مقاله بسم الله باز هم شور حسینی در روز چهارشنبه 25 دی ماه سال 1398 ساعت 17:04:24 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

باز محرم و شور حسینو باز کتیبه علم-شور-عینی فرد



کانال آپارات شامل ویدئوهای بیشتر:

آوای مهر کوثر (نرم افزاری کوثر ) - avamehr


روز1محرم96-هیئت لواء الزینب به یاد مرحوم ذاکر ********* موسسه نرم افزاری کوثر کانال تلگرام:avamehr@ تولید محتوای دیجیتال اسلامی عرضه انواع محصول فرهنگی و قلم هوشمند قرآنی avamehr.ir- 025-37741600- 025-37737020- 09123513137-

فرهنگ لغات کلمات بسم الله باز هم

بسم :


دندان سپید کردن و باسم نعت آن است . (منتهی الارب ). نرم خندیدن و دندان سپید کردن . (آنندراج ). تبسم کردن . (از ناظم الاطباء). اندک خندیدن بی آواز و گویند بجز خنده است . (ازاقرب الموارد). خنداندن . (دزی ج 1 ص 87). و ما بسمت فی الشیی ; نچشیدم آن را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گماریدن یعنی چنان خندیدن که دندان پیشین برهنه شود. (دهار).
اشتباه تایپی این کلمه: fsl

الله :


نام موضعی است . (یادداشت مولف ).
اشتباه تایپی این کلمه: hggi
(اَ لْ لا) (اِ.)ایزد، خدا، معبود یگانه . ؛~ُ اعلم خدا داناتر است . (هنگامی که نسبت به موضوعی شک و تردید است ). ؛~ اکبر الف - خدا بزرگ تر است . (هنگام تعجب ، عصبانیت و تأیید گفته می شود). ب - بخشی از اذان و نماز است .

باز :


پرنده ای است مشهور و معروف که سلاطین و اکابر شکار فرمایند. (برهان ) . نام طایر شکاری . (غیاث ). شهباز. (دِمزن ). بمعنی باز شکاری مشهور است . (انجمن آرا). بمعنی باز شکاری مشهور است و آن را بتازی بازی گویند.مرغ معروف شکاری . (رشیدی ). جانور درنده مشهور است که بکار پادشاهان بازی است (؟ ) (از نسخه خطی شرفنامه منیری متعلق بکتابخانه لغت نامه ). مرغ شکاری معروف و باز هم بتازی بازی است . (رشیدی ). نام جانوری است شکاری مشهور. (جهانگیری ). پرنده ای است شکاری که آن را در سابق برای شکار پرندگان تربیت میکردند. از وقتی که تفنگ اختراع شد نگاه داشتن باز موقوف گشت . (فرهنگ نظام ). مرغ شکاری . (شعوری ج 1 ورق 165). باز و باشه دو مرغ شکاری هستند و تمیز آنها بس مشکل است و در برهان جامع گوید: باشه زردچشم است . (کازیمیرسکی ). رجوع به دزی ج 1 ص 48 شود.نام مرغی است که آن را ملوک دارند. (اوبهی ) (معیار جمالی ). یکی از جوارح طیور: شهباز، شاهباز نوعی از آنست . مرغیست شکاری . ج ، ابواز و بیزان ... و یقال بازُو بازان و ابوازُ و باز و بازیان ِ و بواز. (قطر المحیط). باز و بازی معروف است . ج ، بیزان و ابواز و بُزاة. (السامی فی الاسامی ). حُرّ. (منتهی الارب ) (دِمزن ). اسم فارسی بازی است . (فهرست مخزن الادویه ). بعربی بازی گویند. گوشت آن بطی ءالهضم و ردی الغذا و جاذب سموم است . (منتخب الخواص ). ابوالاشعث . ابوالبهلول . ابوالسقر . ابوالاحمق. (المرصع). یکی از پرندگان و از جنس صقر و شاهین میباشد. (سفر لاویان 11: 16) (سفر تثنیه 14: 15). مصریان و یونانیان این مرغ را مقدس میدانستند بحدی که اگر کسی سهواً او را میکشت خطای عظیمی نموده بود لکن قوم یهود بموافق شریعت او را یکی از حیوانات نجسه میدانستند. (قاموس کتاب مقدس ): منم خوکرده بر بوسش چنان چون باز بر مسته چنان بانگ آرم از بوسش چنان چون بشکنی پسته .
رودکی .
ابوشکور.
دقیقی .
[ فر. ] ( اِ.) اجسامی جامد و سفیدرنگ و بسیار نمگیر که در آب بسیار حل می شوند و در اثر گرما خیلی زود گداخته می گردند.
(حر اض .) به سوی ، به طرف .
[ په . ] ( اِ.) پرنده ای شکاری با چنگال های قوی و منقاری کوتاه و محکم .
[ په . ] 1 - پسوندی که به آخر برخی واژه ها افزوده می شود و معنای «تا این زمان » را می دهد مانند: از دیرباز. 2 - بر سر افعال درآید به معنی دوباره ، از نو: بازگشتن ، بازیافتن .

هم :

(هَ مّ) (اِ.) 1 - اندوه ، حزن . ج . هموم . 2 - قصد، اراده . 3 - آن چه بدان قصد کنند. ؛~ و غم فرق بین هم و غم اصلاً در آن است که هم اندوه آینده است و غم اندوه گذشته و موجود.
(هَ) [ په . ] 1 - (ق .) نیز، همچنین . 2 - (پش .) در ترکیبات پیشوند اشتراک است : هم اتاق ، همراه ، همدل .

منابع

4750