مقاله صورت مولانا عبدالله هاتفی جامی حدود میلادی هرات دوره صفوی در روز دوشنبه 23 دی ماه سال 1398 ساعت 21:08:20 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

صورت مولانا عبدالله هاتفی جامی

صورت مولانا عبدالله هاتفی جامی ، حدود 1511 میلادی، هرات، دوره صفوی Object name Portrait Of The Poet Hatifi Jami Geography Herat, Afghanistan Period Safavid, circa 1511 CE Dynasty Safavid Materials and technique Opaque watercolour and gold on paper Dimensions Page 11.8 x 7.7 cm; Image 9.4 x 6 cm Description The Shia poet Hatifi, wearing a Safavid turban with a red baton (taj), is the subject of this small painting. Gold inscription bands identify Hatifi as the subject and Bihzad as the painter. This small portrait would have been mounted in an album. David Roxburgh proposed that it was once in Dust Muhammad’s 1544-45 CE album for Bahram Mirza, brother of Shah Tahmasp (Roxburgh 1998, pp. 34, 49). Dickson and Welch suggest that this portrait created by Bihzad is perhaps the one Shah Isma'il requested of the artist to commemorate his meeting with the Shia poet in 1511 CE outside Herat (Dickson and Welch 1981, vol. I, p. 34 and p. 240, n. 12). Shortly thereafter, Hatifi began the Isma'ilnama, his poem celebrating the victorious reign of Shah Isma'il. Stripped of the virtuoso details that made Bihzad famous, the power of this portrait concentrates on the intense gaze of the poet. Bihzad’s later paintings exhibit a new interest in expression as either the artist’s eyesight or his dexterity began to falter. ‘Portrait of Hatifi’ epitomizes Bihzad’s late style; the plain blue background and Hatifi’s unadorned robe further draw the viewer’s eye toward the bearded poet’s gaze

فرهنگ لغات کلمات صورت مولانا عبدالله هاتفی

صورت :


صورة. هیات . خلقت .(السامی ). شکل . شاره . تمثال . نقش . نگار: ای قامت تو بصورت کاونجک هستی تو بچشم هر کسی بلکنجک .
شهید بلخی .
(منسوب به رودکی ).
کسائی .
(رَ) [ ع . صورة ] (اِ.) 1 - سیما، 2 - رخسار. 3 - پیکره ، 4 - ظاهر. 5 - کیفیت ، چگونگی . 6 - فهرست ، لیست ، سیاهه . 7 - در ریاضی بخشی از یک کسر که در بالای خط کسری نوشته می شود. 8 - چگونگی ، کیفیت .

مولانا :


خواجه ما. آقای ما. (یادداشت مولف ). صاحب و آقای ما، و این کلمه را بیشتر در القاب مردم فاضل و بزرگ به کار می برده اند چنانکه در لقب خلفای فاطمیین مصر. رجوع به ابن خلکان (ج 1 ص 82) و خطط مقریزی (ج 3 ص 84) و اسامة (ص 15) شود. (از یادداشتهای مرحوم قزوینی ج 7 ص 163): حق سبحانه و تعالی ایام عمر مولانا صاحب الجلیل ... کشیده گرداناد... فضائل و کمالات مولانا صاحب الجلیل کافی الکفاة... نه چندان ... که حصر و عد آن توان کرد، چه مولانا مشارالیه ... در فنون آداب و... عدیم النظیر و... است . (ترجمه تاریخ قم ص 4).
اشتباه تایپی این کلمه: l,ghkh

عبدالله :


1 ـ بنده خدا. ج . عبادالله. 2 ـ نامی است از نام های مردان .
اشتباه تایپی این کلمه: ufnhggi
(عَ بْ دُ لْ لا) 1 - (ص مر.) بندة خدا. ج . عبادالله. 2 - (اِمر.) نامی است از نام های مردان .

هاتفی :


