مقاله دو دلداده نقاش بهزاد در روز دوشنبه 23 دی ماه سال 1398 ساعت 20:21:19 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

زندگینامه : حسین بهزاد (۱۲۷۳- ۱۳۴۷)

پس از چندی استاد و پدرش هر دو به مرض وبا درگذشتند و حسین بهزاد دوران کودکی و نوجوانی سخت و طاقت فرسایی را پشت سر گذاشت.

او به ویژه آثار کمال الدین بهزاد و رضا عباسی از مینیاتوریست های صاحب نام و درجه اول دوران صفویه را با استادی تمام کپیه می کرد.

21 مهر ماه سال‌روز درگذشت حسین بهزاد، نقاش و مینیاتوریست مطرح ایرانی است.

به گزارش خبرنگار بخش تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حسین بهزاد در سال 1273 متولد شد. پدر او فضل‌الله اصفهانی، از قلمدان‌سازان معروف بود و بهزاد نیز از همان کودکی با حضور در کارگاه پدر، مشغول یادگیری این هنر شد. او به دلیل بی‌علاقگی به درس، مدرسه را رها کرد و پس از مرگ پدرش حجره‌ی قلمدان‌سازی او را اداره می‌کرد. در این دوران او با فقر و تنگدستی زندگی خود را می‌گذراند اما به خاطر عشق و علاقه‌ای که به هنر داشت، آن را ادامه داد.

بهزاد با توانایی خاصی که داشت آثار مینیاتور قدیمی، به ویژه کارهای کمال‌الدین بهزاد و رضا عباسی را روی کتاب‌های خطی پیاده می‌کرد. کار او در این زمینه به قدری بی‌نقص بود که فتوح‌السلطنه، کار مینیاتور بهزاد روی کتاب خمسه‌ی نظامی را به اسم قدیمی بودن به قیمت گزاف در اروپا فروخت، بدون اینکه سهمی برای بهزاد در نظر بگیرد.

با این حال، هنر سنتی و کار به شیوه‌ی مینیاتوریست‌های قدیمی، بهزاد را راضی نمی‌کرد، به همین دلیل برای مطالعه و آشنایی با نقاشی جدید و مدرن، بارها به اروپا سفر کرد. او در آن سال‌ها علاوه بر پژوهش و مطالعه، تابلوهای زیبایی خلق کرد و آن‌ها را در نمایشگاه‌های متعدد هنری در ایران، اروپا و آمریکا به نمایش گذاشت.

زندگي نامه استاد حسين بهزاد

استاد حسين بهزاد نقاش و در واقع مينياتوريست بزرگ و نام آور کشور، فرزند فضل الله اصفهاني بود که قلمدان ساز و نقاش آبرنگ بسيار ماهر و زبردستي بشمار مي رفت. حسين بهزاد از سن هفت سالگي و به امر پدر در کارگاه قلمدان سازي ملا علي قلمدان ساز به کار مشغول شد. پس از چندي استاد و پدرش هر دو به مرض وبا درگذشتند و حسين بهزاد دوران کودکي و نوجواني سخت و طاقت فرسايي را پشت سر گذاشت. فقر اقتصادي توأم با فشارهاي زايدالوصف ناپدري اش، زندگي را سخت به کام او تلخ مي کرد. آنچه بود پس از مرگ استاد، بهزاد نخست به شاگردي ميرزا حسن پيکرنگار گمارده شد و با توسعه کمي و کيفي کار استاد، حسين بهزاد نيز که در فراگيري مينياتور استعداد قابل توجهي از خود نشان داده بود، خيلي زود به اشتهار رسيد و بسياري از آثار مينياتوري سفارش شده به کارگاه ميرزا حسن را بهزاد ساخته و پرداخته مي کرد.

