فهرست


نام :

واژهٔ مسجد در لغت به معنای سجده‌گاه و پیشانی هست.
بر برپایه یک نظر، واژهٔ مسجد معرب واژهٔ مزگت هست که از زبان آرامی وارد عربی و فارسی شده‌است.

مَزگَت واژه‌ای ایرانی به معنای مسجد هست.
منظور از مز در مزکد یا مزگت همان خدا و کد به معنای خانه است. در زبان کُردی به مسجد، مزگت یا مِزگوت گفته می‌شود و در تمامی کردستان ایران، عراق، ترکیه و سوریه این واژه کاربرد دارد. هنوز برخی از مسجدهای کهن ایران با نام مزگت نامیده می‌شود مانند «ایسپیه مزگت» (مسجد سپید) در گیلان «دزگامزگت» مازندران و در تمامی مناطق کردنشین مانند مزگت طوبی خانم.

مسجد در قرآن :

در قرآن، مسجد به معنای اعم نیایشگاه خداوند به کار رفته‌است. مسجد الاقصی، که معبد یهودیان یا کنیسه بوده‌است و در زمان نزول قرآن کاربردی غیر از آن نداشته‌است، دو بار در قرآن از آن به نام مسجد نام برده شده‌است. همچنین در داستان اصحاب کهف نیز قرآن می‌گوید بر مزار آنان مسجدی بنا کردند. این مسجد بر اساس قول غالب مورخین با توجه به دین مرسوم آن روز کلیسا بوده ست. البته ممكن است کنیسه نیز بوده باشد؛ ولی با توجه به قبل تر بودن از اسلام نمی‌تواند به معنای مسجد مخصوص مسلمانان بوده باشد. علاوه برمسجدالحرام(بیت العتیق)ومسجدالاقصی درقرآن کریم به مساجد دیگری نیز اشاره شده‌ هست.
مسجد قبلتین۱اسرا-مسجد قبا۱۰۷توبه-مقام ابراهیم (مصلی)-مسجدضرارکه دستور تخریب آن داده شد۱۰۷توبه

تمثیل مسجد :

هانری کربن می‌گوید در آغاز با تفکر به پرواز پرندگان در آسمان، تصمیم گرفته شد فضایی همانند آسمان و در واقع در مقابل پرستشگاه آسمانی، پرستشگاهی زمینی ساخته شود که در واقع این مكان مکان ارتباط میان آسمان و زمین باشد. پرستشگاه مفهومی از فضایی هست که مسجد ایرانی را معنای می‌کند. در میان صحن مسجد، حوض آبی قرار دارد که تصویری از آسمان، که همان پرستشگاه مثالی هست و کاشی‌های گنبد را نمایان می‌سازد. آب حوض، آیینه‌ای هست که از طریق همین آیینه حقیقت نماد مرکزیت آشکار می‌شود. فیلسوفان بزرگی که در اصفهان زندگی می‌کردند همین نمود آیینه در پرستشگاه مثالی را بیان کرده‌اند. مساجد دارای ۴ ایوان می باشند که در امتداد ۴ افق هم قرار دارند، ولي چنانچه ما در یکی از ایوان‌ها قرار بگیریم قادر خواهیم بود هم ایوان و هم تصویر ایوان را در حوض ببینیم. این تصویر، تصویر مجازی هست که ما می‌بینیم و انتقال تصویر از قوه و مجاز به واقعیت همان تأویل هست که برای سهروردی رسوخ به عالم مثال بود. تصویر معنوی بر هر دریافت تجربی تقدم دارد و آیینه دقیقاً همان چیزی که در جهان واقعی قرار دارد را به ما نشان می‌دهد و ما را به سمت بعد معنوی تصویر می‌برد. به گفتهٔ یکی از بزرگان ایرانی دیدن چیزها در «هور قلیا» همان «اقلیم هشتم» یا«مدینهٔ تمثیلی» هست و آیینه هست که این راه را به ما نشان می‌دهد. «تمثیلی که مساجد ایرانی از صورت مثالی پرستشگاه آسمانی ارائه می‌دهند، با تعریض‌های ساختاری به رقم ۱۲ که عدد کلیدی ریاضیات عرفانی شیعه اثنی عشری است، دقت بیشتری پیدا می‌کند.» تحلیل ساختار مسجد و فضای ریاضی آن باعث شده که شاخص‌های بسیاری نمادین شود. برای مثال کتیبهٔ شاه طهماسب اول که گرداگرد ایوان جنوبی قرار دارد، نام ۱۴ معصوم را دربردارد؛ یا سعید قمی با سنجش ۱۲ زاویهٔ مکعب کعبه نام ۱۲ امام را سنجیده و این نکتهٔ پنهانی را دریافته‌ هست.
به گفتهٔ هانری کربن اصفهان مقر هور قلیا هست و شاه عباس اول هنگامی که حکومت را به دست گرفت تصمیم داشت اصفهان را بر اساس تصویر شهرهای بهشت و آنچه در قرآن، کتب عارفان و حکما نقل شده ایجاد کند.

مسجد تداعی‌کننده گنبد و مناره :

پذیرش این مسئله که وجود مساجد گنبدها مناره هادر بافت یک شهر نمی‌تواند به معنای اسلامی بودن ان شهر باشد این امر را بدیهی می‌سازد که باید در عناصر و مؤلفه‌های دیگری که نه تنها کالبد بلکه روح و هویت شهرها را می‌سازند به دنبال نشانه‌هایی از زیست مسلمانان و الگوهای یک شهر اسلامی بود. به عقیده مسلمانان مسجد محلی برای آرامش روحی انسان است.

مناره‌های مساجد بنا به عادت دو یا یک عدد می‌باشند به صورتی که مساجد فرقه سنی داری یک مناره و مساجد فرقه شیعه دارای دو مناره می‌باشد.

مسجد جامع :

تفاوت‌های موجود بین مسجد و مسجد جامع با ویژگی‌های هرکدام به خوبی مشخص هست شاخصه‌هایی پایدار که در سراسر جهان اسلامی و در طول زمانی حدوداً هزار سال همچنان باقی مانده‌ هست.
مسجد مکانی بوده صرفاً به جهت عبادت ولي از آنجایی که در گذشته‌استفاده‌های دیگری هم از آن می‌شد نظیر قضاوت، نگهداری بیت المال، برپایی اجتماعات بزرگ، بزودی نماد قدرتمند اسلام شد و هم عرصه‌های دینی و هم قلمروهای دنیوی را دربرگرفت، ولي نتوانست پاسخگوی نیازهای مذکور باشد، ساخت مسجد جامع بعلت حفظ این دو جنبه بود. فقدان نهادها و بناهای رسمی عمومی نظیر تالار شهر یا محاکم اسلامی، به نقش دووجهی مسجد جامع اهمیت بیشتری بخشید. این تمایز کارکردی، تفاوتی را در منزلت و مقصود مساجد منعکس ساخت و در دو واژه کاملاً مجزا رسمیت یافت، یعنی مسجد و جامع. علی‌رغم تمایز آشکار کارکردی بین مسجد و جامع، از لحاظ طرح تفاوتی بین این دو وجود ندارد. در واقع «جامع» عملاً ابعاد بزرگتر و تزئینات بیشتری را دارا می‌باشد.

مساجد شبستانی :

این مساجد که برگرفته از ته رنگ مسجد پیامبر در مدینه می‌باشند. دارای نقشه‌ای مستطیل شکل با حیاط مرکزی و شبستانی در جهت قبله می‌باشند. مساجد ابتدای اسلام اغلب دارای طرح شبستانی بوده‌اند. مسجد جامع فهرج، مسجد تاریخانه دامغان، مسجد جامع نیشاپور، مسجد اولیه جامع اصفهان، مسجد اولیه جامع یزد، مسجد اولیه جامع ساوه، مسجد جامع نائین و مسجد اولیه جامع اردستان دارای طرح شبستانی می‌باشند.

هنر تزیینی :

هنرهای تزیینی در بناهای مذهبی نشانه‌ای از کشف و شهود را در پی دارد و رنگ‌ها وشکل‌های موزون و قوس‌های صعودی و نزولی که از راز آفرینش پرده برمی‌دارد هر کدام به بیننده آرامش روحی و معنوی می‌دهد. به نام مثال قاعده هشت وجهی گنبد کنایه از کرسی الهی و همینطور عالم فرشتگان و قاعده مربع و چهارگوش نماد جهان جسمانی روی زمین هست.
ویا این که ساختار مقرنس در این‌جا بازتابی از نمونه‌های مثالی آسمان نزول مأوای آسمانی به سوی زمین و تبلور آسمانی در قالب‌های زمینی هست.
قوس ایرانی به سوی بالا حرکت دارد و به سمت آسمان و به امر متعالی صعود می‌کند و قوس مغربی حرکتی درونی و به سوی قلب دارد.

معماری مسجد :

مساجد در ابتدا بسیار ساده ساخته می‌شدند و بنا به عادت سقف حصیری داشتند. هنگامیکه اسلام در ایران استحکام یافت مساجد با گنبد ساخته شد گنبد اغلب در معماری ایرانی نمود پیدا کرده‌ هست.
قدیمی‌ترین نمونه مساجد با گنبد چارطاقی مربوط به مسجد الاقصی هست که قبل از اسلام ساخته شده‌ هست.
در ایران ساسانی اغلب آتشکده‌ها به صورت چارطاقی و گنبد دار مدور بودند و همین سبک در ساخت مساجد ایران به کار گرفته شد و سپس مناره بر آن افزوده شد. بر اساس کتاب نقش پارسی بر احجار هند معماری چارطاقی و گنبد دار در حوزه تمدنی ایران شکل گرفته‌ هست.
کاخ اردشیر فیروز آباد یکی از نمونه‌های این‌گونه معماری است در کشورهای شمال آفریقا مساجد فاقد گنبد هست و به صورت یک مناره‌ای ساخته می‌شود. مساجد قدیم تر در جهان عرب فاقد مناره هستند. مساجد در معماری ایران از سیر طراحی تکاملی برخوردارند. کاشی کاری سنتی از مهم‌ترین عناصر تزئینی مساجد ایرانی است.

اما بخش‌هایی می باشند که در اغلب مساجد وجود دارند. هر تعدادي ممكن است در مساجد مهمی مانند مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان وجود نداشته باشند. بخش‌های زیر در مساجد دیده می‌شوند:

نورگیر مسجد

اطراف گنبدخانه‌های بناهای اسلامی یا در ساقهٔ آن‌ها نورگیرهای زیبایی وجود دارد که به دلیل شدت و ضعف نور، طرح‌های بدیعی را به وجود آورده. این پنجره‌ها که بنا به عادت در بغل ایوان‌ها نیز به وجود آمده‌اند و اصطلاحاً به آن‌ها پاچنگ می‌گویند، در اکثر مساجد قدیمی جزو عناصر همراه مساجد هستند. نورگیرها از مصالح کاشی معرق، سنگ، آجر، کاشی و چوب ساخته می‌شوند و دارای نقوش اسلیمی (خطوط برگرفته از پیچک‌های گیاهی) یا هندسی هستند. جنس پنجره‌های نورگیر در کشورهای هند و پاکستان از سنگ مرمر است.

