجمله شناسایی نژادهای اقوام مختلف بشری به ویژه در شرق ایران معطوف نمایند. آنان از تمامی امکانات موجود زبان‌شناسی، باستان‌شناسی، تاریخی و نظایر آن برای اثبات عقیده خود درزمینه اندیشه تقسیم دوگانه نژادها، فرهنگ‌ها و جوامع که ناشی از نژادپرستی و اروپا محوریشان بود، بهره جستند. هر هویتی در نظر شرق شناسان غربی، در درون چارچوب گسترده‌تر اروپایی یا غیراروپایی تعریف می‌شد. اما رفته رفته نحوه برخورد شرق شناسان، درجه تأثیر سیاست و سیاست زدگی را در بررسی مسائل مختلف ازجمله نژادشناسی تعدیل نمود که درزمینه شناسایی ماهیت نژادی اقوام بلوچ نیز تا حدودی صدق نمود. با توجه به قلّت اسناد معتبر و دقیق، دانشمندان غربی با بررسی عالمانه مسائل مختلف فرهنگی و ازجمله زبان و جنبه‌های دیگر، موفّق به ترسیم ماهیت نژادی اقوام بلوچ گردیدند. به مرورزمان، پوچی نظریات کسانی که تمایل به معرفی اقوام بلوچ به عنوان عرب، ترک، دراویدی و راجپوت هندی داشتند، آشکارتر گردید.

شواهد موجود و حوادث تاریخی نظریه عرب بودن این قوم را رد می‌کند همه آنان اتفاق نظر دارند که این قوم قبل از حمله اعراب به این منطقه حضور داشته‌اند چه در زمان فتح کرمان هنگامی که تازیان به فرماندهی سهیل بن عددی به کرمان حمله کردند مردم کرمان از ساکنان قفس مدد گرفتند برخی ازپژوهشگران ضمن رد نکردن احتمال مهاجرت بخشی از بلوچها از شامات به مکران ایران معتقدند اینها فقط تنها بخشی از بلوچ‌هایی بوده‌اند که در سالیانی نه چندان دور از ایران به عراق وسپس به سوریه رفته‌اند. احتمال داده می‌شود که این طوایف بلوچ از اجزاء دلاور لشکر ساسانیان بوده و به یاری حکومت مرکزی شتافته یا در نواحی نزدیک به شامات سوریه به انجام وظایف جنگی می‌پرداخته‌اند. اما در یک دوره تاریخی به موطن اصلی خود مکران بازگشته اند. برخی پژوهشگران بلوچ بر این عقیده اند که سکونت بلوچها در سوریه مربوط به بعد از اسلام آوردن بلوچها و وارد شدن آنان در سپاه خلفای اسلام بوده‌است. قبایل مختلف بلوچ به پاس مجاهدتهایی که در فتوحات بعدی مسلمانان از خود نشان می‌دهند، اجازه سکونت در مناطقی از سوریه را به دست می‌آورند (ریشه عربی-کردی دارند). مناطقی که هنوز هم به نام وادی البلوص یا سرزمین بلوچ شناخته می‌شود. بلوچ در عربی قابل تلفظ نیست ومعمولا به البلوش یا اللبلوص نامیده می‌شود. بنا به نوشته سرپرسی سایکس در سال ۱۹۱۵ م. افسانه‌ها و روایات حماسی و قومی دیگری در میان بلوچها وجود داشت که بر طبق آنها طوایفی هم در بلوچستان انتساب به سلسله نیمه تاریخی کیانیان را داشته‌اند. چنین روایاتی در تضاد با نظریه، مبنی بر مهاجرت آنان از حلب سوریه یا خاستگاه سامی آنان است.

یکی از دلایل دیگری که محققان باوردارند این قوم قبل از حمله اعراب به ایران حضور داشته‌اند شاهنامه فردوسی است. در شاهنامه آنها مبارزانی هستند که به همراهی سپاه سیاوش برای نبرد با افراسیاب به توران حمله می‌کنند و نام ایشان همراه دیگر اقوام ایرانی همچون قوم دیلم گیلان پارس پهلو و مبارزان دشت سروچ دیده می‌شود و پرچم ایشان هم نقش پلنگ دارد. به دلیل همین ارتباط با نام گیلان برخی پژوهشگران از جملع لونگ ورث دامس و اسپونر بلوچ و کوچ رو ا جزو گیلان می‌شمارند که از نواحی ساحلی خزر به کرمان و مکران آمده اند. دلیل دیگری که این نظریه را تقویت می‌کند تشابه و هم خانواده بودن زبان بلوچ است که در طبقه‌بندی زبان‌های شمالی وغربی زبان‌های ایرانی قرار می‌گیرد.

