مقاله خدایا انتقام حسین و اهل بیتش را بگیر در روز چهارشنبه 25 دی ماه سال 1398 ساعت 18:16:50 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

امام زمان(عج) چگونه از قاتلان امام حسین(ع) انتقام می‌گیرد؟-

شفیعی سروستانی در این گفت‌وگو توضیح داده است که: «جریان تقابل بنی‌هاشم و بنی‌امیه تا پایان تاریخ و روزی که امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف ظهور می‌کنند، ادامه خواهد داشت. تا آنکه پیش از ظهور آن حضرت، فردی به نام عثمان بن عنبسه از نوادگان ابوسفیان و هند جگرخوار که با عنوان سفیانی شناخته می‌شود، از شام یا همان سوریه‌ کنونی سر به شورش برمی‌دارد و پس از جنایات فراوان، در مقابل لشکریان امام زمان علیه‌السلام ‌شکست می‌خورد و به هلاکت می‌رسد.» او تصریح کرده است: «با نابودی آخرین بازمانده از نسل ابوسفیان به دست امام مهدی علیه‌السلام، انتقام خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام از خاندان ابوسفیان که عامل جنایات بی‌شمار در حق خاندان عصمت و طهارت به‌ویژه حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام بودند، گرفته می‌شود و تقابل تاریخی این دو خاندان پایان می‌یابد.»

این موضوع که قائم آل محمد صلی‌الله علیه و آله از نسل امام حسین علیه‌السلام و نُهمین نواده اوست، در روایات بسیاری که از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده، آمده است و هرگونه شک و تردید نسبت به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان و آخرین ذخیره الهی را برطرف می‌کند.

اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید

زينب مظلومانه با اين كه در دست يزيد اسير است و حامى و پشتيبانى ندارد، اما با يك شجاعت بى نظير و شهامت بى مانند بياناتى ايراد مى فرمايد كه بينى يزيد را به خاك مى مالد تا آنجا كه مى فرمايد: من تو را انسانى بى قدر و بى ارزش مى دانم و سخت تو را مى كوبم و بسيار تو را توبيخ و سرزنش مى كنم، تو هر چه تلاش كنى و مكر و حيله بكار برى نمى توانى نام ما را از سر زبانها بردارى. محبت ما را از دلها خارج كنى و احكام دين را از بين ببرى، ليكن عار و ننگ كار تو هرگز و با هيچ آبى شسته نمى شود.
راستى عجيب شجاعانه، يزيد را با خاك يكسان مى كند، آرى او دختر اميرمؤمنان على بن ابيطالب است لذا در برابر همه حضار مجلس بپا خواست و پس از حمد و ثناى پروردگار و درود بر پيامبر و دودمان او فرمود: اظننت يا يزيد حيث اخذت علينا اقطار الارض و آفاق اسّما فاصبحنا نساق كما تساق الاسارى انّ بنا على اللّه هوانا و بك عليه كرامة؟ و ان ذلك لعظم خطرك عنده؟ فشمخت بانفك و نظرت فى عطفك جذلان مسرورا حين راءيت الدّنيا لك مستوثقه و الامور متسقة و حين صفى لك ملكنا و سلطاننا فمهلا مهلا لاتطش جهلا انسيت قول اللّه تعالى: و لا تحسبن الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما و لهم عذاب اليم.
يزيد گمان مى كنى از اين كه همه راههاى زمين و آسمان را به روى ما بستى و ما را مانند اسيران شهر به شهر مى گردانى، نزد خدا خوار و بى مقدار مى شويم و تو مورد عنايت الهى گرديده اى و مقاومت نزد خدا فزون گشته كه اين چنين باد به دماغ افكنده و اظهار خوشحالى و شادمانى مى كنى؟ چون مى بينى دنيا به كام تو است و كارها بر وفق مرادت جريان دارد؟ و حكومت ما در دست تو قرار گرفته؟ نه چنين نيست، آرام باش، به جهل و نادانى اتكا مكن، مگر گفته خدا را فراموش كرده اى: كفار گمان نكنند كه مهلت دادن به آنها به خير آنها است بلكه به آنها مهلت مى دهيم تا بر گناهانشان بيفزايند كه براى آنان عذابى دردناك است.

