مقاله روشن کردن ستاره ها در روز شنبه 28 دی ماه سال 1398 ساعت 22:35:55 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

ستاره

سِتاره گوی آسمانی درخشان و بسیار داغی از پلاسماست که انسجام خود را با نیروی گرانش خود حفظ می‌کند. نزدیکترین ستاره به زمین خورشید و پس از آن پروکسیما قنطورس است. ستارگان قابل دیدن در شب از روی زمین، به دلیل فاصلهٔ بسیار دورشان به شکل نقاطی ثابت (گاهی چشمک زن) و روشن دیده می‌شوند. در طول تاریخ، گروه‌های ستاره‌های برجسته‌تر، به نام صورت‌ها و صورت‌واره‌های فلکی، گروه‌بندی شده و روشن‌ترین ستارگان نیز نام‌گذاری شده‌اند. کاتالوگ‌هایی از ستارگان توسط اخترشناسان گردآوری شده‌است که ستارگان شناخته‌شده را مشخص می‌کند و نام‌های استانداردی برای ستارگان پیشنهاد می‌کنند. هرچند که بیشتر ستارگان جهان از جمله تمامی ستارگان خارج از کهکشان راه شیری با چشم غیر مسلح از روی زمین قابل دیده شدن نیستند. در حقیقت بیشتر آن‌ها حتی از دید قویترین تلسکوپها نیز پنهان می‌مانند.

یک ستاره حداقل در بخشی از عمر خود، به دلیل همجوشی گرماهسته‌ای هیدروژن به هلیم در مرکز آن، می‌درخشد. انرژی ایجاد شده از بخش درونی ستاره می‌گذرد و به فضای بیرونی اطراف تابیده می‌شود. وقتی ذخیره هیدروژن در هسته یک ستاره رو به اتمام می‌رود، تقریباً تمام عناصر طبیعی سنگینتر از هلیم از طریق سنتز هسته‌ای، یا در برخی از ستارگان از طریق سنتز هسته‌ای ابرنواختری در هنگام انفجار آن‌ها پدید می‌آیند. ستاره در اواخر دوران عمر خود ممکن است شامل ماده تباهیده نیز باشد. اخترشناسان با بررسی حرکت ستاره‌ها در فضا، درخشندگی آن‌ها و طیف‌سنجی نجومی می‌توانند جرم، سن، فلزیگی (ترکیب شیمیایی ستاره) و سایر ویژگی‌های ستاره‌ها را به‌دست‌آورند. جرم کلی یک ستاره تعیین‌کننده مراحل تکامل و سرنوشت نهایی آن است. سایر مشخصات یک ستاره مانند قطر و دما در طول عمر ستاره متغیر هستند. با استفاده از نموداری به نام نمودار هرتسپرونگ-راسل دمای بسیاری از ستارگان را نسبت به روشنایی آن‌ها نمایش می‌دهد که از طریق آن می‌توان وضعیت تکامل و سن ستاره را تعیین نمود.

عمر یک ستاره از رمبش گرانشی یک سحابی گازی آغاز می‌شود که عمدتاً شامل هیدروژن به همراه هلیم و کمی از عناصر دیگر است. وقتی که چگالی هسته ستاره به اندازه کافی می‌رسد، هیدروژن در فرایندی پایدار توسط همجوشی هسته‌ای به هلیم تبدیل شده و انرژی فراوانی آزاد می‌شود. سایر قسمت‌های داخلی ستاره این انرژی را از طریق فرایندهای تابش و همرفت به بیرون انتقال می‌دهند. فشار داخلی ستاره از فروریختن آن براثر نیروی گرانشی خودش جلوگیری می‌کند. وقتی که سوخت هیدروژن ستاره به پایان می‌رسد، اگر جرم ستاره حداقل ۰٫۴ بار از خورشید بزرگتر باشد، منبسط شده و تبدیل به غول سرخ می‌گردد. پس از آن ستاره به مرحله تباهیدگی رسیده و بخشی از جرم خود را در فضا دفع می‌کند که بعدها در تشکیل ستارگان نسل جدیدتر با عناصر سنگین‌تر به کار می‌رود و هسته ستاره هم به بقایای ستاره‌ای تبدیل می‌شود که ممکن است کوتوله سفید، ستاره نوترونی یا در صورت کافی بودن جرم سیاهچاله باشد.

ستارگان دوتایی یا چندتایی شامل دو یا چند ستاره کوچک می‌شود که در میدان گرانش یکدیگر اسیر هستند و معمولاً در مدارهای پایداری به دور یکدیگر می‌گردند. وقتی دو ستاره خیلی به هم نزدیک باشند، برهمکنش گرانشی میان آن‌ها بر تکامل آن‌ها تأثیر می‌گذارد. ستارگان می‌توانند بخشی از ساختارهای بزرگ مثل خوشه‌های ستاره‌ای یا کهکشانها باشند.

