فهرست






فرهنگ لغات کلمات عاشقان و ناظر شگفت :



عاشقان :


دهی است از دهستان گوران شهرستان شاه آباد واقع در 12هزارگزی خاور گهواره و 2هزارگزی قله امیرخان . ناحیه ای است کوهستانی ، سردسیر و 160 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصولاتش غلات ، حبوب ، توتون ، صیفی ، لبنیات است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آن مالرو است . در دو محل بفاصله دوهزارگز واقع به عاشقان سید کاکا و عاشقان علی مشهور است ساکنان آن از تیره گهواره ای هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
اشتباه تایپی این کلمه: uharhk

و :



( ~.) (ق .) خاصه ، مخصوصاً.
( ~.) در آغاز لفظ جلاله (= الله) برای قسم به کار رود.
(واو معدوله ) از نظر دستوری واوی است که در عهد ما نوشته می شود ولی خوانده نمی شود: خواب ، خواهش ،خویش ، خویشتن . اما در زمان قدیم آ ن را تلفظ می کردند و چون در هنگام تلفظ از ضمه به فتحه عدول می کردند آن را واو معدوله نامیده اند. لازم به توضیح است که همیشه پیش از واو معدوله حرف «خ » و بعد از آن یکی از حروف «د، ر، ز، س ، ش ، ن ، و، ه ، ی » واقع می شود.
( ~.) [ په . ] (حر رب ، عطف ) حرف عطف است و آن دو کلمه یا دو جمله را به هم پیوند دهد و آن به معانی ذیل آید: 1 - (معیت و مصاحبت ) با. 2 - (حالیه ) حال آن که ، در صورتی که . 3 - با آن که با وجودی که .

ناظر :



(ظِ) 1 - نظرکننده ، بیننده . 2 - کسی که بر کاری نظارت و رسیدگی می کند. 3 - مباشر، کارگزار. ج . نظار.

شگفت :



(ش گِ) [ په . ] 1 - (اِ.) تعجب ، حیرت . 2 - معجزه . 3 - (ص .) عجیب .

منابع :



  • عاشقان و ناظر شگفت - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
  • عاشقان و ناظر شگفت - فرهنگ لغت دهخدا بر گرفته از وبسایت جس جو
  • عاشقان و ناظر شگفت - فرهنگ لغت معین بر گرفته از وبسایت جس جو

لینک دانلود مقاله عاشقان و ناظر شگفت زده محمد یوسف حسینی ۱۶۳۰ میلادی هرات