خطبه امام حسین (ع)

ضحاک بن عبدالله مشرقی گوید: هنگامی که لشکریان به امام حسین (ع) نزدیک شدند، امام شتر خود را خواست و بر آن سوار شد، سپس با صدای بلند که بیشتر مردم بشنوند فرمود: ای مردم، سخنم را بشنوید و در مورد من شتاب نکنید تا شما را به آنچه حق شما بر من است پند دهم و دلیل خود برای آمدن نزد شما را بازگویم. اگر دلیلم را پذیرفتید و سخنم را تصدیق کردید و نسبت به من انصاف را رعایت کردید، سعادتمند خواهید بود و دیگر دلیلی برای جنگیدن با من نخواهید داشت، ولی اگر دلیل مرا نپذیرفتید و با انصاف با من برخورد نکردید فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَشُرَکَاءَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَلَا تُنْظِرُونِ (سوره مبارکه یونس، آیه۷۱) وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَکُمْ وَلَا أَنْفُسَهُمْ یَنْصُرُونَ (سوره مبارکه اعراف، آیه ۱۹۷﴾

وقتی خواهرانش این سخن او را شنیدند، فریاد برآوردند و گریه سردادند. دخترانش نیز گریستند و صدایشان بلند شد. امام حسین (ع) برادرش عباس بن علی و پسرش علی را به نزد آنان فرستاد و فرمود: آنان را ساکت کنید. به جان خودم قسم آنها بسیار خواهند گریست. وقتی زنان ساکت شدند، امام حسین (ع) حمد وثنای الهی گفت و خدا را به آنچه شایستگی دارد، یاد کرد و بر پیامبر اکرم (ص) و فرشتگان و پیامبران درود فرستاد.

سپس امام حسین(ع) فرمود: اما بعد، نسب مرا بازگویید و دقت کنید که من کیستم، سپس به خود بازگردید و خود را عتاب کنید و ببینید آیا کشتن و هتک حرمت من برای شما رواست؟ آیا من پسر دختر پیامبر شما و پسر جانشین او و پسرعمویش نیستم؟ همو که اولین کسی بود که ایمان آورد و او را در آنچه از سوی خدا آورده بود تصدیق کرد؟ آیا حمزه که سرور شهیدان است عموی پدرم نیست؟ آیا جعفر که شهید شد و با دو بال در بهشت به پرواز درآمد عموی من نیست؟ آیا بسیار برای شما روایت نشده است که پیامبر در مورد من و برادرم فرمود: این دو، آقای جوانان بهشت هستند. اگر مرا در آنچه می گویم تصدیق می‌کنید و حقیقت هم همین است [با من نجنگید و] به خدا قسم تا به حال از وقتی که دانسته ام خدا دروغگویان را دوست ندارد و دروغ به گوینده اش آسیب می زند، دروغی نگفته ام و اگر مرا تکذیب می کنید، کسانی در میان شما هستند که اگر از آنها بپرسید به شما خبر خواهند داد؛ از جابر بن عبدالله انصاری بپرسید، از ابوسعید خُدری یا سهل بن سعد ساعدی یا زید بن ارقم یا انس بن مالک؛ اینان به شما خبر می دهند که این حدیث را از پیامبر (ص) درباره من و برادرم شنیده‌اند. آیا این مانع شما از ریختن خون من نمی شود؟

شمر بن ذی الجوشن گفت: این مرد کسی است که خدا را فقط بری ک حال [و بدون عمل] می‌پرستد. البته اگر بداند که چه می گوید. حبیب بن مُظاهر گفت: به خدا قسم به نظر من تو خدا را به هفتاد گونه عبادت می‌کنی. من شهادت می دهم تو نمی‌دانی او چه می‌گوید؛ خدا قلب تو را مُهر کرده است.

سپس امام حسین(ع) فرمود: اگر در مورد این حدیث در شک و تردید هستید، آیا هنوز در این شک دارید که من پسر دختر پیامبر شما هستم؟ به خدا قسم بین مشرق و مغرب از میان شما و غیر شما کسی جز من پسر دختر پیامبر نیست. تنها من پسر دختر پیامبر شما هستم. به من بگویید آیا به خاطر کشته ای از خودتان که من او را کشته ام یا به خاطر مالی که من آن را از بین برده ام یا قصاص زخمی که بر شما زده ام طالب من هستید؟مردم هیچ نگفتند.