از نظر تاریخی ستارگان برای تمدن‌های مختلف در سراسر تاریخ اهمیت داشته‌اند. گاهی ستارگان بخشی از آیین‌های مذهبی بوده‌اند و برای ناوبری فلکی و جهت‌یابی از آن‌ها استفاده می‌شده‌است. بسیاری از ستاره‌شناسان باستان بر این باور بودند که ستارگان به‌طور دائمی به کره آسمانی دوخته شده‌اند و هرگز تغییر نمی‌کنند. ستاره‌شناسان بر مبنای قراردادهایی ستارگان را در قالب صور فلکی دسته‌بندی می‌کردند و از آن‌ها برای ردیابی مسیر حرکت سیارات و موقعیت خورشید استفاده می‌کردند. از حرکت خورشید نسبت به ستارگان پس زمینه و افق در ساختن گاه‌شمار استفاده شد که در قاعده‌مند کردن فعالیت‌های کشاورزی به‌کار می‌رفت. گاه‌شمار میلادی که امروزه در بسیاری از نقاط دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد، یک گاه‌شمار خورشیدی بر اساس زاویه محور چرخشی زمین نسبت به ستاره محلی‌اش خورشید است.

قدیمی‌ترین نقشه آسمان که تاریخ دقیقی دارد، حاصل تلاش‌های اخترشناسی مصر باستان در سال ۱۵۴۸ پیش از میلاد است. قدیمی‌ترین کاتالوگ ستارگان کشف شده توسط اخترشناسان بابلی بین‌النهرین در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد در دوره کاسی‌ها گردآوری شده‌است (۱۵۳۱–۱۱۵۵ پیش از میلاد).

بر اساس سنت باستانی ستارگان هر کدام در یک صورت فلکی که مجموعه‌ای بصری از ستارگان است قرار می‌گیرند و ستارگان پرنورتر یا ویژه، نام یا عنوان خاصی داشتند که گاه نسبت آن‌ها را با صورت فلکی‌شان معین می‌کند (مانند ستارهٔ قلب‌العقرب در صورت فلکی عقرب).

در سال ۱۶۰۳ میلادی ستاره‌شناس آلمانی یوهان بایر ۱۶ نقشهٔ صورت‌های فلکی را ترسیم کرد و به هریک از ستارگان یکی از حروف الفبای یونانی را اختصاص داد، به این ترتیب که نخستین حرف الفبا ویژه روشن‌ترین ستاره آن صورت باشد و به همین ترتیب از حرفی به حرف دیگر برسد و اگر شمارهٔ ستارگان صورتی از عدد ۲۴ شمارهٔ حروف الفبای یونانی تجاوز کرده، باقی ستارگان را با حروف الفبای لاتینی نمایانده‌است.

پس از آن‌که با اکتشاف دوربین‌های بزرگ شمارهٔ ستارگان هر صورت فلکی رو به فزونی گذاشته، اخترشناسان از نشانه‌های دیگری، ازجمله اعداد، برای شناساندن بازماندهٔ ستارگان هر صورت استفاده کردند. نخستین کسی که چنین کرد ستاره‌شناس انگلیسی جان فلمستید بود. وی در جدول مشهور ستارگان خویش که چاپ آن در ۱۷۲۵ م پایان پذیرفت، نزدیک به سه هزار ستاره را با تعیین طول و عرض آن‌ها آورده‌است. امروزه هر زمان از جدول او انتخابی شود، ستاره مورد نظر را با عدد آن جدول می‌نمایند و پیش از آن حرف Fl را که اشاره به نام فلمستید است قرار می‌دهند.

از زمان باستان ستارگان بر اساس درخشندگی ظاهری تقسیم می‌شده‌اند. چشم ظاهری حدود ۶۰۰۰ ستاره را می‌تواند مشاهده کند. از نظر روشنایی [قدر] ظاهری رتبه‌بندی [قدر] ستارگان چنین است:

چگونه با کمک ستاره ها مسیرمان را پیدا کنیم؟

جهت یابی به کمک ستاره ها

فرض کنید در طبیعت گیر افتاده اید و شب هم هست. شما هم نه نقشه ای دارید و نه قطب نمایی که با آن مسیر را مشخص کنید. چه می کنید؟ اگر حرفه ای نباشید احتمالا گوشه ای می نشینید و زانوی غم را در بغل می گیرید و به امید روشن شدن روز شب را سپری می کنید. اما اگر کمی مهارت داشته باشید می توانید سمت و سوی مسییرتان را پیدا کنید. یکی از روش های پیدا کردن مسیر، جهت یابی به کمک ستاره ها است.

