مقاله نقاشی زیبای طاووس سپید در روز یکشنبه 29 دی ماه سال 1398 ساعت 23:40:06 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

نقاشی زیبای طاووس ها

بسیار زیبا و شگفت انگیز از دو طاووس رنگارنگ و سفید خوشگل، عکس نقاشی بسیار زیبا از پرندگان بهشتی در منظره دیدنی، نقاشی های شگفت انگیز از پرندگان بهشتی طاووس ها

عکس نقاشی سفید از پرنده طاووس، زیباترین تصاویر از حیوانات بهشتی، عکس نقاشی رویایی از زیباترین پرندگان جهان، نقاشی طاووس نر سفید و رنگارنگ

aks naghashi ziba az parandeghan khoshgel, wallpaper of best bird images, naghashi khoshgel az parande khoshgel, wallpaper zibataerin parandegan

آموزش نقاشی طاووس



کانال آپارات شامل ویدئوهای بیشتر:




کانال آپارات شامل ویدئوهای بیشتر:


فرهنگ لغات کلمات نقاشی زیبای طاووس سپید

نقاشی :


این کلمه با حروف عربی: نقاشي
حرفه نقاش . صورتگری . مصوری . چهره گشائی . تصویرکشی . نگارگری . نقاشه . (اِ مرکب ) نقش . عمل نقاشی . (یادداشت مولف ). تصویر. صورت . نگار. نقشی که به دست نقاش کشیده شده است . آنچه نقاش رسم کرده است . کارگاه نقاشی . محل کار نقاش . جای نقاش . جائی که در آن صورتگری کنند. دفتر یا کتابچه نقاشی و کاغذ نقاشی که خاص تصویر کشیدن است .
اشتباه تایپی این کلمه: krhad

زیبای :


طاووس :


رجوع به طاوس شود.
اشتباه تایپی این کلمه: xh,,s
[ معر. ] (اِ.) = طاوس : مرغی است از نوع ماکیان که پرهای زیبا دارد به ویژه نر آن که دُم چتری بسیار زیبایی دارد. پاهای این مرغ زیبا نیست که بر اساس برخی از افسانه ها ابلیس به صورت ماری بر پای آن پیچید و وارد بهشت شد.

سپید :


این کلمه با حروف عربی: سپيد
اسپید. اسفید. سفید. سپی . اوستا «سپئتا» (سپید)، پهلوی «سپت » ، شکل جنوب غربی «سئتا» از «ست » ، ارمنی عاریتی و دخیل «سپیتاک » ، هندی باستان «سوِت » (درخشان ، سفید) کردی عاریتی و دخیل «سپی » ، افغانی «سپین » ، بلوچی «ایسپت » و «سَنِث » ، سریکلی «سپئید» ، سنگلیچی «ایسپد» ، شغنی «سوفد» ، منجی «سوپی » ، گیلکی «سفید» ، فریزندی «ائسپج » ، یرنی «ائسپه » ، نطنزی «ائسپی » ، سمنانی «اسپی » ، سنگسری «ائسبی » ، سرخه ای «ائسبی » ، لاسگردی «ایسبی » ، شهمیرزادی «ائسبه » ، دزفولی «اسبد» ، گمشچه «اسبه ». (حاشیه برهان قاطع چ معین ). بمعنی سفید و بعربی بیضا خوانند. (برهان ) (آنندراج ). ضد سیاه . (شرفنامه ). ابیض . (غیاث ): اَغَرّ; سپید از هر چیزی . (منتهی الارب ). کالِح . (منتهی الارب ): تن خنگبید ارچه باشد سپید بترّی و نرمی نباشد چو بید.
رودکی .
رودکی .
(س یا سَ) (ص .) = اسپید. اسفید: سفید.

منابع

4813