ابن حوقل می‌نویسد: دراین جبال هفت طایفه هستند و آنان از نژاد وقبیله اکراد به‌شمار می ایند. ابن خلکان به‌طور غیرمستقیم به کرد بودن ایشان اشاره دارد ومی گوید:معزالدوله در جنگ با اکراد در کرمان دست چپ خودرا ازدست داد. یاقوت می‌نویسد بلوص نام تیره ای مانند کردان هستند در سرزمینی گسترده میان فارس و کرمان که بلوچستان بدیشان شناخته می‌شود و مردمی سخت کوش ودر دامنه‌های کوه‌های قفص زندگی می‌کنند. قفص‌ها هم مردمی نیرومند هستند که به جز از بلوچ از هیچ‌کس نمی‌هراسند.

انصاری دمشقی می‌نویسد: دیگر از سرزمین‌های کرمتن کوه‌های هفت‌گانه قفص هستند. درکوه‌های بارز که یکی از ان هفت کوه است گروه‌های بی شماری از کردان در آن‌ها جای گزیده‌اند.

طرح‌های افغانی و بلوچی اشتباه گرفته می‌شود/ نمایش لباس‌های قومیت‌های افغانستان

طراح افغانی حاضر در جشنواره بین المللی مد و لباس فجر گفت: مراجعه کنندگان ایرانی طرح های افغانی و بلوچی را با هم اشتباه می‌گیرند .

این طراح افغانی که در دومین "جشنواره زنان سرزمین من " مقام سوم بین الملل را نیز کسب کرد در ادامه گفت:در زمینه طراحی و دوخت لباس سنتی بین 17 کشور توانستم مقام سوم را کسب کنم. این طراح درباره شباهت میان لباس های افغانی و بلوچی اضافه کرد:بسیاری از مراجعه کنندگان فکر میکنند لباس های افغانی همان لباس های محلی بلوچی است.

این طراح اضافه کرد:در حال حاضر در این غرفه از طرح های استانها و قومیت های مختلف نظیر پشتونشین ها ،تاجیک ،ازبک و هزاره رونمایی می شود. لباس های حاضر در این غرفه ،تمام قومیت های افغانستان را در بر گرفته است.

از دنیای زیبای بلوچ ها

یکی از اقوام شرق ایران، گروهی با نام بلوچ هستند که در بلوچستان زندگی می کنند. جالب است بدانید که گستردگی قوم بلوچ و پراکندگی این اقوام، به گونه ای است که می توانید آن ها را در ایران، پاکستان و حتی بخش هایی از افغانستان هم ببینید. برای آشنایی با اقوام بلوچ که یکی از قدیمی ترین مردم این سرزمین هستند، مطلبی را آماده کرده ایم. زمینه فرهنگی مردم بلوچ در این ناحیه بسیار قدمت داشته و به گذشته های بسیار دور برمی گردد. عده ای از این مردم نیز، در طول دوران به استان های شرقی هند در کنار مرزهای پاکستان مهاجرت کردند و هم اکنون در آن نواحی زندگی می کنند. حتی با بررسی نژادی این مردم گفته شده که آن ها نژاد هند و ایرانی دارند. بلوچستان منطقه ای است که حتی فردوسی نیز در شاهنامه خود پهلوانان خود را از آن خطه بلند می کند و بسیار از واژه بلوچ کوه نشین استفاده می کند. در مجله گردشگری الی گشت سعی می کنیم تا شما را با دنیای زیبای بلوچ ها بیشتر آشنا نموده و زمینه سفر بیشتر شما را به ناحیه بلوچستان فراهم کنیم.

اگر برای آشنایی با بلوچ ها به کتب تاریخی بازگردید و از ابتدا به اولین نوشته های کتبی دنیا نگاهی بیندازید، نام قوم بلوچ را در حکاکی های هخامنشی یا در نوشته های یونانی خواهید یافت. نوشته هایی که به سال های قبل از میلاد باز می گردد. به طور مثال، در کتیبه بیستون و کتیبه ای در تخت جمشید از قومی به نام گدروزیا ( واژه بلوچ را مشتق از کلمه بدروچ یا گدروچ می دانند) که همان مکه (MAKA) با تلفظ مچیه (MACHIYE) است، یاد شده که باستان شناسان می گویند از واژه مکران گرفته شده و مشخص کننده ناحیه ای در سواحل بلوچستان غربی است. اگر به سراغ نوشته های هرودوت هم برویم، چنین یافته هایی را پیدا خواهیم کرد. هرودوت می گوید که در ناحیه مکران در سواحل خلیج فارس قوم موکی ها یا ماکاها زندگی می کنند و یکی از ۱۴ ولایات را در زمان داریوش هخامنشی تشکیل می دهند. اما مکران چه ربطی به بلوچ ها دارد؟