در بعضی از مساجد قدیمی ایران نورگیرها از خشت خام هم دیده شده‌اند که دارای نقوش اسلیمی می باشند و به دلیل وجود تعدادي نور در آن‌ها، توجه همگان به آن معطوف می‌گردد. یکی از زیباترین پنجره‌های نورگیر، پنجره‌های مشبک چوبی مسجد جامع اصفهان هست که با طرح‌های متنوع گره سازی، عملکردی در پنجره‌ها و درهای ارسی دارند. امروزه بسیاری از ضریح‌های امامزاده‌های ایران به صورت شبکه‌های چوبی یا منبت کاری درآمده‌اند از آثار جالب مراکز مذهبی‌اند.

در مسجد شیخ لطف‌الله نور کیفیتی ورای ماده پیدا نموده تا آن جا که نور از جداره شمال شرقی به جداره جنوب غربی تابیده و به محراب نقشی ورای ماده می‌دهد. ایضاً نور از جداره‌های طوقه گنبد عبور کرده و پیچ و تاب شبکه‌ها را بر روی گنبد خانه انداخته و مانند این هست که این نقوش با سبک بالی در حال رقصند.

سیالیت

سیالیت همان احساس تعلیق هست که در معماری دوره اصفهانی به خوبی می‌توان دید. از آنجا که سیال بودن باعث می‌شود بنا سبک‌تر به نظر رسد و به بیننده کمک می‌کند تا از عالم مادی به عالم معنوی رود. همانند گنبد خانه‌های مساجد که در گذر زمان کالبد سبک تری پیدا نموده‌اند تا آنجا که علاوه بر کاهش جرز، بازشوهایی در بدنه و طوقه گنبد ایجاد شده و نور را به داخل فضا می‌کشاند و حس سیال بودن گنبد را به مخاطب ارمغان می‌دهد چرا که گنبد در زیر امواج‌های نور قرار گرفته و حس تعلیق را به وجود می‌آورد، همانا که مصالح با پیوند نور آسمانی می‌شوند.

مسجد در معماری ایران :

مساجد مهم‌ترین بناهای معماری ایران بعد از اسلام هستند. شاخص‌ترین و پیشرفته‌ترین بناهای هر دوره معماری ایران بعد از ورود اسلام را می‌توان در مساجد پیدا نمود. اهمیت مسجد در ایران نشانه‌ای از پذیرش و اقبال مردم ایران نسبته به دین اسلام هست.
چرا که در دورافتاده‌ترین نقاط ایران نیز مساجد مهم‌ترین بناهای بافت اطراف خود بوده‌اند که با هزینه مردم بنا می‌شدند.

ویژگی‌های ساختاری هر مسجد حاوی انعطاف ذاتی، بی‌تفاوتی نسبت به نماهای خارجی، تأکید متقابل بر فضای داخلی، و گرایش طبیعی به تزئینات کاربردی هست.
زمانی که از مسجد «جامع» سخن می‌رانیم در واقع همان مسجد هست با ویژگی‌هایی مضاف و فراتر از مسجد و وام گرفته شده از معماری دوره بیزانس با ریشه‌های کلاسیک. به اعتقاد پیرنیا (۱۳۸۳)، ایرانیان کهن و هنرمندان آن‌ها باور به تقلید درست داشته‌اند و آن را بهتر از نوآوری بد می‌دانستند. تقلید یا برداشتی که منطق انجام دهد و با شرایط زندگی سازگار باشد. از این وجوه خاص که جامع را از مسجد متمایز می‌کند، می‌توان به محراب، منبر یا سکوی وعظ، مقصوره یا محصوره، ناو یا راهروی بالا آمده میانه شبستان و گنبد اشاره کرد. ذکر این نکته حائز اهمیت هست همه این عناصر در یک بنا با درجه اهمیت مساوي باقی نماندند و با همه آن‌ها به یک نحو تماس نمی‌شد (براند، ۱۳۸۳).

تاریخچه مسجد در ایران

پس از فروافتادن ساسانیان، ساخت مساجد در ایران آغاز شد. در سه قرن نخستین حکومت اسلامی در ایران، مساجد به شیوه‌ای بسیار ساده و به پیروی از معماری ساسانی ساخته می‌شد. زادگاه اولین نمونه‌های معماری اسلامی ایران را در خراسان دانسته‌اند، لذا طریق ساخت بناهای این دوران (شامل امویان، عباسیان، طاهریان) به شیوه خراسانی معروف هست.
در این شیوه که نقشه عمومی بناهای آن از مساجد صدر اسلام اقتباس شده، مساجد به صورت «شبستانی» یا «چهل ستونی» ساخته شده‌اند (ذکرگو، ۴۶:۱۳۸۰) با پدیدار شدن اسلام و پذیرش آن از سوی ایرانیانی که زیر بیدادگری و ستم بودند دگرگونی‌هایی در ساختمان‌سازی رخ داد:

  • پس از اسلام، با الگو گرفتن از باورهای اسلامی ساختمان‌ها «مردم وار» تر شدند. گرچه در شیوه پارتی نیز مردم واری و پرهیز از بیهودگی نمایان بود ولی بعد از اسلام این ارزش‌ها اغلب نمودار شدند.
  • در شیوه‌های پیشین بنابر شرایط، ساختمان‌سازی کیفیت ویژه‌ای یافت. برای نمونه در شیوه پارتی در روزگار اشکانیان، ساختمان‌ها با سبک پاک‌تراش و با ریزه کاری بیشتری ساخته می‌شدند، ولي در دوره دوم زمان ساسانیان چون به ساختمان‌های بیشتری نیاز داشتند ساختمان را با سنگ لاشه می‌ساختند، بدین گونه کیفیت: ساختمان‌سازی نیز افت می‌کرد (پیرنیا، ۱۳۴:۱۳۸۳) این امر به روی نحوه ساخت مساجد در دوره‌های گوناگون تأثیر گذاشت. به‌طور مثال ”در دوره سلجوقی آجر کاری و در دوره ایلخانی گچ بری و در دوره تیموری و صفویه کاشیکاری رایج بوده‌ هست.
    نقشه ساختمانی مساجد نیز تفاوت‌های آشکاری در هر دوره دارد. در ایران اسلامی با مساجد شبستانی، یک ایوانی، دو ایوانی، چهار ایوانی و ترکیب گنبد خانه با ایوان اصلی روبرو هستیم“(ابوذری ۱۳۸۰: ۱۱۷)
  • ساختار مسجد در معماری ایران

    در معماری ایرانی هرگاه تعدادي طاق پوش در کنار هم جای می‌گیرند، دهانه کوچه میانی یا میان وار بیشتر از کوچه‌های دیگر هست و از دهانه بر وارها با کوچه‌های دیگر کم‌کم کاسته می‌شود و کوچه کناری که طاق آن روی دیوار پرت (دیواری که پشت آن آزاد است) می‌نشیند کمترین دهانه را دارد تا از رانش طاق کم‌کم کاسته شود و دیوار پرت را نیندازد؛ ناگزیر نمای میانوار که به روی سرای سرگشاده باز می‌شود پردهانه تر و بلندتر می‌شود و از مردم واری آن می‌کاهد. معمار هنرمند مسجد فهرج برای پیشگیری از این کاستی در کنار دو جرز میانوار، پیلک‌های نغزی افزوده تا دهانه یکسان نماید (این نغزکاری یکصد سال پیش از آن در تاریخانه دامغان به کار رفته‌است). کار بهره‌گیری از ساختمایه‌های بوم‌آور در این مسجد بدانجا کشیده‌است که به جای کاه در کاهگل (که شاید در فهرج کمیاب بوده)، ژاژ (خارشتر-آدور) آسیا شده به کار برده‌اند و همین کار اندودها را از آسیب موریانه بر کنار داشته‌است.

    هنر و معماری مساجد ایران

    مساجد ایران تمثیلی بی‌نهایت هست از رساندن انسان به کمال و ترکیب‌کننده رمز قدسی به گونه‌ای که این مکان دارای تقدس هست و انسان با اشراق درونی با آن ارتباط برقرار می‌کند. این حرکت و سیر کمال گرایانه لازمه هر بنای مذهبی هست که اساساً مكان بندگی و پرستش است. هنر به کمال رسیده ایرانیان با بهره‌گیری از مفاهیم هندسی کیهانی همواره نمود بی‌نهایت در یک نهایت یا صورت بوده‌است.

    مساجد در نهایت نفس را به حقیقت ازلی و کمال حقیقی می‌رساند. این نائل شدن باحضور و شهودی همراه هست که همواره حرکت در مکان و دیدنی از جنس شناخت از لحظه ورود تا به انتها با موحد همس هست.
    تمامی مراتب این حرکت مکانی چون طریقت عرفانی آرام آرام نور حقیقت را در دل آشکار کرده انسان را از حشو و زواید خارج از این مکان مقدس منزه می‌دارد. ورودی در مساجد ایران جایگاه انتخاب و اطمینان هست و تمایز را در مکان نشان می‌دهد و بیان می‌دارد که هویتی قدسی و کاملاً متفاوت با پهنه هیولایی اطراف در حال وقوع هست.
    عمدتاً ورودی‌های مساجد ایران حرکتی روحانی به سوی آسمان دارد. به‌طور کلی هرچه به گذشته بازمی‌گردیم درمی‌یابیم که زندگی انسان با کیهان و آسمان اغلب مرتبط بوده‌است.

    جلوه‌های این ارتباط را درقالب نقوش هندسی چون خورشید ماه و ستاره‌ها در معماری می‌یابیم که آن‌ها را در تزیینات به صورت اجر کاری یا کاشی کاری یا در کل حجم معماری در قالب بکاربرده از حجم‌ها هندسی مطلقی چون مکعب یا مربع مستطیل یا دایره یا احجامی از این قبیل ملاحظه می‌کنیم. هندسه این نقوش دارای کششی درونی و به صورت متحدالمرکز یا مرکزگرا نمایان می‌شود. حرکت اجزای کوچک‌تر و چرخش آن‌ها به دور اجزای دیگر بخشی از چرخش و حرکت کلی هست.
    اجزا در یک نقش در عین حال که دارای اتحاد کلی می باشند در بین خود نیز دارای وحدتی یکسان اند و به سوی یک مرکز دارای یک حرکت درونی هستند. این در واقع قانون نظم طبیعی در جهان هستی هست.
    منبت کاری‌ها گره چینی‌ها یا کاشی کاری‌ها به ایجاز این نظم کیهانی را به تصویر می‌کشند. تمامی نقوشی که به صورت طرح‌های اسلیمی می باشند در یک حرکت دایره وار قابل مهار شدن در دایره‌اند. این دوایر نامرئی چون روح ویا پهنه بی‌انتها ی معنا همواره در نقوش حضور دارند و بیانگر ماهیت مینویی ان‌اند. این نقوش اصول حقیقی را به نمایش می‌گذارد که بر اساس معرفت وجود و هستی شناسی علاوه بر این که الگویی طبیعی در جهان هستی هست در بردارنده معنای ازلی نیز هست که ره یافتن به این معنا از طریق مشاهده و درک تحقق می‌یابد.

