مقاله اسارت حضرت زینب در روز سه شنبه 24 دی ماه سال 1398 ساعت 16:39:10 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

حضرت زینب تا چه مدت در اسارت بود و چه زمانی آزاد شد؟ زندگانی ایشان پس از آزادی چگونه بود؟

پس از حادثه کربلا حضرت زینب (س)، حدود یک سال و شش ماه زندگى کرد. حضرت در کاروان اسیران، همراه دیگر بازماندگان قافله کربلا به کوفه و سپس به شام برده شد. اگر چه رهبرى بازماندگان بر عهده امام سجاد بود، زینب کبرى (س) نیز سرپرستی را برعهده داشت.
سخنرانى قهرمانانه زینب (س) در کوفه، موجب دگرگونی افکار عمومى شد. وى در برابر نعره مستانه عبیدالله بن زیاد، آن گاه که به پیروزیش مى‏نازید و مى‏گفت: "کار خدا را با خاندانت چگونه دیدى؟!" با شهامت و شجاعت و صف ناپذیرى گفت: جز زیبایى چیزى ندیده‏ام. شهادت براى آنان مقدر شده بود. آنان به سوى قربانگاه خویش رفتند به زودى خداوند آنان و تو را مى‏آورد تا در پیشگاه خویش داورى کند».
آن گاه که ابن زیاد دستور قتل امام سجاد را صادر کرد، زینب (س) با شهامت تمام، برادر زاده‏اش را در آغوش گرفت و گفت: اگر خواستى او را بکشى مرا هم بکش. به دنبال اعتراض زینب (س)، ابن زیاد از کشتن امام پشیمان شد.

کاروان آزادگان به دمشق رفت. در شام نیز زینب (س) توانست افکار عمومى را دگرگون نماید. جلسه‏اى یزید به عنوان پیروزى ترتیب داده بود و در حضور بازماندگان واقعه کربلا، سربریدة حسین (ع) را در تشت نهاد و با چوب‌د‌ستى به صورتش مى‏زد، زینب کبرى (س) با سخنرانى خویش غرور یزید را در هم کوفت و او را از کرده خویش پشیمان کرد. سرانجام یزید مجبور شد کاروان را با احترام به مدینه برگرداند.

زندگی حضرت زينب (س) بعد از حادثه کربلا چگونه بود؟

پس از حادثه كربلا حضرت زينب (س)، حدود يك سال و شش ماه زندگي كرد. حضرت در كاروان اسيران، همراه ديگر بازماندگان قافله كربلا به كوفه و سپس به شام برده شد. اگر چه رهبري بازماندگان بر عهده امام سجاد بود، زينب كبري (س) نيز سرپرستي را برعهده داشت. درباره مدت اسارت حضرت زينب (س) و حركت آنان از شام به مدينه، مرحوم دكتر آيتي بر اين باور است كه تاريخ حركت اهل بيت به شام، هنگام رسيدن آنان به دمشق، مدت توقف اسيران در مركز حكومت يزيد، تاريخ حركت آنان از دمشق به مدينه و هنگام ورود آنان به مدينه، به درستي معلوم نيست.

سخنراني قهرمانانه زينب (س) در كوفه، موجب دگرگوني افكار عمومي شد. وي در برابر نعره مستانه عبيدالله بن زياد، آن گاه كه به پيروزي اش مي‏نازيد و مي‏گفت: "كار خدا را با خاندانت چگونه ديدي؟!" با شهامت و شجاعت وصف ناپذيري گفت: جز زيبايي چيزي نديده‏ام. شهادت براي آنان مقدر شده بود. آنان به سوي قربانگاه خويش رفتند به زودي خداوند آنان و تو را مي‏آورد تا در پيشگاه خويش داوري كند".
آن گاه كه ابن زياد دستور قتل امام سجاد را صادر كرد، زينب (س) با شهامت تمام، برادر زاده‏اش را در آغوش گرفت و گفت: اگر خواستي او را بكشي، مرا هم بكش. به دنبال اعتراض زينب (س)، ابن زياد از كشتن امام پشيمان شد.
سخنرانی حضرت زینب(س) و غرور شکسته یزید
اما در ادامه حادثه کربلا، كاروان آزادگان به دمشق رفت. در شام نيز زينب (س) توانست افكار عمومي را دگرگون نمايد. جلسه‏اي يزيد به عنوان پيروزي ترتيب داده بود و در حضور بازماندگان واقعه كربلا، سر بريده حسين (ع) را در تشت نهاد و با چوب‌د‌ستي به صورتش مي‏زد، زينب كبري (س) با سخنراني خويش غرور يزيد را در هم كوفت و او را از كرده خويش پشيمان كرد. سرانجام يزيد مجبور شد كاروان را با احترام به مدينه برگرداند. در مدينه نيز زينب (س)، پيام آور شهيدان، ساكت ننشست. او با فريادش مردم مدينه را بر ضد حكومت يزيد شوراند. حاكم مدينه در پي تبعيد حضرت زينب (س) برآمد. به نوشته برخي حضرت به شام سفر نمود و در همان جا درگذشت. برخي ديگر گفته‏اند: حضرت به مصر هجرت نمود و در تاريخ پانزدهم رجب سال 62 هجري درگذشت.

