مقاله تبلور عشق در روز شنبه 28 دی ماه سال 1398 ساعت 18:38:30 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

تبلور عشق

شهد عشق

دلی دارم که سودای تو دارد تمام شب تمنای تو دارد
دلم را یک شبی مهمان خود کن که شهد عشق از نای تو دارد

جانم به قربانت

آمدی جانم به قربانت چه زیبا آمدی
با صدایی دلنشین با شور و غوغا آمدی
جمله خوشحال اند و تحسینت کنند
گفته اند بهر دوای درد دلها آمدی
ای انیس عاشقان ای مونس شبهای تار
تو چراغ پر فروغی و مصفا آمدی
چندصباحی روز و شب بر پنجره زل می زنم
دیدگانم فرش راهت چون شکیبا آمدی
شادی و شور و شعف را در دلم حس می کنم
چون برای آشتی با این دل ما آمدی
تو که لیلی زمانی و منم مجنون دهر
مرحبا بر تو که آخر همچو رویا آمدی
گر همه محو تماشای جمالت گشته اند
زین سبب باشد که تو با قد رعنا آمدی
گفتمت عشق مرا در سینه ات داری هنوز
خنده ای کردی که تو با عشق اینجا آمدی

خسته تر از هر زمان

ای که دایم در درون سینه ماوا می کنی
با جمال جان فزایت سخت غوغا می کنی
دل از این دل خسته بردی و ندادی دل به دست
حال زارم را فقط داری تماشا می کنی
در کلاس عشق تو حاضر شدم هر روز و شب
گرچه درس عشق را هم سخت معنا می کنی
جرم این دل چیست گر خواهان توست
با تمام عاشقان جز من مدارا می کنی
قلب من با قلب تو پیوند سختی خورده است
گرچه میدانم که داری باز حاشا می کنی
خسته ام دل خسته تر از هر زمان
خوب می دانی که من را سخت رسوا می کنی
فکر می کردم که با من هستی ای رعنای من
از چه رو این زندگی را یک معما می کنی
گفته آمد از دوباره گویم از عمق وجود
گرچه آن را بی سبب تبدیل رویا می کنی
ای که دایم در درون سینه ماوا می کنی
با جمال جان فزایت سخت غوغا می کنی

سعی باطل

درد عشقش همه شب تا به سحر در دل بود
چشم بر هم زدن من به خدا مشکل بود
هر کجا صحبت از حسن و جمالی بوده است
صحبت دلبر من نقل همان محفل بود
سالها دل طلب دیدن رویش را کرد
آه و صد حیف که از گفته ی ما غافل بود
دلبرم گفت که با ما به سر آرد ایام
کاش میشد که به گفتار خودش عامل بود
در نظر بازی ما دلبر من بی خبر است
گر چه ظنم همه این بوده که او کامل بود
ناصحا حرف ''جوان'' را بشنو زیرا او
در وفاداری و در عشق به او عاقل بود
و چه خوش گفت همان حافظ دردانه ی ما
که بنازم نفسش هر چه که گفت از دل بود
''در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود''

کاش...

کاش بر زخم دلم مرهم بدی
یا که با این بینوا همدم بدی
کاش ای زیباترین گلبرگ عشق
خود چو دارویی برای غم بدی
شعرهایم ساده بی آلایش است
چون تو از مضمون شعرم کم بدی
گفته بودم با خیالت زنده ام
گر به یاد من فقط یکدم بدی
آه رفتی و مرا بردی ز یاد
کاش با من لحظه ای همدم بدی

آه کشیدن دل

باز دلبر ناز خود را بر رخ ما می کشد
قلب زارم را ازینجا تا به آنجا می کشد
کوه دردم ناله دارم روز و شب
بی مروت عقل و هوشم را به یغما می کشد
می خرم نازش به جان از بس که او
با خم ابروی خود آه از دل ما می کشد
مطربا امشب بزن نی را که او
این دل غمدیده را دایم به صحرا می کشد
عشق او در سینه پابرجاست چون
بر دلم تصویری از دیروز و فردا می کشد

سرمست

بر آن شدم بــارِ دگر در عشق غوغایی کنــــم
حاشا که در تفسیر عشق تعریف بیجایی کنــم
من زنی هستم که وجودم جلوه ای
از تبلور احساسی حقیقی
و به پاکی غزلی شاعرانه
در خیال شاعری که زیبا میسراید
رمیدن غزال چابک عشق را
در بیکرانه رنگین رویاهای
ابریشمین پیله ای که بنرمی
پروانه عشق را به باغ
احساس من به کنار شمع وجودم
وعشق عارفانه ام که چنان وارسته
در میان مناجات شبانه ام
تورا صدا میزند
و در سلوک عاشقی تا آنجا پیش خواهم رفت
که سزاوار نوازش دستهای مهربان تو
و گرمی آغوشت با حضوری
تا نهایت بودن و ماندن
به ستایش تو و نیایش او بنشینم
آه ای نسیم کوی او با نرگس مستش بـــگـو
بی تو در این شهر غریب تا کی شکیبایی کنم

پروردگارا
مگرميتوان شيرينی عشق تورا چشيد واز تو روگرداند؟
مگر ميتوان لذت همجواری با تورا درك كرد و ميل جای ديگر داشت؟
لطيفا
از تو ميخواهم
اين تن را برای عبادتت : لايق
اين قلب را برای شيداييت :عاشق
اين چشم را برای ديدنت : شايق
و اين جان را به مقام قربت : واصل گردان