از آنجا که ما در نیمکره ی شمالی زندگی می کنیم، بعد از اینکه گم شدیم اولین چیزی که باید در آسمان دنبال آن بگردیم، ستاره قطبی است. برای پیدا کردن این ستاره، باید صورت فلکی دب اکبر و صورت فلکی ذات الکرسی را پیدا کنیم. دب اکبر در واقع شبیه به یک ملاقه ی بزرگ با ستاره های دنباله دار در آسمان است که اگر از نوک ملاقه شروع کنیم و فاصله ی هر ستاره را ۵ برابر کنیم، به ستاره قطبی می رسیم. اگر بخواهیم از طریق ذات الکرسی راه را پیدا کنیم، باید گفت ذات الکرسی شبیه حرف M یا W انگلیسی است که اگر ستاره وسط حرف W را در نظر بگیریم و ۵ برابر ستاره های اطراف رو به جلو برویم، به ستاره قطبی می رسیم. ۲ صورت فلکی دب اکبر و ذات الکرسی تقریبا رو به روی هم هستند و به همین دلیل راحت پیدا می شوند.

تشخیص از طریق ماه

یکی دیگر از روش های جهت یابی به کمک ستاره ها کمک گرفتن از ماه است. اما باید بدانیم در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم.

اگر در نیمه ی اول ماه بودیم: سمت برآمده ی ماه، جهت مغرب را نشان می دهد. اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم: سمت تو رفته ی ماه، هلال مغرب را نشان می دهد.

حالا شاید ندانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم و یا در نیمه ی دوم. برای تشخیص این موضوع, باید ۲ سر هلال ماه را در نظر بگیریم و با یک خط فرضی به هم متصل کنیم، این خط را آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد. اگر شکلی که از این خط بدست آمد شبیه حرف P بود، یعنی در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل شبیه حرف q بود یعنی در نیمه ی دوم ماه هستیم.

حالا برای تشخیص مسیر شرق به غرب از طریق ماه، وقتی که شب مهتابی است چوبی را داخل زمین فرو کنید. با سنگ نوک سایه را علامت بگذارید. ده دقیقه بعد با سنگی دیگر نوک سایه جدید را علامت بگذارید. دو نقطه را به هم وصل کنید این خط مسیر شرق- غرب را نشان میدهد

پیدا کردن جنوب توسط ماه

خطی را بین دو تیزی هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین امتداد دهید. انتها یا امتداد این خط نقطه جنوب را در موقعیت شما نشان میدهد.

فرهنگ لغات کلمات روشن کردن ستاره ها

روشن :

(رَ شَ) [ په . ] (ص .) 1 - درخشان ، تابان . 2 - آشکار، واضح .
(رَ وِ شْ) [ په . ] 1 - (اِمص .) حرکت ، گردش . 2 - (اِ.) طرز، روش .

کردن :

(کَ دَ) (مص م .) 1 - انجام دادن ، به جا آوردن . 2 - ساختن ، بنا کردن . 3 - آماده کردن .

ستاره :


اوستا «ستار» ، پهلوی «ستارک « » نیبرگ 207»، هندی باستان «ستر» ، ارمنی «استی » ، کردی «ایستیرک » ، افغانی «ستورایی » و «ستارغا» (چشم )، استی «ستلی » ، وخی «ستار» ، شغنی «شتاری » و «شتیری » ، سریکلی «ختورج » ، منجی «استاری » ، سنگلیچی «اوستورک » ، دزفولی «آساره » و «ستارا» ، گیلکی «ستارا» . (حاشیه برهان قاطع چ معین ). کوکب . (برهان ). نجم . (شرفنامه منیری ) (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ): وآن شب تیره کآن ستاره برفت وآمد از آسمان بگوش تراک .
خسروی .
فردوسی .
فردوسی .
(س رِ) [ په . ] (اِ.) 1 - اجرام نورانی در آسمان که نورشان به علت حرارت زیادشان می باشد، بسته به شدت حرارت رنگ ستاره ها فرق می کند. 2 - جرقه . ؛ ~ سهیل بودن کنایه از: کم پیدا و دیریاب بودن .

ها :


نام حرف ه' : آتش افتاد روی چادر دو تا گل مثل چشم «ها» سوخت . الهی چشمهاشان را مرده شور درآرد... (چرند و پرند تالیف دهخدا از روزنامه ایران کنونی ). هاء دوچشم ، در تداول عامه هاء هوز است .
اشتباه تایپی این کلمه: ih
(اِ.) هر فصل از کتاب «یسنا».
1 - (ق ایجاب و تصدیق .) (عا.) آری ، بلی . مق نه . 2 - (ق استفهام .) چه ¿ چه طور¿
[ په . ] (پس .) نشانة جمع .
1 - (صت .) کلمة دال بر تنبیه ، آگاه باش . 2 - (صت .) از ادات تحذیر است ، هان ،ها، مار. نروی ها! کلمة دال بر تحذیر: ها، مار.

منابع

4781