    تابش پی در پی نور در سطوح متفاوت و با زوایای گوناگون در پیش تاق ایوان ورودی باعث احساس حضور نور می‌شود حضوری که شاید در بعد عادی در سطوح احساس نمی‌شود ولي باتغییر تابش و ایجاد سایه‌های متفاوت احساسی بلورین را در زیر تاق برمی انگیزاند. نور در این میان نقش حکیمانه خویش را با ظهوری حیات بخش ایفا می‌کند و تأثیر وجودی خویش را در تراش الماس گونه فضا در هماهنگی شگفت‌انگیز با هندسه به جای می‌گذارد. نور بخشایش و رحمت الهی را بر آینه دل مؤمنین می‌تابد. چنانچه ان واجد بازتابش باشد انوار عالی الهی را به طرق گوناگون نمایان می‌سازد. ولي با وجود تکثر این بازتابش‌ها حرکت صعودی در آن‌ها دیده می‌شود و در انتها به یک خورشید یا شمسه در نور ازلی می‌رسند.

    هندسه پیش تاق یا ایوان ورودی به صورت یک مستطیل کشیده شده‌است که عمدتاً با دو مناره در دو طرف ترکیب می‌شوند و با زبان سکوت شهادت می‌دهند که در این‌جا اتفاقی مقدس رخ می‌دهد. علاوه بر این تفاوت مقیاس و شکستنی که در خط آسمان عناصر اطراف خود ایجاد می‌کند بر حرکت رو به بالای ورودی اغلب تأکید می‌کند. این عروج روحانی در پیش تاق یا موتیف‌هایی چون مناره‌ها و کاشی کاری‌ها بر روی مناره‌ها به صورت اجر کاری و با طرح‌های اسلیمی مقرنس‌ها پیچ‌های تزیینی نیلی رنگ محیط و قوس‌های تیزه دار بیان می‌شود. فضای ورودی آغاز سفر عرفانی هست که درون را به آنچه شایسته رسیدن اوست سوق می‌دهد.

    کارکردهای مسجد :

    مساجد به نام مهم‌ترین بناها در هر شهر و روستا همواره نقش‌های متعددی در زندگی قشرها مردم داشته‌اند. این بناها چون بزرگ‌ترین ساختمان‌ها بوده‌اند در آغاز نیازی به داشتن نشانی ویژه‌ای نداشته نگاه هر گذرنده‌ای را به سوی خود جلب می‌کردند ولي بعد از گسترش شهرها نخست با افزایش در گاه‌ها و نهادن توق بر بلندترین جای ان و سپس با ساختن میل برج مناره در کنار و نزدیک ان ساکنان شهر را به عبادتگاه راهنمایی می‌کرده‌اند. رفته رفته مسجد به نام چشم‌اندازی جغرافیایی و جلوه گاه هنر و ذوق ایرانی شهر را کاملاً تحت تأثیر خود قرار داد ولي سیمای خاصی که مسجد در شهر به وجود می‌آورد و اثری که بر گسترش شهر می‌گذاشت. تنها به فضاهای فیزیکی و آرایش‌های هنری و ذوقی ان ختم نمی‌شد بلکه مسجد از گذشته کارکردهای گوناگونی داشته و اکنون هم این نقش‌ها را تا حدودی حفظ کرده‌ هست.
    این نقش‌ها عبارتند از:

    • مرکز ارشاد و تبلیغ اسلامی و کانون رعایت قواعد و قوانین خاص.
    • اعتقاد به عبادت نمازگزاران و نیایش به خدا از عوامل و انگیزه‌های بنیاد و ایجاد مساجد است.
    • جمع‌آوری نذورات و کمک‌های خیرین پخش آن بین نیازمندان
    • آموزش رشته‌های گوناگون (قرآن، نهج البلاغه، آمادگی دفاعی و…)

    محدودیت‌ها :

    در عربستان سعودی ساخت هرگونه عبادت‌گاهی به غیر از مسجد ممنوع است.

    شهر آتن تنها پایتخت یک کشور اروپایی هست که با بیش از۵۰۰ هزار مسلمان، مسجدی رسمی ندارد. ایضاً مسلمانان یونانی و مسلمانان مقیم این کشور از داشتن گورستانی برای دفن مرده‌های خود نیز محروم هستند.

    در تاریخ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ میلادی، اکثریت مردم سوئیس با شرکت در یک همه‌پرسی عمومی، به «ممنوعیت احداث مناره در سوئیس»، رأی مثبت دادند.

    نگارخانه :



    نام‌شناسی :

    بیشتر تاریخ‌شناسان ریشهٔ نام هِرات را برگرفته از نام ایرانی باستان «هَرَیو» که به معنای «پُرشتاب» هست می‌دانند. نام سرزمین باستانی هریوا و پایتخت آن از نام رودخانه هریرود که در آن جاری هست گرفته شده‌ هست.
    «هَرَیو-» را با «سَرَیو-» (Saráyu-) در زبان هندی کهن سانسکریت که نام رودخانه‌ای بوده‌است همانند می‌دانند. برگرفتن نام سرزمین‌ها و شهر اصلی آن‌ها از نام رودخانه در سرزمین‌های باستانی شرقی فلات ایران معمول بوده‌ هست.
    مثال دیگر نام اوستایی «باخذی-» (Bāxδī) و پارسی باستانی «باختریش-» (Bāxtriš) یا بلخ امروزی که از نام رودخانهٔ بلخاب (به یونانی: باکتروس) گرفته شده‌است و ایضاً نام اوستایی «هَرخوَیتی-»، پارسی باستانی «هَرَهُوَتی-» و سانسکریت «سَرَسوَتی-» (Sárasvatī-) که از نام رودخانهٔ ارغنداب گرفته شده‌است”.

    نام‌های تاریخی

    ریشه: برگرفته از واژهٔ ایرانی کهن هَرَیو-، به‌معنای «پُر شتاب»، نام رودخانهٔ هریرود. سَرایو- معادل سانسکریت ودایی آن در کتاب ریگ‌ودا، در فهرست رودهای ریگ‌ودا (سانسکریت: سَپته‌سندو؛ به‌معنای 'هفت‌رود') هست که در کنار این سه رود دیگر یاد شده: کوبها (همان رود کابل)، رَسا (همان رَنهای اوستایی) و کُرومو (درهٔ کُرَم در مناطق قبیله‌ای فدرال پاکستان). بیشتر تاریخ‌شناسان ریشهٔ نام هِرات را برگرفته از نام ایرانی باستان «هَرَیو» که به معنای «پُرشتاب» هست می‌دانند. نام سرزمین باستانی هریوا و پایتخت آن از نام رودخانه هریرود که در آن جاری هست گرفته شده‌ هست.
    «هَرَیو-» را با «سَرَیو-» (Saráyu-) در زبان هندی کهن سانسکریت که نام رودخانه‌ای بوده‌است همانند می‌دانند. برگرفتن نام سرزمین‌ها و شهر اصلی آن‌ها از نام رودخانه در سرزمین‌های باستانی شرقی فلات ایران معمول بوده‌است. امروزه هرات به نام‌های دیگری نیز شهرت دارد. هریوا، هِرَی یا هَرِی، دیگر نام‌های هست که این شهر به آن‌ها شهرت دارد، باشندگانِ هرات را هِرَوی نیز می‌گویند. در ایران در گذشته به این شهر هَرات گفته می‌شده و امروزه نیز بنا به عادت هَرات گفته می‌شود.

    تاریخ :

    هرات پیش از کشف مسیر دریائی اقیانوس هند در گذرگاه جاده ابریشم قرار داشت. و نقش بزرگ را در بازرگانی میان شبه قاره هند، شرق میانه، آسیای مرکزی و اروپا بازی می‌کرد. هرات از لحاظ موقعیت جغرافیایی در طول تاریخ بستر مساعد تلاقی تمدن‌های شرق و غرب نیز به‌شمار می‌رفت. از این‌رو هرات یکی از گهواره‌های تمدنی تاریخ پربار خراسان شناخته می‌شود.

    گذشته درخشان

    در گذشته‌های دور گفته می‌شد که «جهان اقیانوسی هست و در این اقیانوس مرواریدی هست و آن مروارید هرات است.»

    هِرات در فَرگَرد نخست وندیداد اوستا بنام هَرویوا (Harōiva) آمده‌است که «ششمین سرزمین و کشور نیکی که من، اهورامزدا، آفریدم هَرویو و دریاچه‌اش بود.»

    و در یَشت چهاردهم مِهریَشت از اوستا آمده‌است که «آن جا که رودهای پهناور و ناوتاک با انبوه خیزابهای خروشان، به ایشکَتا و پوروتا می‌خورد و به سوی موئورو، هَرویو، گاوا-سوغدا و هوارِزم می‌شتابد.»

    تاریخ پیش از اسلام

    هروی‌ها (به یونانی: آرین‌ها) دسته‌ای از تیره‌های آریایی بودند که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد، زادبوم خود در آسیای میانه را رها کرده و از ناحیهٔ رودخانهٔ آمودریا (اکسوس یا جیحون) به داخل فلات ایران روی آوردند و در سرزمینی بارور، پیرامون هریرود (به لاتینی: Arius) جای گرفتند. نام سرزمینشان را به نام این رودخانه، هریوا نامیدند، که کم و بیش با ولایت هرات امروزین همانند است.

    در سده‌های واپسین هفتم و آغازین ششم پیش از میلاد، هریوا بدست مادها افتاد و بعد از انقراض مادها بدست کورش بزرگ، یکی از ساتراپی‌های هخامنشیان به‌شمار می‌رفت. مرکز فرمانروایی هخامنشیان در هرات قصری در شهر آرتاکوانا بود. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی، هریوا (Haraiva) در فهرست ساتراپی‌های هخامنشیان آمده‌است.

    به قول مورخ یونانی هرودت، اسکندر مقدونی در ۳۳۰ قبل از میلاد، آرتاکوانا مرکز ساتراپی هریوه را گشود. وقتی اسکندر به این شهر آمد، آرتاکوانا شهر آباد و مرفهی بود. شهربان (ساتراپ) هریوه در آن زمان ساتی برزن نام داشت. چنانچه چه باشندگان هریوا بسختی مقاومت کردند ولي سپاهیان اسکندر موفق به فتح شهر شده و آن را ویران و بسیاری از باشندگان آن را به قتل رسانیدند. اسکندر بعد از تصرف شهر، در آنجا دژی برای نظامیان خود ساخت که بقایای آن هنوز باقی هست.
    قصد از ساختن این دژ، حفظ نظامیان از شورش احتمالی مردم شهر بود. اسکندر سپس شهر را دوباره آباد کرد و نامش را «اسکندریه آرئیا» نهاد و باشندگان بازماندهٔ آرتاکوآنا را بدین شهر که هِرات امروزین باشد تحویل کرد.