اسامی قاتلان امام حسین و سرنوشت شوم آن ها

عبدالله بن حوزه تمیمی، از هتاکان لشگر عمربن سعد در کربلا که مورد نفرین امام علیه السلام قرار گرفت. وی از قبیله بنی تمیم بود که نامش «ابن جوزه» در برخی نقل ها و «تیمی» هم آمده است.
روز عاشورا، آن زمان که لشگر بنی امیه به سپاه امام حسین علیه السلام حمله کرد، ابن حوزه، مقابل لشگر رفت و امام علیه السلام را چند بار با لحن بسیار تند و خشن صدا زد. حسین علیه السلام، در مرتبه آخر جلو آمد. و فرمود چه می خواهی؟ او گفت:ابشربالنار «بشارت باد ترا به آتش دوزخ»
امام علیه السلام فرمود:او کیست؟ گفتند:ابن حوزه تمیمی. آنحضرت گفت:دروغ گفتی من نزد پروردگارم می روم که مهربان است و شفاعتش پذیرفته؛ آنگاه حضرت، او را نفرین کرد و فرمود:خدایا او را به آتش دوزخ ببر.
ابن حوزه خشمگین شد و خواست اسبش را به طرف حضرت بجهاند که اسبش چموشی کرد. و او را از پشت خود انداخت، بطوری که پای چپش در رکاب بود و پای دیگرش واژگون که مسلم بن عوسجه یکی از اصحاب امام علیه السلام، بر وی تاخت و شمشیر به پای او زد و پایش از تن جدا شد. اسب همچنان می دوید و سر او را به هر سنگ و کلوخ و درختی کوبید تا مرد. و روحش به آتش دوزخ رفت.
سپس آن حیوان بر او بگردید و با سم آنقدر او را کوفت و پاره پاره کرد تا اینکه به جز دو پا چیزی از او نماند.

از عناصر خبیث در لشکر عمر بن سعد در کربلا که عمامه امام حسین علیه السلام را ربود و جنایات دیگری نیز مرتکب شد. نامش را (احبش بن مرثد بن علقمه حضرمی، احبش بن یزید، اخنس بن مرید)، هم گفته اند.
به نقل از کتاب «نفس المهموم» و ناسخ التواریخ:مختار ثقفی در زمان قیام خودش به خونخواهی شهداء کربلا، نخست همین جماعت را آورد و دست ها و پاهایشان را با میخ های آهنین بر زمین بست و دستور داد تا با اسب های تازه نعل، آنقدر بر بدن پلیدشان تاختند تا گوشت و پوست و استخوانشان در هم کوبیده شده و هلاک گشتند.
در تاریخ طبری روایتی است که اخنس بعد از این جنایاتش، در جنگی ایستاده بود که تیری ناشناس به او خورد و قلبش شکافت و مرد. (لعنة الله علیه)

فرهنگ لغات کلمات خدایا انتقام حسین و

خدایا :


انتقام :

(اِ تِ) 1 - (مص ل .) کینه کشیدن . 2 - (اِمص .) خونخواهی ، کینه توزی .

حسین :


این کلمه با حروف عربی: حسين
صاحب جمال . حَسَن .
اشتباه تایپی این کلمه: psdk
(حُ سَ یا س ِ) (ص .) مصغر حسن .

و :

( ~.) (ق .) خاصه ، مخصوصاً.
( ~.) در آغاز لفظ جلاله (= الله) برای قسم به کار رود.
(واو معدوله ) از نظر دستوری واوی است که در عهد ما نوشته می شود ولی خوانده نمی شود: خواب ، خواهش ،خویش ، خویشتن . اما در زمان قدیم آ ن را تلفظ می کردند و چون در هنگام تلفظ از ضمه به فتحه عدول می کردند آن را واو معدوله نامیده اند. لازم به توضیح است که همیشه پیش از واو معدوله حرف «خ » و بعد از آن یکی از حروف «د، ر، ز، س ، ش ، ن ، و، ه ، ی » واقع می شود.
( ~.) [ په . ] (حر رب ، عطف ) حرف عطف است و آن دو کلمه یا دو جمله را به هم پیوند دهد و آن به معانی ذیل آید: 1 - (معیت و مصاحبت ) با. 2 - (حالیه ) حال آن که ، در صورتی که . 3 - با آن که با وجودی که .

منابع

4755