این کلمه با حروف عربی: هاتفي
ملا عبداللّه هاتفی خبوشانی جامی خواهرزاده عبدالرحمن جامی شاعر و عارف ایرانی قرن نهم (متوفی 927 ه' .ق.) بوده است . چهار کتاب لیلی و مجنون ، شیرین و خسرو، هفت منظر، تمرنامه (ظفرنامه ) را به تقلید خمسه نظامی به نظم کشیده ، ولی از کتاب پنجم وی نامی در جایی و اثری در کتابی نیست . شاید توفیق به مبادرت جواب مخزن الاسرار نیافته باشد. سام میرزا در تحفه سامی گوید: «به سال 917 که شاه اسماعیل پس از فتح بلاد خراسان متوجه بلاد عراق بودند در حوالی قصبه خرجرد جام جهت زیارت تربت شاه قاسم انوار نزول فرموده بودند، بر سبیل گشت به در باغ هاتفی رسیدند، مولانا خبردار شد و به استقبال شتافت مورد عنایات واقع شد، و مامور نظم فتوحات شاهی شد در حدود 21هزار بیت آن را به نظم آورد، اما توفیق اتمام آن را نیافت . به سبک و وزن شاهنامه فردوسی است و شاهنامه حضرت شاه اسماعیل نام دارد.چند بیت از این مثنوی در تحفه سامی نقل شده است . گذشته از این پنج مثنوی که یاد شد اثر دیگری از او دردست نیست و تذکره نویسان هم در این باب اشاره ای نکرده اند. وی دیوان قصائد و غزلیات داشته و خود در تمرنامه پیش از شروع به داستان بدین باب اشاره کرده است : نگوئی همی در فن مثنوی سخن را دهم زینت خسروی به هر شیوه گر نظم کردم علم ستانم ز دست عطارد قلم بلندآستانی اگر همچو میغ به دامن گهر ریزدم بی دریغ دهم از قصائد بدان سان ندا که خاقانی آنجا کند جان فدا به جلوه درآید گر آن دلفریب که از دل برد هوش ، از جان شکیب طریق غزل را بداند که چیست کدام است خسرو، حسن نیز کیست بود بحر و کان سخن ملک من در او لعل ریزد سر کلک من . از مشخصات او این است که در کتابهای چهارگانه خود به مدح کسی نپرداخته و اشاره ای به زمان و عصر خود نکرده است و تاریخ نظم هیچ یک از کتابهای چهارگانه را معین ننموده است . ارادت خو را به سیدقاسم انوار در لیلی و مجنون تصریح نموده و این مثنوی ها را از برکات آن مرشد کامل دانسته و در همین کتاب شیعی بودن خود را اظهار داشته : یارب که کنی خجسته نامم در دین دوازده امامم بخشای به هاتفی ز کوثر یک جرعه بحق آل حیدر گردد چو زبان بگفت ، گویم مداح علی و آل اویم . لیلی و مجنون را بدین بیت آغاز کرده است : این نامه که خامه کرد بنیاد توقیع قبول روزیش باد. این کتاب در حدود 2000 بیت است . گویند هاتفی از جامی خواسته است که افتتاح لیلی و مجنون را اونماید و جامی درخواست او را اجابت کرد، بنابراین بیت نخستین از جامی است . در شیرین و خسرو بدین بیت آغاز سخن میکند: خداوندا به عشقم زندگی ده به فرقم تاج عزّ بندگی ده . این مثنوی در حدود 1700 بیت است . هفت منظر را با این بیت شروع میکند: ای نگارنده صحیفه غیب نام تو صدر صفحه لاریب . در حدود 2466 بیت است . آغاز تمرنامه بدینگونه است : به نام خدائی که فکر و خرد نیارد که تا کنه او پی برد. در حدود 4656 بیت است . گویند مولانا جامی برای آزمایش او را واداشت تا قطعه فردوسی را (درختی که تلخ است ... الی آخر) جواب گوید. هاتفی جواب گفت : اگر بیضه زاغ ظلمت سرشت نهی زیر طاووس باغ بهشت به هنگام آن بیضه پروردنش ز انجیر جنت دهی ارزنش دهی آبش از چشمه سلسبیل بدان بیضه گر دم دمد جبرئیل شود عاقبت بیضه زاغ زاغ برد رنج بیهوده طاووس باغ . جامی به طریق مطایبه گفت : نیک گفته یی ولی چند جا بیضه گذاشته ای . او راست : ای سپهر جلال را مه نو نکته ای چند گویمت بشنو تا نگردد نقاب رویت موی نروی روگشاده بر سر کوی هرکه چیزی به رایگان دهدت نستانی اگرچه جان دهدت می کن از صحبت بدان پرهیز همچو خاشاک خشک ز آتش تیز تا رخت ساده و جمیل بود می مخور گرچه سلسبیل بود پسرانی که باده خواه شوند از می سرخ روسیاه شوند پسران را کند دو کار خراب : هوس زینت و هوای شراب وای بر آن پسر هزاران وای که بود می پرست و خودآرای بهر زن جامه سرخ و زرد آمد این چنین جامه ننگ مرد آمد سرخ و زردی که لایق مرد است اشک گلگون و چهره زرد است . هاتفی به انجمن فضلائی که در خدمت آخرین سلاطین تیموری هرات بوده اند متعلق است . وفاتش به سال 927 ه' . ق. در قصبه خرجرد جام اتفاق افتاده و درباغ خود مدفون شده است . مولانا حبیب اللّه معرف در تاریخ وفات هاتفی گوید: از باغ دهر هاتفی خوش کلام رفت سوی ریاض خلد به صد عیش و صد طرب جان داد رو به روضه پاک رسول و گفت روحی فداک ایصنم ابطحی لقب رفت از جهان کسی که بود لطف شعر او آشوب ترک و شور عجم ، فتنه عرب تاریخ فوت او طلبیدم ز عقل گفت از شاعر شهان و شه شاعران طلب .
اشتباه تایپی این کلمه: ihjtd

منابع

4607