مقاله درخت شکوفه زده با پروانه در روز شنبه 28 دی ماه سال 1398 ساعت 20:17:58 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

ساکورا در زبان ژاپنی به چه معناست؟

ساکورا (به ژاپنی: 桜 サクラ Sakura)

نامی است که مردم ژاپن، درخت گیلاس را به آن می‌خوانند.

همچنین به شکوفهٔ درخت گیلاس نیز به‌اختصار ساکورا گفته می‌شود. در طبیعت، ساکوراها هم به صورت خودرو و هم به صورت پرورشی وجود دارند. بیشتر گونه‌های درختان ساکورای پرورشی را ساکوراهای زینتی تشکیل می‌دهند. ساکوراهای زینتی از نظر زیبایی گل کیفیت بالایی دارند اما شکوفه‌ها معمولاً تبدیل به گیلاس نمی‌شوند یا در صورت تبدیل‌شدن، کیفیت لازم را برای عرضه به بازار ندارند.

به غیر از کاشت این درخت جهت لذت بردن از زیبایی آن، از زمان‌های بسیار کهن تا کنون، علاوه بر میوه، از گل و برگ ساکورا نیز به‌عنوان مادهٔ غذایی استفاده می‌شود. عمر درختان خودروی ساکورا بسیار طولانی‌است. عمر تک درختی به نام جیندای-زاکورا در استان یاماناشی در حدود ۲۰۰۰ سال برآورد شده‌است.

ژاپنی‌ها از دیرباز به شکوفهٔ گیلاس و تماشای آن اهمیت خاصی می‌دادند و آن را گل سرسبد تمامی گل‌ها می‌دانند. به‌طور سنتی شکوفهٔ ساکورا گل ملی کشور ژاپن به‌شمار می‌آید و در شعر و ادبیات این کشور جایگاه خاصی دارد. ژاپن از نظر تعداد و تنوع درخت‌های گیلاس غنی‌ترین کشور دنیاست. امروزه در این کشور مجموع تعداد گونه، رقم و نژادهای ساکورا به حدود ۶۰۰ نوع رسیده‌است.

واژه‌شناسی

دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ ساکورا 桜 چند نظریه وجود دارد. بر طبق نظر برخی از پژوهشگران، نام این نوع درختان در ابتدا هانا نو ساکو کی به معنی «درختی که گل از آن شکفته می‌شود» بوده‌است. بعد این نام تبدیل شده‌است به ساکو (به ژاپنی: 咲く、さく saku) که معنای آن «شکفته شدن» است. سپس به آن پسوند را (به ژاپنی: 等、ら ra) به معنی «مجموع» و «گروه» افزوده شده‌است، به‌طوری‌که روی هم واژهٔ ساکورا معنی «درختان شکوفا» می‌دهد.

تعریف ساکورا

سردهٔ پرونوس به ۶ زیرسرده تقسیم می‌شوند و گیلاس یکی از این زیرسرده‌های شش‌گانه‌است. متخصصان گیاه‌شناسی ژاپن سردهٔ پرونوس را ساکورا می‌نامند[یادداشت ۲] اما عموم مردم ژاپن تنها زیرسردهٔ گیلاس و شاخه‌های منشعب از آن را به عنوان ساکورا می‌شناسند.

در زبان انگلیسی تنها به شاخه‌ای از درختان گیلاس به نام درخت گیلاس ژاپنی (نام علمی: 'Prunus serrulata') ساکورا گفته می‌شود.

اشعار مربوط به شکوفه

شمس لنگرودی

تو را به ترانه‌ها بخشیدم
به صدای موسیقی
به سکوت شکوفه‌ها
که به میوه بدل می‌شوند
و از دستم می‌چینند
تو را به ترانه‌ها بخشیدم
با من نمان
عمر هیچ درختی ابدی نیست
باید به جدایی از زندگی عادت کرد…

چیستا یثربی

دلم برای تو تنگ است
و این را نمی توانم بگویم
نمی توانم بگویم
مثل باد که نمی تواند حرف بزند
یا درخت ها که خاموشند
یا شکوفه های سیب . . .
با این همه
گلها می شکفند
و درختها سبز می شوند
و من هم به زندگی ادامه می دهم . . .

#درد دل دوستانه عاشقانه

به آنهایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید دوستت دارم
بگویید در این دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان
بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفه هاست
شما بگویید ، حتی اگر نشنوند . .