    پس از درگذشت اسکندر (در سال ۳۲۳ ق. م)، هریوا جزئی از قلمرو سلوکیان درآمد. تا اینکه بعد از سال ۲۴۰ ق. م دو سرزمین همسایهٔ هریوا یعنی باختر و پارت از سلطهٔ سلوکیان مستقل شدند. در این زمان هریوا جزئی از قلمرو دولت یونانی باختری نوبنیاد درآمد. در بین سال‌های ۲۰۸ و ۱۹۰ ق. م آنتیوخوس سوم (ملقب به کبیر) پادشاه سلوکی توانست قلمروش را تا سرزمین‌های شرقی گسترش دهد و دوباره هریوا بدست سلوکیان افتاد. در سال ۱۶۷ ق. م مهرداد یکم پادشاه مقتدر اشکانی با شکست دادن اوکراتید هریوا و برخی از سرزمین‌ها را از سلوکیان گرفت. ازین به بعد هریوا جزئی از قلمرو اشکانیان باقی‌ماند.

    هِرات در دورهٔ ساسانیان در سنگ‌نبشته‌ای در کعبه زردشت واقع در نقش رستم بنام هریو (Harēv) و در فهرست پایتخت‌های استان‌های امپراتوری ساسانیان به زبان پهلوی بنام هری (Hariy) یاد شده‌است. در دورهٔ ساسانی از مراکز مهم نظامی و منطقه مرزی در مقابله با هیاطله بوده‌ هست.
    پیش از حملهٔ اعراب خزاعی، مسلمان به خراسان دارای اقلیت مسیحی نستوری بود. این شهر مرکز شراب‌سازی هم بود.

    در سال ۳۱ ه‍.ق (حدود ۶۵۰ م) یا کمی بعد از آن باوجود مقاومت سرسختانهٔ هروی‌ها، شهر به دست اعراب خزاعی مسلمان فتح شد.

    تاریخ بعد از اسلام

    در دورهٔ اعراب خزاعی، یعنی در دوران قرون وسطی کشورهای اروپایی، هِرات همراه با نیشابور، مرو و بلخ یکی از چهار قسمت (چهار ربع) ایالت خراسان بود.

    هرات را دل خراسان نیز خوانده‌اند. ابوالفضل بیهقی در تاریخ خود می‌نویسد: «در سنه ثمان و اربع مائه فرمود ما را تا هرات رفتیم که واسطه خراسان است». در نزهةالقلوب اثر حمدالله مستوفی آمده‌است: «هرات هوایی در غایت نیکویی و درستی دارد، و پیوسته در تابستان شمال وزد و در خوشی آن گفته‌اند: چنانچه در سرزمینی خاک اصفهان و باد هرات و آب خوارزم گرد آیند درگذشت در آنجا بسیار کم هست … در این شهر در حین حکومت ملکان غور دوازده هزار دکان آبادان بوده و شش هزار حمام و کاروانسرا و طاحونه و سیصد و پنجاه و نه مدرسه و خانقاه و آتش‌خانه و چهارصد و چهل و چهار هزار خانه مردم‌نشین بوده‌است … مردم آنجا (هرات) سلاح‌ورز و جنگی و عیارپیشه باشند و در آنجا قلعه‌ای محکم هست و آن را شمیرم خوانند. بر دو فرسنگی شهر بر کوه آتشخانه‌ای بوده‌است که آن را ارشک گفته‌اند؛ و این زمان قلعهٔ امکلجه می‌گویند و مابین آتشکده و شهر، کنیسهٔ نصاری بوده‌است».

    این شهر هم مرکزی برای مسیحیت تحت نفوذ کلیسای نستوری و هم پایگاه مهم تصوف، یعنی نظریه زاهدانه اسلام به‌شمار می‌رفت. افرادی از پیروان «نقشبندیه» و «چشتیه»، انجمن‌های اخوت صوفیه به مقامات وزارت و صدارت عظمی رسیده‌اند.

    هرات مثل اکثریت مناطق دیگر خراسان با هجوم مغول در ۱۲۲۲ م. از بنیاد ویران شد و بیشتر از نیمی از اهالی بومی آن قتل‌عام یا آواره شدند.

    هرات بین سال‌های ۶۴۳ تا ۷۸۴ ه‍.ق پایتخت دودمان آل کرت بود. تیمور لنگ در سال ۷۸۴ هرات را گشود و آل کرت را نابود ساخت. در جریان این حمله هرات بار دیگر ویران و هزاران نفر کشته شدند. شاهرخ فرزند تیمور و همسرش گوهرشاد بیگم پایتخت تیموریان را در سال ۱۴۰۱ م از سمرقند به هرات منتقل کردند.

    هرات در دوره تیموریان به اوج رونق رسید و سده پانزدهم میلادی دوران طلائی هرات بود. زیرا هرات در این دوران از لحاظ پرورش نقاشان، معماران و موسیقی‌دانان خود به نام «فلورانس آسیا» شهرت پیدا کرده بود. در آن زمان مساجد و کاخ‌های زیبا و مجللی ساخته شد که تا این زمان زینت‌بخش این شهر هست.
    از جمله مجموعه مصلای هرات، یک مدرسه و مسجدی که دوازده مناره در اطراف خود داشت اغلب قابل ملاحظه‌ هست.
    از این مجموعه که به دستور گوهرشاد بیگم بنا شده بود، اکنون تنها پنج مناره باقی‌مانده‌است.

    یکی از شاهزادگان تیموری به نام بایسنقر میرزا که خوشنویسی هنرمند بود، سرپرستی امور هنری را در شهر هرات در دست داشت. در آن زمان، شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف هست که تنها در یک آموزشکدهٔ نقاشی، شصت استاد به تعلیم هنرجویان و انجام سفارشهای محوله اشتغال داشتند. معروفترین استادکاران مکتب هرات کمال‌الدین بهزاد هست که کتاب داراي تصوير و معروفی به نام ظفرنامه تیموری دارد. امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا که خود نیز نویسنده و شاعر بود به تشویق هنرمندان و ادیبان و ساختن بناهایی در هرات می‌پرداخت.

    در ۱۵۰۶ شیبانیان (ازبکان) آسیای مرکزی بر شمال افغانستان و هرات مسلط شدند. اندکی بعد هرات بدست صفویان افتاد. در دوران صفوی هرات مهم‌ترین شهر و مرکز خراسان محسوب می‌شد و همواره مورد طمع ازبکان بود ولو چندبار این شهر به دست ازبکان افتاد. ولي سلطه ازبکان بر این شهر به صورت کوتاه مدت بود و آن‌ها از دوره‌های فترت در اوایل سلطنت شاه طهماسب اول و اوایل سلطنت سلطان محمد خدابنده و شاه عباس اول بکاربرده کردند و هر بار برای مدت کمی این شهر را در اشغال داشتند. گفتنی هست شاه عباس کبیر در این شهر به دنیا آمد و تا پیش از به سلطنت رسیدن در این شهر زندگی می‌کرد.

    معاهده پاریس و جدایی از ایران

    پس از سقوط صفویان هرات مدتی در اشغال طایفهٔ ابدالی بود و به دست نادر شاه افشار افتاد. بعد از درگذشت نادر افغان‌ها بر هرات مسلط شدند. انگلستان که از دیر زمان نگران دست اندازی روسیه به هندوستان بوده چشم طمع به سرزمینی دوخته که خود نام افغانستان بر آن نهاده بود تا بتواند آن را به صورت حایلی میان متصرفات آسیایی روسیه و هندوستان درآورد و مانع پیشروی روسیه به سوی اقیانوس هند و آسیای جنوبی شود. در دوران معروف به بازی بزرگ مأموران بریتانیایی در هرات فعال بودند و از جدایی آن از حکومت ایران پشتیبانی می‌کردند. در ۱۲۴۹ ه‍.ق عباس میرزا از سوی فتح‌علی شاه قاجار مأمور پس گرفتن هرات از افغان‌ها شد [نیازمند منبع]. درگذشت عباس میرزا در راه مشهد این کار را ناتمام گذاشت. محمد شاه قاجار نیز کوششی برای فتح هرات کرد که ناکام ماند. در زمان ناصرالدین شاه قاجار، دوست محمدخان، حاکم کابل و قندهار هرات را گرفت. نیروهای ناصرالدین شاه تحت فرمان حسام‌السلطنه هرات را محاصره کردند و در سال ۱۲۷۳ این شهر را گرفتند. با مداخلات بریتانیا در جنوب ایران و بحرانی شدن روابط ایران و بریتانیا طی معاهده پاریس که در ۱۲۷۳ ه‍.ق (۲۳ جنوری ۱۸۵۷ میلادی) در پاریس بین نماینده ایران و سفیر بریتانیا امضا شد قرار شد که نیروهای بریتانیا از بنادر و جزایر جنوب ایران خارج شوند و در عوض ایران نیز سپاهیان خود را از هرات فراخواند و به ناچار از شهر هرات و غرب افغانستان امروز صرف نظر کند.

    تلاش برای الحاق دوباره به ایران

    پس از درگذشت دوست محمد خان و ایجاد هرج و مرج در افغانستان، دولت انگلیس تصمیم گرفت هرات را برای مدت نامعلومی به‌طور امانی تحت حاکمیت ایران قرار دهد. بدین جهت رونالد تامسون وزیر مختار انگلیس در ایران در اکتبر ۱۸۷۹ (۱۲۵۸ خورشیدی) این پیشنهاد را از طرف دولت متبوعش به دولت ایران ارائه کرد. ناصرالدین شاه و صدراعظم او حسین خان سپهسالار قرارنامهٔ مزبور را در دولت مطرح و آن را مورد بررسی و مطالعه قرار دادند و با اطرافیان خود در باب آن مشورت کردند. از جمله ایراد عمده‌ای که به آن گرفته شد ذکر کلمهٔ «امانت» در قرار نامه بود که می‌گفتند چنانچه بعد از آنکه دولت ایران متحمل زحمت و مرارت شد و مبالغی در این راه هزینه کرد و بعد از برای مثال شش ماه دولت انگلیس تصمیم گرفت هرات را از قلمرو ایران جدا نماید چه خواهد شد؟ مذاکرات با دولت انگلیس در باب حذف این شرط از قرارنامه هم نتیجه نداد. به این جهت با آنکه ناصرالدین شاه در این باره به استخاره هم متوسل شد و استخاره هم «بسیار بسیار خوب» آمد، مدتی سرگردان و حیران بودند و نمی‌توانستند تصمیم بگیرند و بالاخره بهتر آن دیدند که آن را قبول نکنند و به مقامات انگلیس پاسخ رد داده شد.

    تاریخ معاصر

    در تاریخ معاصر افغانستان، هرات از استبداد داخلی، تحجر، تعصب و تجاوزات خارجی بیش تر از دیگران رنج کشیده‌ هست.
    هرات سراسر سده نوزدهم را در میان کشمکش‌های سرداران سدوزایی و محمدزایی و بازی بزرگ سپری نمود.