بی مهر تـــو هر مرام بی فایده است
توضیح تـــورا کلام بی فایده اســـــت
بالای کدام واژه انـــدازه توســــــــــت
این جامه علی الدوام بی فایده است
بی روی دل آرای تو ای قبله جــــــان
دین گر نبود حرام بی فایده اســــــت
یلدای مرا طلوع تــــــو می شکنـــــد
این گردش صبح وشام بی فایده است

فرهنگ لغات کلمات تبلور عشق

تبلور :


بلور شدن یا شبیه به بلور شدن چیزی . (از قطر المحیط). شبیه بلور شدن . (المنجد) . بلوری شدن جسمی . (ناظم الاطباء). جامد براق شدن جسم مایع... این لفظ فارسی است که بشکل مصدر عربی ساخته شده . (فرهنگ نظام ). (اصطلاح شیمی ) اگر اجسام مختلف را در اثر حرارت ذوب کرده بگذاریم بتانی سرد شود و یا محلولهای اشباع شده از آنها تهیه کنیم و بحال خود بگذاریم دو حالت اتفاق می افتد: یا دانه هایی بدست می آید که از صفحات صیقلی مستور است و یا قطعاتی بدست می آید که هیچ شکل هندسی ندارند. در حالت اول جسم را متبلور و در حالت دوم جسم را بی شکل گویند. زاج سبز و کات کبود نمونه اجسام متبلور می باشند، در صورتی که شیشه و موم نمونه اجسام بی شکل است ... اجسام متبلور آبدار مانند اسید اگزالیک و کات کبود و کربنات سود در اثر حرارت آب تبلورو شکل بلورین خود را از دست میدهند و پس از سرد شدن بی شکل می مانند، بدیهی است که حالت تبلور و شکل هندسی بلور مربوط بوضع قرار گرفتن اتمها در مولکول است . (دوره شیمی نوین رضا قلی زاده و هیئت مولفین ص 46). تبلور - هرگاه در مخلوط همگن مایعی شکل جسم قابل بلور شدنی وجود داشته باشد، بیشتر اتفاق می افتد که بر اثر تبخیر و بیرون راندن حلال بلورهای جسم در ظرف عمل باقی میماند. این طریقه که نسبةً آسان است ، متاسفانه برای غالب ترکیبات آلی قابل اجرا نمیباشد و در بسیاری از موارد حلال جدیدی باید بکار برند تا آنکه حلاّل اولیه را در خود حل وجسم مورد نظر را باقی گذارد. اگر با یک مخلوط همگن دوتائی سر و کار داشته باشند میتوان مخلوط را بشدت سرد کرد تا آنکه یکی از دو جسم متبلور جدا گردد. البته همراه بلورهای یک جسم بلورهای جسم دیگر پدید می آیدو مقدار بلورهای جسم دوم و بنابراین درجه خلوص بلورهای جسم اول کاملاً با شرایط عمل تبلور بستگی دارد. بدنبال هر تبلور و بمنظورجدا کردن بلورها از «پساب » باید متوالیاً به عمل صاف کردن ، شستشو و خشک کردن مبادرت کرد. سرعت تبلور برای ترکیبات آلی دارای حدود نسبةً وسیعی بوده و پدیده «فوق اشباع » بخصوص در شیمی آلی فراوان دیده میشود. برای خارج ساختن محلولهای فوق اشباع از حالت ناپایدار خود مقدار کمی از بلورهای جسم مورد نظر را اضافه نموده تا بدین طریق عمل تبلور تحریک و آغاز گردد. یک عمل تبلور صحیح هیچگاه سریع انجام نمیگیرد و همواره وقت و حوصله زیادی لازم دارد. عوامل چندی از قبیل : غلظت محلول از جسم مورد تبلور، درجه حرارت عمل و از همه مهمتر انتخاب مناسبترین حلال ، روی کم و کیف عمل تبلور و حتی در شکل و اندازه بلورهای حاصله تاثیر فراوانی دارند. عمل تبلور، گو اینکه بظاهر ساده بنظر میرسد ولی بدلیل آنکه شرائط و محیط عمل برای هر اجراکننده ای تغییر مینماید تا اندازه ای مشکل میباشد. برای تعیین شرائط یک عمل تبلور و میزان کردن آن به «عملیات مکرر» دست زده و با استفاده از نتایج تجربه و بکار بستن آنها بهترین شرایط تبلور را معین میسازند. (از شیمی آلی رحیم عابدی صص 17 - 18). و رجوع به کتاب اصول علم کانها تالیف عبدالکریم قریب و روش تهیه مواد آلی تالیف رضا صفوی گلپایگانی صص 4 - 10 و شیمی آلی تالیف ابوالحسن شیخ صص 7 - 8 شود.
اشتباه تایپی این کلمه: jfg,v
(تَ بَ وُ) (مص ل .) بلوری شدن جسم .

عشق :


عشق آوردن و چیره گردیدن دوستی بر کسی . (از منتهی الارب ). عاشق شدن . (المصادر زوزنی ). نیک شگفت داشتن . (تاج المصادر بیهقی ).تعلق قلب به کسی . (از اقرب الموارد). چسبیدن . (از منتهی الارب ). التصاق به چیزی . (از اقرب الموارد). عِشق. مَعشَق. و رجوع به عشق و معشق شود.
اشتباه تایپی این کلمه: uar
(عِ) (مص ل .) 1 - به شدت دوست داشتن . 2 - (اِمص .) شیفتگی ، دلدادگی . 3 - لذت ، کیف . ؛~ افلاطونی عشقی که با گرایش های جنسی همراه نیست .

منابع

4773