حسين بهزاد بويژه در کپيه کردن از آثار مينياتوري قديم که سخت مورد توجه اروپاييان و دلالان ايراني بود، استعداد و توانايي بسيار زيادي از خود نشان داد. حسين بهزاد از سن 18 سالگي کارگاه مينياتوري مستقلي داير کرد که کار او بسرعت با استقبال فراوان رو به رو شد. او بويژه آثار کمال الدين بهزاد و رضا عباسي از مينياتوريستهاي صاحب نام و درجه اول دوران صفويه را با استادي تمام کپيه مي کرد. حسين بهزاد براي مطالعه در آثار نقاشي جديد و قديم هنرمندان اروپايي، بارها از اروپا ديدن کرد و آثار و مينياتورهاي او در چندين نمايشگاه هنري ايران، اروپا و آمريکا به نمايش گذاشته شد و با استقبال فراوان روبه رو شد.

از حسين بهزاد که سالها کارمند فني اداره کل باستانشناسي و استاد مينياتور هنرستان هنرهاي زيباي تهران بود، تابلوهاي مينياتوري نفيس و بسيار ارزنده و گرانبهايي به يادگار مانده است که برخي از آنها عبارتند از: ايوان مدائن، فردوسي و قهرمانان شاهنامه، ابن سينا بر بالين بيمار عشق (در 2 تابلو مختلف )، صاحبان طلاي سياه، حافظ شيراز، نيمه شب حافظ، شب حافظ، انديشه حکيم ابوعلي سينا، پند خيام ( در دو تابلو مختلف )، دختر رز (در سه تابلو مختلف )، خيال، دو دلداده، موسي و شبان، خواب خوش، بهرام و گلندام، نگاه، بهار و جواني، آفرينش از نظر خيام، ناز، قيام کاوه آهنگر، اسرار ازل، عصيان، خسرو و پرويز، در جستجوي انسان تابلوي نيم تمام، بهشت و دوزخ، طنازي و خيام.

فرهنگ لغات کلمات دو دلداده نقاش بهزاد

دو :

چند (دُ. چَ) (ق مر.) مضاعف ، دو برابر.
( ~.) (اِمص .) راه رفتن به سرعت ، دویدن .
زانو شدن (دُ. شُ دَ) (مص ل .) کنایه از: مؤدبانه نشستن در برابر کسی که مقام بالاتری دارد. مقابلِ مربع نشستن .
رنگ (دُ رَ) (ص مر.) 1 - هر چیزی که دارای دو رنگ باشد، ابلق . 2 - منافق ، مزور.

دلداده :


دل داده . علاقه مند. راغب . مایل . خواهان . عاشق. (آنندراج ). فریفته . دلبسته . دل باخته: چو دلداده یاری ز دلبر برشک زمانی همی بارد از دیده اشک . اسدی . پند دهی کز بلای عشق حذر کن مردم دلداده را چه سود کند پند. ادیب صابر. گر این صاحب جهان دلداده تست شکاری بس شگرف افتاده تست . نظامی . عاشق دلداه را خواب ای شگفت . مولوی . دلداده را ملامت کردن چه سود دارد می باید این نصیحت کردن به دلستانان .
اسدی .
ادیب صابر.
نظامی .
( ~. دِ) (ص مف .) 1 - عاشق ، دلباخته . 2 - علاقه مند، مشتاق .

نقاش :


نگارگر. (مهذب الاسماء). نگارنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نگارکننده . (دهار). مزوّق.(دهار). صانع نقش . (از اقرب الموارد). آنکه نقش می کند و تصویر می کشد. مصوّر. صورتگر. چهره پرداز. چهره گشا. چهره گشای . پیکرنگار. (یادداشت مولف ): بینی آن نقاش و آن رخسار اوی از بر خو همچو بر گردون قمر.
خسروانی (از لغت نامه اسدی ص 417).
خسروانی .
فرخی .
(نَ قّ) (ص .) 1 - صورتگر، چهره - پرداز. 2 - کسی که در و دیوار و جز آن را رنگ می کند، رنگ کار.

بهزاد :


نیک ذات و خوش فطرت . (آنندراج ) (انجمن آرا). نجیب . اصیل . حلال زاده . (یادداشت بخط مولف ). نیکوزاد. (حاشیه برهان چ معین ). به زاده .نیکوزاده . نیک نژاد. نیکوتبار. (فرهنگ فارسی معین ).
اشتباه تایپی این کلمه: fichn
(بِ) (ص مف .) نیک نژاد، نیکوتبار.

منابع

4605