    هرات در سده بیستم سرنوشتی غم‌انگیزتر از سدهٔ قبل داشت. از ۱۵ تا ۲۰ مارس ۱۹۷۹ (۲۴–۲۹ حوت ۱۳۵۷) اولین قیام تحت نام قیام بیست و چهار حوت افسران و سربازان حکومتی و مردم هرات علیه حکومت تحت حمایت شوروی نورمحمد تره‌کی با شعارهای مذهبی سر بلند کرد که به سرکوب خونین هراتی‌ها منجر شد.

    هرات در تا پایان سال حمله شوروی به افغانستان ویرانی‌های زیادی را متحمل شد و تعداد زیادی از شهروندان آن کشته، زخمی یا معلول شدند.

    پس از سقوط حکومت دکتر نجیب الله، آخرین رئیس‌جمهور تحت حمایت شوروی در افغانستان و تسلط مجاهدین بر افغانستان، اسماعیل خان به همراه نیروهای تحت امرش، وارد شهر هرات شد و کنترل آن را در دست گرفت. اسماعیل خان تا سال ۱۳۷۴ خورشیدی، فرمانده قل اردوی شماره چهار اردوی افغانستان در غرب کشور و استاندار استان هرات بود.

    در سال ۱۳۷۴، طالبان بعد از نبردهای در ولایت فراه موفق به تصرف شهر هرات شدند و مانند سایر ولایات قوانین منحصر به حکومت خودشان را در هرات نیز تطبیق کردند.

    در طول سه دهه گذشته و در جریان اشغال افغانستان توسط شوروی، نبردهای داخلی در افغانستان در دوران حکومت مجاهدین و دوره طالبان، هزاران تن از باشندگان هرات، از خشونت‌ها در کشورشان، به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت کردند.

    پس از تهاجم آمریکا و نابودی طالبان توسط آمریکا، بار دیگر کنترل هرات و ایالات غربی افغانستان در سال ۱۳۸۰، بدست اسماعیل خان افتاد و اسماعیل خان پروژه‌های بزرگ سازندگی و بازسازی را در این شهر به اجرا گذاشت.

    در سال ۲۰۰۴ میلادی، استان هرات شاهد تعدادي درگیری خونین میان نیروهای دولتی تحت امر اسماعیل خان و دیگر فرماندهان محلی بود. هواداران اسماعیل خان معتقد بودند که اغلب این درگیریها، به تحریک دولت مرکزی، به منظور سست کردن بیناد حاکمیت اسماعیل خان در هرات انجام می‌شود.

    وضعیت سیاسی جاری

    هرات در سال‌های اخیر نابسامانی‌های سیاسی متعددی را گذرانده‌است ولي نسبت به برخی از ولایات افغانستان وضعیت امنیتی بهتری دارد. بعد از سقوط حکومت طالبان محمداسماعیل خان خود را والی هرات خواند. در سال ۱۳۸۴ حامد کرزی اسماعیل خان را از این سمت سبکدوش و برای گرفتن پست وزارت معادن به کابل فراخواند و سید محمد خیرخواه به نام والی هرات تعیین شد. یک سال بعد رئیس‌جمهور حسین انوری رهبر حزب حرکت اسلامی افغانستان را به نام والی هرات تعیین کرد. انوری نخستین والی شیعه هرات بود و سه سال به این سمت باقی‌ماند و بعد از آن در جدی ۱۳۸۸ یوسف نورستانی به نام والی به هرات فرستاد. یک سال بعد داوود شاه صبا به جای او به این سمت منصوب شد.

    این شهر طی دو سال اخیر توانسته‌است پله‌های شکوفایی و ترقی را تندتر بپیماید. بدنبال تصویب و شروع برنامه‌ای مبنی بر رشد هرچه بهتر هرات که توسط دکتر صبا تهیه شده، قرار هست هرات در ظرف تعدادي سال آینده شاهد ساخت و ساز پروژه‌های عظیم زیربنایی که در رشد اقتصاد این شهر نقشی مهم دارد باشد. از این موارد می‌توان بر ایجاد سهولتهای شاهراه‌ها و میدان هوایی (فرودگاه) آن را نام برد. در مهم‌ترین رویداد معاصر هرات، شهر هرات از شانزدهم تا بیستم اکتبر ۲۰۰۷ میزبان هفدهمین نشست وزیران خارجه سازمان همکاری‌های منطقه‌ای (اکو) بود.

    جغرافیا و اقلیم :

    شهر هرات از شمال و شرق کوهستانی از غرب و جنوب نسبتاً کوهستانی می‌باشد اقلیم این شهر معتدل هست که در زمستان به ۱۰- درجه سانتی گراد هم می‌رسد در زمستان باران‌ها و برف‌ها در این شهر می‌بارند و در تابستان هوا گرم و گاهی اوقات به ۳۸ درجه سانتی گراد می‌رسد در بهار هم هوا معتدل و دلپذیر است

    رودها

    آب و هوا

    هرات دارای آب و هوایی معتدل است، بهاری دلپذیر، تابستانی با بادهای زیاد که به بادهای ۱۲۰ روز معروف اند، پاییزی معتدل و زمستانی نه چندان سرد هست.
    تنها زمستان ۱۳۸۶ به نام سخت‌ترین زمستان تاریخ معاصر هرات شناخته می‌شود که در آن بر اساس ارایه گزارش سایت رسمی ولایت هرات، یکهزار تن کشته شدند. بادهای ۱۲۰ روز در هرات شدت گرما را در این ولایت می‌کاهد و سبب سردی هوا در جریان شب می‌شود.

    بادهای ۱۲۰ روزه

    بادهای یکصد و بیست روزهٔ هرات در اثر بوجود آمدن مرکز فشار بلند در سفیدکوه و مرکز فشار پست وادی هرات بوقوع می‌پیوندد و مدت یکصد و بیست روز از اوایل جوزا الی اواخر سنبله ادامه می‌یابد.

    فرهنگ و هنر :

    هرات به شهر علم و فرهنگ نیز شهرت دارد، شهرت هرات به این نام اغلب به خاطر شاعران، نویسنده گان و هنرمندانی هست که از گذشته‌ها تا کنون در این شهر پرورش یافته‌اند. شهر هرات دارای چندین انجمن ادبی، هنری و فرهنگی هست که در این میان انجمن ادبی هرات با سابقه‌ای طولانی از شهرت بیشتری برخوردار است.

    مردم‌شناسی :

    جمعیت هرات ۳۹۷۵۰۰ تن هست (تخمین سال ۲۰۰۹). تخمین ترکیب قومیتی این شهر به درستی در دسترسی نیست. بر پایه گزارش انجمن جغرافیای ملی، ۸۵٪ باشندگان هرات تاجیک ها هستند. بعد از آنان پشتون ‌ها ۱۰٪ ، هزاره ها ۳٪ ، بلوچ ها ۲٪ ترکمن ها ۲٪ و ۶٪ دیگر از ساکنان هرات را سایر قومیت‌ها تشکیل می‌دهند.

    دین و مذهب

    تقریباً تمامی مردم ساکن در شهر هرات را مسلمانان تشکیل داده‌اند. مسجد جامع هرات، بزرگترین مسجد افغانستان در شهر هرات موقعیت دارد.

    سرشناسان

    همچنین رجوع شود به فهرست سرشناسان دیگر هرات، ذیل سرواژهٔ هروی.

    این شهر آرامگاه‌های بزرگان اولیا و علما را در خود جای داده از این جمله می‌توان آرامگاه خواجه عبدالله انصاری معروف به «پیر هرات»، بزرگترین شاعر صوفی هرات، میرعبدالواحد مشهور به سلطان آغا و… را که در پایین ذکر شده‌اند نام برد. آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در روستای گازرگاه در شمال شهر هرات هست که به فرمان شاهرخ تیموری ساخته شد.

    هرات در برخی منابع داخلی به خاک اولیاءالله معروف هست.
    این سرزمین تاریخی، همواره کانون علم و فرهنگ بوده، علماء و فضلای بزرگ را در دامان خویش پرورانیده‌ هست.
    در فهرست زیر نام شماری از آن‌ها که در هرات زاده شده‌اند یا زیسته‌اند آمده‌است:

    • خواجه عبدالله انصاری مشهور به پیر هرات، عارف و شاعر سدهٔ پنجم هجری
    • کمال‌الدین بهزاد، نقاش و مینیاتوریست عصر تیموریان
    • غیاث‌الدین نقاش، نقاش و مینیاتوریست عصر تیموریان
    • امیر علیشیرنوایی، دانشمند و شاعر عصر تیموریان
    • میرعلی هروی، خوشنویس عصر تیموریان
    • میرخواند، مورخ عصر تیموریان
    • شاه عباس یکم، نامدارترین شهریار دوران صفوی
    • ساتی‌برزن، والی هریوا، در عصر داریوش سوم، آخرین شاهنشاه هخامنشی
    • خواجه علی موفق بغدادی، شاعر سدهٔ سوم هجری
    • فوشنجی هروی، عارف سدهٔ چهارم هجری
    • سلطان آغا
    • خواجه غلطان ولی، استاد خواجه عبدالله انصاری
    • ملا ناسفنج
    • سید عبدالله مختار، از بزرگان مشایخ هرات
    • ابوعبدالله هروی، از مشایخ تصوف
    • سیفی هروی، مورخ سدهٔ هشتم هجری و مؤلف تاریخ‌نامه هرات
    • سعادتملوک تابش، از بزرگان و عارفان هرات شاعر و نویسنده

    اقتصاد و بازرگانی :

    هرات به دلیل داشتن مرز با مشترک با دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکمنستان و دارا بودن دو درگاه (گمرک) مهم اسلام‌قلعه در غرب و تورغندی (سیاه تپه) در شمال به مرکز اصلی تجارت و کسب و کار افغانستان تبدیل شده‌است.

    اجناس وارداتی از کشورهای ایران و ترکمنستان در این شهر ارزانتر است، شهرک صنعتی هرات از بودجه گمرک هرات توسط اسماعیل خان بنا شد، ده‌ها کارخانه تولیدی در این شهرک مشغول تولید اند

    ۱ مواد غذایی ۲ پلاستیک ۳ قند و شکلات ۴ شرکت‌های پلی واتلین ۵ مصالح و اجراات ساختمانی ۶ صنایع چوب ۷ نوشابه سازی ۸ رنگ سازی و مواد شیمیائی ۹ بسته‌بندی و مونتاژ موتورسیکلت ۱۰ برق رسانی ۱۱ سنگبری ۱۲ فلزکاری و فلزات ۱۳ پوست و چرم

    گمرک هرات به نام یکی از بزرگترین منابع درآمد دولت افغانستان به‌شمار می‌رود.