دوستانه عید نوروز

ﺁﺧﺮﺍﯼ ﺳﺎﻟﻪ
ﺍﻣﺴﺎﻝ سال ميمون ﺑﻮﺩ...
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﻮﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧﻔﺲ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻥ ﺍﻻﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻨﺪﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ(تولد)
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻦ(مرگ)
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﻮﻧﻦ
ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻓﺘﻦ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ
ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯿﺶ ﻣﯽ اﺭﺯﻩ
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩﻩ
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ
ﺑﯿﺎﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﻫﻤﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ
ﻧﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ
پروانه به خرس گفت: دوستت دارم...
خرس گفت: الان میخوام بخوابم، باشه بیدار شم حرف میزنیم...
خرس به خواب زمستانی رفت و هیچوقت نفهمید که عمر پروانه فقط 3 روز است...
"همديگر را دوست داشته باشيم"
شاید فردایی نباشد...
آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن و مرده ها به فاتحه!
ولی ما گاهی برعکس عمل میکنیم!
به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون ولی راحت فاتحه زنده هارو میخونیم!
گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست...

سنگین عارفانه

عارفی را گفتند: از که آموختی محبت را ؟!
گفت: از درخت
پرسیدند: چگونه؟!
گفت: هر موقع به او لگدی زدم، به جای تلافی بر سرم شکوفه ریخت ...

شعر دوبیتی

احساس تو چون طراوت باران است
بر زخم شکوفه های گل درمان است
هر وقت که در هوای تو می چرخم
انگار نفس کشیدنم آساناست

سیدمحمد مرکبیان
بهار؛
بی‌حضورِ قدم‌هات،
کابوسِ این خوابِ زمستانی ست!
دوست دارم
شکوفه،
بهانــــــۀ تو باشد
و تو
پیراهنِ تمــــامِ فصل‌ها
که در راهند . . .

فرهنگ لغات کلمات درخت شکوفه زده با

درخت :


ترجمه شجر. (آنندراج ). هر گیاه خشبی که دارای ریشه و تنه و ساقه و شاخه ها بود. شجر. نهال . (ناظم الاطباء). رستنی بزرگ و ستبر که دارای ریشه و ساقه و شاخه ها باشد. شجر که از دار ضعیف تر است . غالباً درخت به گیاهانی گویند که ساق قوی دارند، لکن ساق آنها همیشه راست نیست و بسیار بلند نمی شود، مانند: بهی ، سیب ، قراصیا، زردآلو و آلو و غیره . روییدنیی است بزرگ که سطبری و راست کشیدگی ندارد، مانند: امرود، بهی ، سیب ، انار، انجیر، بر خلاف دار که سطبر و راست کشیده است ، مانند: چنار، کبوده ، تبریزی ، نخل ، اکالیپتوس ، سرو و کاج و غیره . (از یادداشت مرحوم دهخدا). و در یادداشت دیگر، مرحوم دهخدا می نویسد: بگمان من در قدیم کلمه درخت بر بزرگتر از بوته و کوچکتر از دار اطلاق می شده است . جَرَل . سَلَم . شَجَر. شَجَرَة. شِعار. شُعر. شَمیم . عَقّار. (دهار). عِقًّر. مَرخ . (منتهی الارب ). صاحب آنندراج گوید: جوان ، کهن سال ، برگپیوند، برهنه ، خزان دیده ، خزان رسیده ، سرمازده ، سرماسوخته ، بارور، بارآور، خوش ثمر، آبدار، موزون ، سرکش از صفات اوست ، و با لفظ نشاندن مستعمل است . ج ، درختان ، درختها: پس تبیری دید نزدیک درخت هرگهی بانگی بجستی تند و سخت .
رودکی .
رودکی .
ابوشکور بلخی .
(دِ رَ) [ په . ] (اِ.) گیاه بزرگ و ستبر که دارای ریشه و ساقه و شاخه ها باشد. ج . درختان .

شکوفه :

(ش فِ)(اِ.)اشکوفه ، غنچه ،گل درخت میوه دار.

زده :


بمعنی خورده باشد که از چیزی خوردن است . (برهان ). خورده شده . (آنندراج ). خورده . (ناظم الاطباء) (شرفنامه منیری ). بمعنی خورده آمده . (جهانگیری ): ای زده چون عقل و روح لقمه انوار علم وی شده چون جد و باب طعمه ارباب ظن .
ابوالمفاخر رازی (از جهانگیری ).
رودکی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
امیرمعزی (یادداشت ایضاً).

با :


باء. بی . (فا. وا. ابا). حرف دوم از حروف تهجی است و در حساب جمل و نیز حساب ترتیبی نماینده دو (2) باشد. رجوع به «ب » شود.
اشتباه تایپی این کلمه: fh
( اِ.) آش : شوربا.
[ په . ] (پیش .) 1 - در اول اسم می آید و صفت می سازد: باهنر، باصفا. 2 - در اول مصدرهای عربی می آید و صفت می سازد: بااطلاع ، بامعرفت .
[ په . ] (حراض .) 1 - همراه . 2 - در مقابل ، در ازا. 3 - بعلاوه . 4 - برای عطف می آید و به جای «و» می نشیند. 5 - دربارة ، نسبت به .

منابع

4777