باید بگوییم که مکران منطقه ای در جنوب و شرق بلوچستان است که بعدها بلوچ ها در آن ساکن شدند. نویسندگان در کتب تاریخی از دو قوم به نام کوچ و بلوچ (قفص و بلوص) یاد می کنند که در شرق کرمان زندگی می کردند و سپس وارد مکران شده اند. پس از حمله سلجوقیان به کرمان بود که مردم بلوچ مهاجرت خود را از شرق کرمان و مکران تا درون مرزهای شرقی هند ادامه دادند.

سرزمین اقوام بلوچ در دوره قاجار به دو قسمت بلوچستان غربی و شرقی تقسیم شد که بخش شرقی آن در پاکستان قرار گرفته است و هم اکنون استان شرقی پاکستان را تشکیل می دهند. بخش بلوچستان غربی هم درون مرزهای ایران، بخش هایی از استان سیستان و بلوچستان را دربرگرفته است. منطقه سرحد و مکران در این استان را اقوام بلوچستان تشکیل داده اند. در این استان شهرستان های زاهدان، خاش، میرجاوه، ایرانشهر، سرباز، چابهار و سراوان را اقوام بلوچ تشکیل می دهند.

در طول تاریخ اقوام بلوچ را به عنوان اقوام کوچنده ای می شناسند که عموما از مراکز سیاسی دور بوده و همانند عشایر زندگی می کردند. امروزه هم روش اداره هر طایفه بلوچ با گذشته چندان تفاوتی نداشته و همچنان فرهنگ اصیل و شیوه های زندگی جذاب خود را حفظ کرده اند. روش زندگی اقوام بلوچ برای تمام گردشگران ایرانی و خارجی جذابیت خاصی پیدا کرده و شما را به دنیای زیبای بلوچ ها می برد. دنیایی که با لباس های سوزن دوزی شده رنگارنگ، گاهی چشمانی روشن و سبز، صورت هایی کشیده و گونه هایی برجسته، قد بلند و رشید و اخلاقی بسیار مهربان نواز و صمیمی پر شده است.

امروزه پس از گذشت تاریخ پر فراز و نشیبی که بر اقوام بلوچ گذشته است، می توان طوایفی با نام های بامری، یاراحمدزیی، گمشادزیی، شیرخان زیی، سمال زیی یا همان شه بخشی، میرمرادزیی، شیرانی، مبارکی، ریگی و تعدادی دیگر است. اقوام دیگری هم هستند که اگر چه اصالتا بلوچ نبوده اند اما امروزه به سبب زندگی در میان مردم بلوچ طایفه های خود را تشکیل داده و به مرور زمان جزوی از اقوام بلوچ شده اند. اقوام بلوچ برای تمام گردشگران دنیا و البته تاریخ شناسان چنان اهمیت و جذابیت دارند که جمعیت این اقوام را در سراسر جهان شمارش نمودند. تعداد تمام اقوام بلوچ در جهان و بر اساس آمار سال ۱۳۷۹، هشت میلیون نفر اعلام شده است. قطعا این آمار در سال های اخیر بیشتر هم شده است. عشایر کوتچ و عشایر رابادی در هند بسیار شباهت به اقوام بلوچ ایران دارند که امروزه شیوه زندگی آن ها برای عکاسان و جهانگردان بین المللی بسیار جذاب شده است. قطعا محققان باید هنوز در زمینه پیشینه اقوام بلوچ در دنیا بیشتر تحقیق و پژوهش کنند. اگر می خواهید با اقوام کوتچ هند آشنا شوید، مطلب کویر نمکی هند؛ یکی از بزرگترین کویرهای نمکی و عجایب جهان را در مجله ی گردشگری الی گشت بخوانید.

فرهنگ لغات کلمات پوشاک بلوچ های افغانستان

پوشاک :


پوشیدنی . پوشش . جامه . ثوب . لباس . ملبس . لِبس .لبوس . جامگی . کسوة. ملبوس . کساء ، مقابل خوراک . مرکب از پوش مخفف پوشش و آک لفظ مفید معنی نسبت . (از غیاث ): اِکساء; پوشاک دادن .
اشتباه تایپی این کلمه: ,ah;
(اِ.) پوشیدنی ، جامه .