    محصولات کشاورزی

    انگور هرات از شهرت بسیاری برخوردار هست.
    نظامی سمرقندی در چهارمقاله می‌گوید: «... و در سواد هری صد و بیست لون انگور یافته شود هر یک از دیگری لطیف تر.» مشهورترین اینها انگور فخری، لعل، کشمشی، عسکری، حسینی و مانند آنه هست.
    اولین انگوری که می‌چینند و به بازار می‌آید «رَوچه» نام دارد. بخش‌های کوچک یک خوشهٔ انگور را در زبان گفتاری «تلیس» می‌گویند و چوب یا سیخی که از خوشه بعد از خوردن انگور می‌ماند «خجوم» می‌گویند.

    از میوه‌های هرات می‌توان اقسام انگور از قبیل:انگور فخری، انگور لعل، انگور کشمشی، انگور عسکری، انگور پوشنگی، انگور حسینی، انگور روچه، انگور لوغی، انگور صاحبی، انگور کس نداره، انگور آبی، انگور مسکه، انگور شنگول خانی، انگورمیراحمدی _ اقسام خربزه، اقسام زردآلو، اقسام انار، اقسام بهی، اقسام انجیر، اقسام بادام، اقسام توت، اقسام شفتالو، اقسام آلو، اقسام هندوانه، اقسام سیب، اقسام ناک اقسام گردو و اقسام امرودو را نام برد.

    مدیریت شهری :

    شهرداری

    شهرداری هرات حاوی ۱۵ ناحیه‌است که اداره هر منطقه به عهده مدیر آن ناحیه‌ هست.
    شهردار هرات سید ولی قتالی هست.
    شهر هرات تا تعدادي سال قبل دارای ده ناحیه بود، نواحی پانزده‌گانه هرات بر اساس اعداد از ناحیه یک الی ناحیه پانزده نامگذاری شده‌اند. معروف‌ترین مناطق شهر هرات در ناحیه شرق شهر، جکان و نو آباد، در مرکز شهر چهار راهی مستوفیت، شهر نو، در شمال شهر قول اردو و منطقه تخت صفر، در غرب شهر محله باباحاجی و شهرک جبرئیل و در جنوب شهر بکر آباد، درب عراق و درب ملک هستند.

    نمای شهر

    شهر هرات به دو بخش تقسیم شده‌است، شهر جدید هرات و شهر کهنه هرات، در شهر جدید در سال‌های اخیر خانه و منازل نو با سبک نوین ساخته شده‌است ولي عموماً تخریب خانه‌های شهر کهنه هرات مجاز نیست.

    شهر جدید هرات امروزه مرکز اصلی شهر هرات و مناطق جنوبی و شمالی آن را تشکیل می‌دهد، مناطقی مانند بکرآباد به تازگی ایجاد شده‌اند، خانه‌های مدرن در مناطق شمالی شهر هرات نیز شهر جدید و کهنه هرات را به دو چهره متفاوت از یک شهر تبدیل ساخته‌ هست.
    امروزه اغلب ترین گسترش شهر هرات به سوی جنوب و شمال غرب بوده‌است.

    شهر کهنه هرات مساحت سطحی آن به یک کیلومتر مربع (؟) بالغ می‌شود و در ۶۲ درجه ۲۰ دقیقه طول شرقی و۳۴ درجه و ۴۵ دقیقه عرض شمالی واقع هست.
    این شهر به چهار بخش مستقیم تقسیم می‌گردد.

  • محله قطبچاق: که از طرف شمال از دروازه ملک شروع و به چهار سوق منتهی می‌شود.
  • محله خواجه عبدالله مصری که بازار خوش در آن بخش باقی بوده و این بازار از طرف مشرق شهر شروع به چهارسوق انجام می‌یابد.
  • محله باردرانی‌ها و بازار عراق که از طرف غرب آغاز و به چهار سوق وصل می‌گردد.
  • محله برج خاکستر که بازار قندهار در آن واقعو از طرف جنوبی شهر شروع شده و به چهارسوق می‌رسد.
  • شهر کهنه هرات دارای دکان‌ها و خانه‌هایی با معماری‌های کهن و دالان‌های تو در تو هست که سالانه تعداد زیادی از این مناطق دیدن می‌کنند. چندی قبل وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان گفت ادامه احداث ساختمان‌های جدید در شهر کهنه هرات، به آثار تاریخی این شهر آسیب‌های جدی وارد می‌کند. در شهر هرات، کمیسیونی مرکب از نمایندگان برخی ادارات دولتی، برای حفاظت از آثار تاریخی و باستانی این شهر تشکیل شده‌ هست.
    این کمیسیون، هم‌اکنون بر بازسازی شهر کهنه هرات توسط بخش فرهنگی بنیاد آقاخان، نظارت دارد.

    به گفته مقامات دولتی در هرات ولو برای احداث ساختمان‌های یک طبقه و دو طبقه هم اجازه نیست.

    آب و برق :

    برق هرات از دو کشور همسایهٔ ایران و ترکمنستان تأمین می‌شود. در اوج گرما و سرما در شهر هرات برق با مشکل مواجه می‌شود و تقریباً همه شهروندان هرات از داشتن بیست و چهار ساعته محروم می‌شوند، برق در این دو فصل در شهر هرات جیره‌بندی می‌گردد.

    ترابری :

    هرات دارای وضعیت ترابری بهتری نسبت به برخی از مناطق افغانستان هست با آنکه هنوز وضعیت راه‌های زمینی شهر به برخی از استان‌ها نامناسب هست ولي هرات دارای چهار شاهراه بزرگ هست که این شهر را به دو کشور ایران و ترکمنستان و ولایت‌های ولایت بادغیس، ولایت‌های جنوبی و در نهایت به کابل پایتخت افغانستان وصل می‌کند.

    هرات دارای یک فرودگاه نظامی و یک فرودگاه غیرنظامی است، قرار هست هرات برای اولین بار در افغانستان از طریق راه‌آهن به شهر خواف در استان خراسان ایران وصل شود.

    ترابری زمینی

    هرات در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در زمینه راه‌سازی داشته‌است، در واقع هر چهارراه اصلی منتهی به هرات از بهترین و استانداردترین بزرگراه‌های افغانستان هستند.

    در شمال هرات بزرگراه تورغندی با فاصله ۲۰۰ کیلومتر هرات را به ترکمنستان وصل می‌کند، این بزرگراه توسط شوروی سابق در اساس به قصد انتقال وسایط نظامی شوروی از ترکمنستان به افغانستان پیش از حمله شوروی به افغانستان احداث شده بود. عبور تانک‌های جنگی در طول سال‌های جنگ باعث وارد آمدن خساراتی به این بزرگراه شد ولی در سال‌های اخیر این بزرگراه توسط دولت افغانستان بازسازی شد.

    در غرب هرات بزرگراه ۱۱۰ کیلومتری اسلام قلعه، هرات را به کشور ایران وصل می‌سازد این بزرگراه از مكان کمک‌های ایران برای افغانستان اعمار شده‌است.

    در جنوب هرات بزرگراه تازه بازسازی شدهٔ هرات - کابل، هرات را به مناطق جنوبی، شرقی افغانستان و در نهایت به کابل مرکز افغانستان وصل می‌کند، این بزرگراه نیز در سال‌های اخیر توسط دولت افغانستان و تعدادي شرکت هندی بازسازی شده‌است.

    در شرق هرات بزرگراه هرات ارملک (یا ارملغ) در سال‌های اخیر ساخته شده‌است، این بزرگراه که یکی از زیباترین راه‌های غرب افغانستان هست با بودجه دولت افغانستان توسط شرکت راهسازی ایرانی ۱۱۵ احداث شد و قرار هست تا شهر قلعه نو مرکز ولایت بادغیس امتداد یابد و از آنجا غرب افغانستان را با شمال کشور وصل کند. این بزرگراه همانند بزرگراه هرات اسلام قلعه بخشی از پروژه شاهراه زمینی ایران و تاجیکستان از طریق افغانستان است.

    ترابری هوایی

    هرات دارای دو فرودگاه هست که هر دوی آن‌ها در جنوب هرات در ولسوالی‌های گذره و شیندند واقع شدند.

    فرودگاه هرات برای پروازهای غیرنظامی و فرودگاه شیندند برای پروازهای نظامی در نظر گرفته شده‌است.

    فرودگاه بین‌المللی هرات

    فرودگاه (میدان هوایی) هرات در فاصله ۱۳ کیلومتری جنوب شهر هرات در ولسوالی گذره موقعیت دارد، این فرودگاه که یکی از بزرگترین و قدیمی‌ترین فرودگاه‌های افغانستان هست که در سال‌های اخیر با ایجاد ترمینال جدید و مدرن و مجهز به سیستم‌های امنیتی تبدیل به شلوغترین فرودگاه غرب افغانستان شده‌است.

    روزانه سه پرواز داخلی از هرات به کابل، قندهار، مزار و نیمروز و در هر پانزده روز یک پرواز خارجی از هرات به شهر مشهد ایران از همین فرودگاه صورت می‌گیرد. ایضاً با ایجاد خط هوایی بین‌المللی جدید پروازهای هفته‌ای به صورت مستقیم از این فرودگاه به فرودگاه بین‌المللی ایندیرا گاندی دهلی نو صورت می‌گیرد.

    همچنین پروازهای متعلق به موسسات کمک رسانی و نظامیان خارجی مستقر در همین فرودگاه روزانه به بیشتر از سی پرواز می‌رسد.

    فرودگاه شیندند

    فرودگاه هرات بعد از فرودگاه پگرام دومین فرودگاه بزرگ نظامی افغانستان و دومین پایگاه بزرگ نظامیان خارجی در افغانستان است، هم‌اکنون هیچ پروازی متعلق به دولت افغانستان از این فرودگاه انجام نمی‌شود، این فرودگاه در پی حمله ایالات متحده آمریکا و متحدانش به افغانستان مورد بمباران شدیدی قرار گرفت و هواپیماهای بمب افگن روسی بجا مانده از حمله شوروی در افغانستان در این فرودگاه نابود شدند.

    ترابری ریلی

    قرار هست هرات برای اولین بار در افغانستان از طریق راه‌آهن به شهر خواف خراسان ایران و کشور ترکمنستان وصل شود.

    ورزش :

    در هرات نسبت به بسیاری از ولایات افغانستان امکانات بیشتری برای ورزشکاران افغان در دسترس است، ولي این امکانات به هیچ وجه کافی نبوده‌است.

    ورزشکاران هرات زیر اداره آمریت ورزشی هرات اداره‌ای از ریاست المپیک افغانستان ورزش می‌کنند.

    در هرات ورزش‌های با توپ به ویژه فوتبال، ورزش‌های رزمی و کشتی بیشتر از همه معمول است.

    تیم‌های ورزشی معروف فوتبال هرات، استقلال هرات، اتفاق هرات، انصاری هرات، پامیر هرات هستند. تیم فوتبال استقلال هرات در سال ۱۳۸۵ قهرمان اولین دوره فوتبال در سطح افغانستان زیر نام جام وحدت ملی شد، تیم‌های فوتبال اتفاق با هفت و پامیر با چهار قهرمانی پر افتخارترین تیم‌های این ولایت محسوب می‌شوند.

