مقاله نقاشی شکوفه های سپید در روز دوشنبه 30 دی ماه سال 1398 ساعت 09:45:23 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

نقاشی بسیار زیبای شکوفه های سفید بهاری روی شاخه درخت

عکس نقاشی زیبا و شاد از شکوفه های سفید رنگ بهاری روی شاخه درخت با پس زمینه آسمان آبی، دانلود تصاویر منتخب از شکوفه های زیبای درختان بهاری، جدیدترین عکس های شکوفه های خوشگل فصل بهار به صورت نقاشی

عکس شکوفه بهاری زیبا، دانلود نقاشی های زیبای گلهای بهاری خوشگل روی درختان، عکس شکوفه بهاری زیبا، دانلود زیباترین نقاشی های باکیفیت از شکوفه های بهاری

aks shokofeh bahari ziba 2018, download zibatarin aks ha az nagashi golha bahari roye shakhe derakhtan, nagashi

شکوفه های سفید با شابلون و تکنیک پتینه و نقاشی

بهترین گزینه برای نقاشیهای دکوراتیو استفاده از رنگهای آکرولیک آکرولیک است.

طرح مورد نظر را روی بستر اصلی بکشید.

همان طرح را روی کاغذی جداگانه بکشید و طرح گلها و برگها را با قیچی در بیاورید طوری که به کاغذ آسیبی نرسد یعنی فقط طرحها در آورده شود چون با کاغذ اصلی هم کار داریم.

گل و برگهای کاغذی را روی طرح اصلی بگذارید .

حالا گلها و برگها را روی طرح اصلی فیکس کنید و تکه ای اسفنج را به مقداری رنگ آغشته کرده و با چند ضربه از غلظت رنگ کم کنید به صورتی که موقع پتینه کردن فقط اثر کمرنگی از رنگ ببیند.طبق شکل پیش بروید.

حالا کاغذی که برگ و گلها را از آن جدا کردید روی طرح اصلی بگذارید و با چسب کاغذی آن را فیکس کنیدسپس برگها و گلها را طبق شکل با نقاشی و پتینه کاری رنگ آمیزی کنید .

فرهنگ لغات کلمات نقاشی شکوفه های سپید

نقاشی :


این کلمه با حروف عربی: نقاشي
حرفه نقاش . صورتگری . مصوری . چهره گشائی . تصویرکشی . نگارگری . نقاشه . (اِ مرکب ) نقش . عمل نقاشی . (یادداشت مولف ). تصویر. صورت . نگار. نقشی که به دست نقاش کشیده شده است . آنچه نقاش رسم کرده است . کارگاه نقاشی . محل کار نقاش . جای نقاش . جائی که در آن صورتگری کنند. دفتر یا کتابچه نقاشی و کاغذ نقاشی که خاص تصویر کشیدن است .
اشتباه تایپی این کلمه: krhad

شکوفه :

(ش فِ)(اِ.)اشکوفه ، غنچه ،گل درخت میوه دار.

های :


این کلمه با حروف عربی: هاي
(اِ.) 1 - کلمة تأسف یعنی وای . 2 - کلمة خطاب به معنی اَی . 3 - هیاهو.

سپید :


این کلمه با حروف عربی: سپيد
اسپید. اسفید. سفید. سپی . اوستا «سپئتا» (سپید)، پهلوی «سپت » ، شکل جنوب غربی «سئتا» از «ست » ، ارمنی عاریتی و دخیل «سپیتاک » ، هندی باستان «سوِت » (درخشان ، سفید) کردی عاریتی و دخیل «سپی » ، افغانی «سپین » ، بلوچی «ایسپت » و «سَنِث » ، سریکلی «سپئید» ، سنگلیچی «ایسپد» ، شغنی «سوفد» ، منجی «سوپی » ، گیلکی «سفید» ، فریزندی «ائسپج » ، یرنی «ائسپه » ، نطنزی «ائسپی » ، سمنانی «اسپی » ، سنگسری «ائسبی » ، سرخه ای «ائسبی » ، لاسگردی «ایسبی » ، شهمیرزادی «ائسبه » ، دزفولی «اسبد» ، گمشچه «اسبه ». (حاشیه برهان قاطع چ معین ). بمعنی سفید و بعربی بیضا خوانند. (برهان ) (آنندراج ). ضد سیاه . (شرفنامه ). ابیض . (غیاث ): اَغَرّ; سپید از هر چیزی . (منتهی الارب ). کالِح . (منتهی الارب ): تن خنگبید ارچه باشد سپید بترّی و نرمی نباشد چو بید.
رودکی .
رودکی .
(س یا سَ) (ص .) = اسپید. اسفید: سفید.

منابع

4817