مقاله لباس زنانه ولایت فراه افغانستان در روز دوشنبه 23 دی ماه سال 1398 ساعت 18:45:23 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

فرهنگ لغات کلمات لباس زنانه ولایت فراه

لباس :


هرچه درپوشند. پوشیدنی . پوشاک . پوشش . بالاپوش . جامه . کِسوَت . (منتهی الارب ). کَسوَة. بزّه . زی ّ. قِشر. قبول . مِلبَس . لبس . لبوس . مَلبِس . ملبوس . گندگال . جفاجف . شور. شورة. شوار. شیار. شارة. مشرة. طحریة. طحرة.جامه ستبر و درشت . (منتهی الارب ). ج ، البسه: قومی دیگرند از خرخیز سخن ایشان به خلّخ نزدیکتراست و لباسشان چون لباس کیماک است . (حدود العالم ). کوهسار خشینه را به بهار که فرستد لباس حورالعین ؟
کسائی .
فردوسی .
فرخی .
(لِ) (اِ.) پوشاک ، رخت ، جامه . ؛~ بعد از عید کنایه از: چیز خوبی که چون دیرتر از وقت مناسب به دست آید دیگر به درد نخورد.

زنانه :


ولایت :


این کلمه با حروف عربی: ولايت
(وِ یَ) [ ع . ولایة ] 1 - (اِمص .) فرمانروایی ، پادشاهی . 2 - (مص ل .) حکومت کردن ، تسلط داشتن .
(وَ یَ) [ ع . ولایة ] (اِ.)1 - بخش هایی از یک کشور که یک نفر والی بر آن ها فرمانروایی کند. 2 - شهرستان . ج . ولایات .

فراه :


شهری است نزدیک به سبزوار هرات و از آنجاست ابونصرفراهی . طایفه ای از ملوک در آنجا حکمرانی کرده اند که با پادشاهان سیستان قرابت داشته اند. معین الدین [ اسفزاری ] نوشته است که در یک فرسنگی فراه کوهی است که آن را بارندک خوانند و در آن کوه طاقی سنگی است که همیشه از آنجا آب می چکد و مردم بدانجا به زیارت و طلب حاجت میروند و هر کس در پای این طاق سنگی دست به دعا بردارد، اگر چکیدن آب افزود او کامروا خواهد شد و اگر قطع شد و از چکیدن ایستاد حاجت روا نمیگردد. وی اصراری در حقیقت داشتن این معنی کرده است . (از آنندراج ) (از انجمن آرای ناصری ). در مآخذ جغرافیایی مانندمعجم البلدان و حدود العالم نام این محل دیده نشد.
اشتباه تایپی این کلمه: tvhi

منابع

4581