    هرات دارای یک ورزشگاه بیست هزار نفری فوتبال هست که سالانه مسابقات لیگ برتر و دسته اول هرات در آن برگزار می‌گردد که اخیراً این ورزشگاه صاحب یک چمن مصنوعی استاندارد در سطح منطقه شده‌است.

    یک مجمتع بزرگ ورزشی که از سوی اسماعیل خان والی پیشین هرات تهداب گذاری شده بود در سال۱۳۸۸ به بهره‌برداری رسیدو اکنون ورزش‌های فوتسال، شطرنج و پینک پنک برای دختران و پسران ولایت هرات در دسترس است.

    فوتبال محبوبترین ورزش در میان جوانان و ورزشکاران هرات است. در سال‌های اخیر فوتسال در هرات رشد چشم‌گیری داشته‌است که دلیل اصلی آن ورود اسپانسرهای قوی به این رشته ورزشی بوده‌است. هرات در سطح افغانستان دارای اغلب ترین سالون‌های ورزشی می‌باشد که اخیراً برای اولین بار در سطح افغانستان سالونی با چمن مصنوعی در هرات به بهره‌برداری رسید.

    ورزش بانوان

    در سال‌های اخیر ورزش بانوان در هرات بوِیژه پس سقوط حاکمیت طالبان رشد داشته‌است.

    در شهر هرات بانوان در تعدادي رشته ورزشی از جمله بسکتبال، والیبال شطرنج و ورزش‌های رزمی فعالیت می‌کنند. ورزش دختران چندین بار با مخالف تعدادی از تندروان موجه شد. با این حال مسابقاتی از جمله والیبال و شطرنج برای دختران معارف ولایت هرات برگزار کردید. احمد سمیع حسن‌زاده رئیس فدراسیون شطرنج ولایت هرات یکی از طرفداران ورزش بانوان در ولایت هرات مسابقات و سمینارهای متعدد در رشته شطرنج را دایر کرده‌است و اکنون دختران ورزشکار هرات از رشته شطرنج به مسابقات بین ولایتی هم اعزام می‌شوند.

    ناهید پیروز استاد رشته شوتوکان کاراته در هرات و قهرمان کاراته زنان افغانستان چندی قبل به بی‌بی‌سی گفت:

    .mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}

    ما برای کسانی که با ورزش زنان مخالفت می‌کردند کنفرانس‌های متعددی گذاشتیم و در مورد فوائد ورزش برای زنان صحبت کردیم.

    مسوولین ورزش در هرات گفته‌اند که بیشتر از یک هزار زن در سیزده ورزشگاه زنانه موجود در هرات، ورزش می‌کنند. او هم چنان گفته‌است هم‌اکنون هزاران زن و دختر در این ورزشگاه‌ها ثبت نام نموده و به دلیل کمبود ظرفیت پذیرش، منتظر دوره‌های بعدی هستند. او ضمن خرسندی از این موضوع گفت: "مردم و جامعه پذیرفته‌اند که ورزش حق مسلم زن‌ها هست.
    اکثر فامیلها مشوق دخترانشان در پیشبرد ورزش هستند.

    آموزش :

    مدرسه‌های هرات

    • لیسه انقلاب
    • لیسه سلطان غیاث الدین غوری
    • لیسه مهری هروی
    • لیسه امیر علیشیر نوایی
    • لیسه تجربوی

    دانشگاه هرات

    دانشگاه هرات، در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، در زمان حکومت دکتر نجیب‌الله، تأسیس شد. نخستین دانشکده دانشگاه هرات، دانشکده ادبیات بود.

    دانشگاه هرات هم‌اکنون یازده دانشکده، به شرح زیر دارد:

    • دانشکده اداره و پالیسی عامه
    • دانشکده علوم پزشکی حیوانی
    • دانشکده ادبیات
    • دانشکده هنرها
    • دانشکده دانش کامپیوتر
    • دانشکده زراعت (کشاورزی)
    • دانشکده اقتصاد
    • دانشکده مهندسی
    • دانشکده حقوق و علوم سیاسی
    • دانشکده پزشکی
    • دانشکده ساینس (علوم)
    • دانشکده شرعیات (الهیات)
    • دانشکده پیداگوژی (تعلیم و تربیت)

    دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی در هرات

    • دانشگاه غالب
    • دانشگاه جامی
    • مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری
    • مؤسسه تحصیلات عالی آسیا
    • مؤسسه تحصیلات عالی کهکشان شرق
    • مؤسسه تحصیلات عالی اشراق
    • مؤسسه تحصیلات عالی الغیاث
    • مؤسسه تحصیلات عالی عاطفی
    • مؤسسه تحصیلات عالی هریوا

    کتابخانه عامه هرات

    این کتاب‌خانه در سال ۱۳۱۰ خورشیدی توسط اداره مطبوعات شهر هرات با نام کتابخانه هرات پایه‌گذاری شد. در سال ۱۳۴۵ خورشیدی سیستم مدیریتی آن تغییر یافت و از آن تاریخ به بعد با نام کتابخانه عامه هرات فعالیت دارد.

    گردشگری :

    مکانهای تاریخی

    هرات شهری باستانی هست و بناهای تاریخی بسیاری دارد. اسکندر مقدونی، ارگ هرات را که به قلعه اختیار الدین هرات مشهور است، ساخته‌است و بنای عظیم آن اکنون یکی از کهن‌ترین و زیباترین اماکن هرات هست.
    ایرانیان، ترکان، مغولان و ازبک‌ها برای تسخیر این قلعه جنگیده‌اند. در اواخر دوره محمد ظاهر شاه و دوران سردار داود خان، بودجه‌ای برای بازسازی آن اختصاص دادند که در پایان دوره داودخان دوباره احیا و بازسازی شد. برج و باروهای بزرگ این قلعه از دوردست‌ها دیده می‌شود.

    مسجد جامع بزرگ شهر هرات نیز که به پنجمین مسجد جامع بزرگ جهان شهرت دارد یکی از شگفتی‌های این مرز و بوم هست.
    ساختمان این مسجد به این دلیل که پیش از اسلام نیز عبادتگاه آریایی‌های یکتاپرست بوده، بیشتر از ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و مساحت آن به ۴۶ هزار و ۷۶۰ متر مربع می‌رسد. این بنای زیبا و شگفت‌انگیز که تعدادي هزار سال قدمت دارد در سال ۲۹ هجری بعد از گرایش مردم هرات به دین اسلام، از بعد ساختمان معبدی بزرگ به مسجد مسلمانان بدل شد.

    گذشته از ارگ هرات و مسجد جامع، گازرگاه شریف (آرامگاه پیر هرات)، شاهرخ میرزا، مناره‌ها، مسجد گوهرشاد بیگم و چشت شریف از جمله بناهای تاریخی هرات هست.
    علاوه بر این مقبره‌ها و آرامگاه‌های مولانا، جامی، امام فخر رازی، شهزاده قاسم، شهزاده عبدالله، سلطان آغا، خواجه غلطان ولی، ملا واعظ کاشفی، ملا ناسفنج وسید عبدالله مختار، قدمت فرهنگی این شهر را به رخ هر بازدیدکننده‌ای می‌کشد.

    حوض‌ها و آب انبارهای تاریخی شهر هرات نیز از مظاهر مهم معماری و تمدن این شهر به حساب می‌آمده‌اند. از نظر فن معماری و ارزشهای تاریخی، آب انبارهای هرات، به مهم‌ترین بناهای تاریخی این شهر، همچون مساجد و مزارهای آن پهلو می‌زند.

    از دیگر آثار تاریخی هرات پل مالان هست که یکی از بناهای تاریخی هرات و از پل‌های زیبا و تاریخی افغانستان می‌باشد که بر روی رودخانه هریرود در منطقه مالان ساخته شده‌ هست.
    این پل در سال ۵۰۵ هجری قمری (برابر با ۱۱۱۰ میلادی) و در زمان سلطان سنجر سلجوقی به همین شکلی که اکنون هست، با اندک تفاوت، ساخته شد.

    در سال ۱۹۷۸ میلادی به دنبال حفاری‌های باستان‌شناسی که در هرات جریان داشت، چهار کنیسه بنام ملا آشور، غول، یوآو و چهارمی بدون نام، کشف شد که همه آن‌ها در قسمت‌های قدیمی شهر باردورانی و مُهمندها قرار داشتند. بعدها کنیسه ملا آشور تبدیل به مکتب و کنیسه غول به نام مسجد حضرت بلال نام گرفت، ولی کنیسه یوآو هنوز با مشخصات اصلی‌اش باقی‌مانده. هرات بزرگ‌ترین جامعه یهودی افغانستان را دارا بوده‌است و یهودیان محلی به شکل فرهنگی با یهودیان ایران در ارتباط بودند. یهودیان افغانستان که اغلب در هرات، کابل، بلخ و بعضاً در غزنی می‌زیسته‌اند، پیشینه طولانی در این کشور دارند. بودوباش یهودیان در هرات اغلب در شهر قدیم هرات و در محدوده بازار عراق و محلهٔ مُهمندها بوده و اکثریت آنان به فعالیت‌های تجارتی اشتغال داشتند. مهاجرت یهودیان هرات به دیگر کشورها، با تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و هم‌زمان با آغاز جنگ اعراب و اسرائیل و تشدید مخالفت‌ها با یهودیان شروع شد که با کودتای ثور سال ۱۳۵۷ و جنگ‌های داخلی، آخرین بازماندگان یهودی از هرات خارج گردیدند.

    برخی از آثار تاریخی این شهر به دستور مقامات طالبان ویران شد. برخی دیگر در اثر جنگ‌های بیست سال اخیر و بی‌توجهی لطمه دیده‌است.

    در سال ۲۰۰۸ شهر قدیم هرات برندهٔ جایزه میراث فرهنگی آسیا-اقیانوسیه در سازمان علمی فرهنگی آموزشی (یونسکو) سازمان ملل شد.

    پارک‌های شهر

    شهر هرات دارای تعدادي پارک هست که بزرگترین و معروفترین آن پارک تخت صفر هست.
    تخت صفر در دامنه‌های نسبتاً هموار شمالشرق شهر هرات واقع شدهو از فراز تپه‌های آن منظره شهر را به خوبی می‌توان تماشا کرد، اولین تهداب و نام گذاری آن به زمان تیموریان هرات. روایت برفراز تپه‌ای که اکنون بلندترین نقطه و حاوی باغ تخت صفر است، گوهرشاد بیگم ملکه مشهور، بخواهش پدرش ملاصفرگاوچران تختی ساخته بوده تا ملاصفر برآن بنشیند و چریدن گله گاو را مراقبت نماید و چون منطقه‌ای مرتفع ودارای چشم‌انداز وسیع می‌باشد.

    پارکهای ملت، شیدایی، فرهنگ، میر داوود و مجتمع تفریحی استقلال از جمله پارکهای دیگر معروف هرات هستند. پارک اکو که به تازگی توسط اعضای اکو تهداب گذاری شده‌است مورد استقبال زیاد مردم قرار گرفت.

    هتل ۵ ستاره که میان تخت صفر و باغ ملت هست منظره زیبایی را در بالای شهر هرات به وجود آورده‌است.