بلوچ :

(بَ) (اِ.) 1 - علامتی که بر تیزی طاق و ایوان نصب کنند. 2 - تاج خروس . 3 - صفحة نازکی که بر روی ساقة عمودی در جایی مرتفع آن را قرار دهند و آن به سهولت گردش می کند و معبر باد را نشان می دهد. 4 - پارچة گوشتی که بر ختنه گاه زنان می باشد و بریدن او سنت است . 5 - نام یکی از طوایف ایران ساکن بلوچستان .

های :


این کلمه با حروف عربی: هاي
(اِ.) 1 - کلمة تأسف یعنی وای . 2 - کلمة خطاب به معنی اَی . 3 - هیاهو.

افغانستان :


سرزمین افغان . (فرهنگ فارسی معین ). از کشورهای آسیای مرکزی و بیشتر سرزمین آن کوهستانی است . اوضاع طبیعی : افغانستان در مشرق ایران بین 29 و 38 درجه عرض جغرافیایی قرار گرفته و ازشمال محدود است به ازبکستان و تاجیکستان و ترکمنستان و از شمال شرقی بچین محدود است و از مشرق به پنجاب هندوستان و از جنوب به پاکستان و از مغرب به ایران .افغانستان کشوری کوهستانی وقسمت عمده سطح آنرا برجستگیها پوشانیده است . از مشرق بمغرب و جنوب غربی بتدریج از ارتفاع متوسط زمین کاسته میشود و در جنوب غربی مجاور خاک ایران بزمینهای پست منتهی میگردد. کوهستان شمالی و مرکزی افغانستان دنباله خراسان ایران و بلندترین آنها هندوکش یا هند است و بهرحال کوه قسمت بزرگی از شمال شرقی و شمال افغانستان را پوشانیده و بلندترین قله آن تا 7421 متر ارتفاع دارد. افغانستان با توجه بوضع پستی و بلندیهای آن از لحاظ آب و هوابسه منطقه تقسیم می شود: الف : جلگه ها و مناطقگرمسیر مانند جلگه های مجاور سیستان و ایران و ناحیه جلال آباد در مشرق که در تابستان بسیار گرم و در زمستان معتدل است . ب : قسمت شمالی افغانستان مجاور با مرز ترکستان یعنی ناحیه مزارشریف که آنرا ترکستان افغانستان می گویند. این قسمت تحت تاثیر اقلیم صحرائی است . زمستان آن معتدل و تابستان آن گرم است . در تابستان بواسطه انعکاس اشعه خورشید بر روی ماسه های نرم زمین گرمای آن غیرقابل تحمل می شود. ج : قسمتهای کوهستانی که زمستان بسیار سرد و تابستان معتدل دارد و دردو ماه آخر زمستان تمام این نواحی از برف پوشیده می شود و بادهای خشک از شمال می وزد و از درجه حرارت هوا می کاهد. بهرحال چون افغانستان محصور به خشکیها و از دریا دور است بیشتر رودهای آن در حوضه های داخلی جریان می یابد و به دریاچه ها و یا باطلاقهای داخل خشکی می ریزد. و بطور خلاصه حدود طبیعی کشور افغانستان بدین شرح است که از شمال به اتحاد جماهیر شوروی از مغرب به ایران از جنوب به بلوچستان و از مشرق بنواحی قبائل آزاد و از گوشه شمال شرقی با رشته باریک از پامیربنام «وخان » و «سنکیانک » از ترکستان شرقی محدود و مماس است . و آن بین 29 درجه و 30 دقیقه و 38 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 60 درجه و 30 دقیقه و 75 درجه و 50 دقیقه طول شرقی نصف النهار گرینویچ واقع و مساحت سطح آن حدود 650 هزار کیلومتر مربع و دارای قریب دوازده میلیون تن سکنه است . پایتخت آن کابل و از شهرهای مهم آن هرات و قندهار است . حکومت آن مشروطه سلطنتی و دارای مجلس شورای ملی است . قانون اساسی آن در سال 1301 ه' . ش . تدوین شد و دوبار در سالهای 1307 و1309 مورد تجدید نظر قرار گرفته و تنظیم شد. دین رسمی مردم اسلام و مذهب رسمی عمومی حنفی است . بیرق رسمی آن دارای رنگهای سیاه و سرخ و سبز که در وسط آن خوشه گندم و محراب و منبر قرار دارد.
اشتباه تایپی این کلمه: htyhksjhk

منابع

4576