    روزهای تعطیل عمومی، و ایضاً جمعه‌ها و چهارشنبه‌ها تعدادی از مردم بیرون از خانه غذا می‌خورند.

    مردم هرات نسبت به مردم سایر ولایت افغانستان به تفریح و گردشگری علاقه بیشتری دارند.

    هتل‌ها

    شهر هرات دارای چندین هتل معروف هست.
    زیباترین و مجلل‌ترین هتل هرات هتل پنج ستاره‌است، پنج ستاره میزبان وزاری خارجه کشورهای عضو اکو بود، هتل پنج ستاره با نمای دلچسب توسط مهندسان خارجی و تمویل از بودجه گمرک هرات توسط محمد اسماعیل‌خان استاندار پیشین هرات در سال ۱۳۸۵ ساخته شده‌است.

    هتل پنج ستاره مجلل ارگ که آن هم در نزدیکی هتل پنج ستاره می‌باشد قرار دارد و در سال ۱۳۹۵افتتاح شد و یکی از بهترین هتل‌های افغانستان می‌باشد که داری رستورانت فضای بزرگ می‌باشد.

    هتل تجارت یکی از امن‌ترین هتل‌های افغانستان می‌باشد ویکی از مجلل‌ترین هنل‌های افغانستان هست و در سال ۱۳۸۵توسط ریاست تجارت اعمار شد.

    هتل نظری هتل چهار ستاره در مرکز شهر هرات قرار دارد و در سال۱۳۸۹اعمار گردید.

    هتل موفق که دارای چهار منزل هست بیشتر از پنج دهه هست که در وقت ظاهر شاه اعمار گردید و با تخریبی‌های جنگ‌های داخلی و شوروی دوباره اعمار گردید.

    هتل دریا که دارای پنج منزل هست در منطقه مرکزی ولایت هرات موقعیت دارد و در سال۱۳۹۴ اعمار گردید. هتل صدف که در اواخر ۱۳۹۵اعمار گردید و در یکی از بلند منزل‌های شهر با یازده منزل در جنوب شهر هرات موقعیت دارد… ساخت هتل پنج ستاره با هزینه زیاد بعد از برکناری اسماعیل خان، برای شهردار هرات مشکل آفرین شد. عبدالجبار ثابت دادستان کل افغانستان شهردار هرات را به اتهام ساختن این هتل به دادگاه کشاند، ولي بعد از مدتی جنجال آن پایان گرفت. بعد از آن هتل موفق در قلب شهر هرات میزبان میهمانان خارجی و داخلی هرات است.



    فرهنگ لغات کلمات مسجد جامعه هرات با :



    مسجد :


    پیشانی .(منتهی الارب ). پیشانی شخص که اثر سجده بر آن بماند.(از اقرب الموارد). در لغت به معنی سجده گاه ، و در اصطلاح علما، موضع سجود را گویند هر جا که باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). هر یک از هفت جای مرد که گاه سجده بر زمین رسد. آنجا که بر زمین نشیند در سجود از پیشانی و نوک پا و زانو و کف دست . آنجای که بر زمین رسد از پیشانی گاه سجود. آنجا که بر زمین رسد از اندام آدمی گاه سجده و آن هفت است . ج ، مَساجِد. (اقرب الموارد). رجوع به مساجد و مساجد سبعة شود. نماز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مزگت و مَسجِد. (از اقرب الموارد). رجوع به مسجِد شود.
    اشتباه تایپی این کلمه: ls[n
    (مَ جِ) (اِ.) جای سجده ، محل عبادت . ج . مساجد.

    جامعه :


    اثر منسوب به سلیمان . صاحب قاموس مقدس آرد، کتاب بیستمین و از کتب قانونیه است و ظاهراً بدلائل ذیل سلیمان مصنف آن بوده است : اولا قول کاتب است که میگوید کاتب این کتاب سلیمان پسر داود است که در اورشلیم سلطنت نمود. (کتاب جامعه 1:1 و 12) و واضح است که پسر یگانه داود که بر اسرائیل حکمران بود همان سلیمان است . ثانیاً که سلیمان از همه دانشمندتر و زیرک تر بود. (اول پادشاهان 3:12) و این مطلب با آنچه که در کتاب جامعه 1:16 وارد است مطابق میباشد که میگوید: «در دل خود تفکر نموده گفتم اینک من حکمت را بغایت افزودم بیشتر از همگانی که قبل از من بر اورشلیم بودند و دل من حکمت و معرفت را بسیار دریافت نمود». ثالثاً که سلیمان بر جمیع ملوک اسرائیل تفوق یافته از عظمت بناهای خود و عدد خدمتگاران و جلال و مجد و وسعت مملکت بنحوی ترقی کرد که نقره در اورشلیم مثل سنگ بی بها شد. (اول پادشاهان 10:27) و این نیز با آنچه که در جامعه 2:4 - 9 وارد است مطابق میباشد. رابعاً گویند که سلیمان زنان غریبه تزویج نمود که بت پرست بودند و ایشان قلب وی را از متابعت خداوند منحرف ساختند (اول پادشاهان 11:3 و 4) و این مطلب با آنچه که در جامعه 7:26 و28 وارد است مطابقت دارد که میگوید «و یافتم که زنی که دلش دامها و تله ها است و دستهایش کمندها میباشد چیز تلخ تر از موت است » و نیز میگوید «اما از جمیع آنها زنی نیافتم ». خامساً اینکه سلیمان امثال بسیاری تصنیف نمود. یعنی بنابر مشهور به سه هزار مثل تکلم نمود (اول پادشاهان 4:32) و کاتب جامعه در 12:9 میگوید«مثلهای بسیار تالیف نمود». بعضی از مدققین گویند که در این کتاب الفاظ غریبه غیرعبری یافت میشود و این مطلب دلیل است بر اینکه مصنف کتاب عبرانی نبوده اما این فقره دلیل کافی نمیباشد چنانکه شخصی که غالباً سلسله تجارتی او با طوائف متعدده مختلفة اللسان اتفاق افتاد، البته در وضع و اسلوب نگارش و تکلم او نیز اختلاف دیده خواهد شد. علی الجمله غایت و فائده کتاب جامعه آن است که این سوال را جواب گوید «یعنی که سعادت و خوشبختی انسان چه میباشد» علی هذا مصنف این مساله را از روی تجارب و اختبارات خود که در مدت حیاتش تحصیل نموده جواب میگوید، از آن پس از خود بعالم خارجی نقل نموده در باب سوم از آن مقوله سخن میراند و در حالت زمانی انسان گفتگو میکند و معین مینماید که خداوند تمام اشیاء را در موقع خود نیکو ترتیب داده و خلقت فرموده و همگی راجع به خدا میباشد. لکن بنی نوع بشر به شرارت عمل نموده بعضی بر بعضی ظلم روا میدارند بطوری که شخص عادل در تحت قصاص واقع شده شریر و شقی مستخلص ، پرهیزگار بخوبی جزا داده نمیشود و مرد شقی نیز جزای افعال ناپسند و ناهنجار خود را نمی یابد و نتیجه این مطالب این خواهد بود که خدای تعالی هر دوی ایشان را داوری خواهد کرد. (کتاب جامعه 3:17)و این مساله دلیل کافی است بر اینکه مصنف معتقد برعذاب و عقاب و حیات و آینده بوده است . پس از اینها در نسبت میانه خدا و انسان صحبت میکند تا معلوم نماید که فضیلت انسان بر حیوان چیست و فرق اصلی حقیقی در این دنیا دیده نمیشود از آن پس در باب 3:21 کتاب جامعه سوال میکند و میگوید: «کیست روح انسان را بداند که ببالا صعود میکند یا روح بهایم را که بپائین بسوی زمین نزول میکند» و در آیه بعد میگوید «برای انسان چیزی بهتر از این نیست که از اعمال خود مسرور شود چون که نصیبش همین است »: و در باب های بعد تا یازدهم گفتگوی نسبت انسان است با برادر و حکام خود و نتیجه خطایا و کارهای ناهنجار را ذکر نموده سخاوت را مدح و بخالت را مذمت میکند و مردم را به نیکوکاری نصیحت و اندرز میفرماید. و در باب دوازدهم اشاره به نهایت حیات کرده نتیجه اندرزها و اختیارات خود را در آیه 13 و 14 بیان میفرماید و میگوید «پس ختم تمام امر را بشنویم از خدا بترس و اوامر او را نگاهدار چون که تمامی تکلیف انسان این است ، زیرا خدا هر عمل را با هر کار مخفی خواه نیکو خواه بد باشد به محاکمه خواهد آورد». (قاموس کتاب مقدس ). نام کتابی از تورات . قوهلت . (الفهرست ابن الندیم ). قهلت . (نراقی ). کتاب جامعه اثر منسوب به سلیمان که بتوسط کلیسا در کتب مذهبی داخل شده است و شامل تفصیل این حکمت عالی است : باطل اباطیل ، همه چیز باطل است . رجوع به لاروس کبیر شود.
    اشتباه تایپی این کلمه: [hlui
    (مِ عِ) [ ع . جامعة ] (اِ.) گروه مردم یک شهر، کشور، جهان یا صنفی از مردم مانند جامعة بشریت ، سیاه پوستان ، هنری ، و... ؛~ مدنی جامعه ای که بر مبنای خواست آزادانه و آگاهانة اکثریت مردم در شکل گیری حکومت و رعایت حقوق بشر و قانون مندانه اداره می شود. ؛ ~ بی طبقه جامعه ای که طبقات در آن وجود ندارد و همة افراد از جهت درآمد و ثروت و امتیاز با هم برابرند. ؛ ~مصرفی جامعه ای که در آن بیش تر از تولید مصرف می کنند.

    هرات :


    شیر بیشه . (منتهی الارب ). هرت . هروت . هریت . (اقرب الموارد).
    اشتباه تایپی این کلمه: ivhj

    با :


    باء. بی . (فا. وا. ابا). حرف دوم از حروف تهجی است و در حساب جمل و نیز حساب ترتیبی نماینده دو (2) باشد. رجوع به «ب » شود.
    اشتباه تایپی این کلمه: fh
    ( اِ.) آش : شوربا.
    [ په . ] (پیش .) 1 - در اول اسم می آید و صفت می سازد: باهنر، باصفا. 2 - در اول مصدرهای عربی می آید و صفت می سازد: بااطلاع ، بامعرفت .
    [ په . ] (حراض .) 1 - همراه . 2 - در مقابل ، در ازا. 3 - بعلاوه . 4 - برای عطف می آید و به جای «و» می نشیند. 5 - دربارة ، نسبت به .

    منابع :



    • مسجد جامعه هرات با - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    • مسجد جامعه هرات با - فرهنگ لغت دهخدا بر گرفته از وبسایت جس جو
    • مسجد جامعه هرات با - فرهنگ لغت معین بر گرفته از وبسایت جس جو

    لینک دانلود مقاله مسجد جامعه هرات با شکوه و قدمت ۵۰۰۰ ساله