تعداد و نام اسیران

گزارش‌های مورخان درباره تعداد و اسامی اسرای اهل بیت و بازماندگان اصحاب امام حسین(ع)، مختلف است؛ تا آنجا که برخی تعداد اسرا را تا ۲۵ نفر هم ذکر کرده‌اند. از این میان مردان و زنانی که در منابع ذکر شده‌اند، عبارت است از: امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، محمد و عمر دو پسر امام حسین(ع)، زید پسر و محمد نوه امام حسن(ع)،و همچنین حضرت زینب، فاطمه، و ام کلثوم از دختران امام علی(ع). چهار دختر از امام حسین (ع) به نام‌های سکینه، فاطمه، رقیه و زینب نیز در منابع آمده است. همچنین رباب همسر امام حسین (ع)و فاطمه دختر امام حسن (ع)، در میان اسیران کربلا حضور داشته‌اند.

ورود اسرا به کاخ یزید: پس از ورود اسیران کربلا به شام، زَحر بن قَیس، جزئیات واقعه کربلا را به یزید گزارش کرد. یزید پس از شنیدن گزارش، دستور داد کاخ را تزیین کرده، بزرگان شام را دعوت و اسیران را به قصر وارد کنند. گزارش‌ها حاکی از آن است که اسیران را در حالی وارد مجلس یزید کردند که با طناب به هم بسته بودند.در این هنگام فاطمه دختر امام حسین(ع) گفت: ای یزید! شایسته است دختران رسول خدا(ص) اسیر باشند؟ در این هنگام حاضران و اهل خانه یزید گریستند.

برخورد یزید با سر امام در حضور اسیران: یزید در حضور اسیران، سر امام حسین(ع) را در ظرف طلا گذاشته و با چوب‌دستی به آن می‌زد. وقتی سکینه و فاطمه، دختران امام حسین(ع)، این موضوع را دیدند، چنان فریاد زدند که زنان یزید و دختران معاویه بن ابوسفیان شروع به گریه کردند. بنابر روایتی از امام رضا(ع) که شیخ صدوق نقل کرده، یزید سر امام حسین را در تشتی گذاشت و بر روی آن میز غذا نهاد. سپس با یارانش سرگرم غذا خوردن شد و پس از آن، میز بازی شطرنج را روی آن تشت گذاشت و با یارانش به بازی شطرنج مشغول شد. گفته‌اند او هنگامی که در بازی می‌برد، جام آب‌جو را گرفته می‌نوشید و ته‌مانده آن را در کنار تشت که سر بریده امام در آن بود، بر زمین می‌ریخت.

اعتراض حاضران: عده‌ای از حاضران، به رفتار یزید در مجلس اعتراض کردند؛ از جمله یحیی بن حکم، برادر مروان بن حکم که یزید با مشت به سینه وی زد.اَبوبَرْزه اَسْلَمی نیز اعتراض کرد و به دستور یزید از مجلس اخراج شد.

بعد از واقعه عاشورا بر اسرای كربلا چه گذشت؟

يكي از بزرگترين فجايع بشري در 10 محرم سال 61 هـ ق در سرزمين كربلا توسط امويان به وقوع پيوست هنوز نيم قرني از رحلت پيامبر اسلام سپري نشده بود كه فرزند دختر آن بزرگوار را امت خودش به دستور كسي كه جانشين ظاهري آن حضرت بود به شهادت رساندند و فجايع عظيم ديگري از جمله بريدن سر كشته‌ها و غارت اموال و به اسارت گرفتن اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ مبادرت ورزيدند.

سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشكر يزيد بعد از اينكه امام حسين ـ عليه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خيمه‌ها و آزار و اذيت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوي خيمه‌هاي حرم امام حسين ـ عليه‌السلام ـ روي آوردند و اثاث و البسه و شتران را به يغما بردند و گاه بانويي از آن اهل‌بيت پاك با آن بي‌شرمان بر سر جامه‌اي در كشمكش بود و عاقبت آن لئيمان جامه را از او مي‌ربودند.

دختران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و حريم او از خيمه‌ها بيرون آمده و مي‌گريستند و در فراق حاميان و عزيزان خود شيون و زاري مي‌نمودند.

بعد از اين اهل‌بيت را با سر و پاي برهنه و لباس به يغما رفته به اسيري گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن مي‌گفتند كه ما را بر كشته حسين ـ عليه‌السلام ـ بگذرانيد. چون اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ نگاهشان به كشته‌ها افتاد فرياد كشيدند و بر صورت خود زدند. بعد از اين قضايا عمر سعد ملعون در ميان يارانش جار كشيد: چه كسي است كه اسب بر پشت و سينة حسين ـ عليه‌السلام ـ بتازد! ده كس داوطلب شدند و تن حسين ـ عليه‌السلام ـ را با سمّ اسبان لگدكوب كردند.

و همان عصر عاشورا بود كه عمر سعد سر مبارك امام حسين را با خولي بن يزيد اصبحي و حميد بن مسلم ازدي نزد عبيداله بن زياد به كوفه فرستاد و سرهاي ياران و خاندان او را جمع كرده و هفتاد دو سر بود و به همراهي شمر بن ذي‌الجوشن و قيس بن اشعث به كوفه فرستاد. سپس كشته‌هاي خودشان را پيدا كرده دفن نمودند ولي جنازه بي سر و زير پاي اسبان لگدكوب شده امام حسين ـ عليه‌السلام ـ و يارانش تا روز دوازدهم محرم عريان در بيابان كربلا بود تا اينكه توسط قبيله بني‌اسد و به راهنمائي امام سجاد ـ عليه‌السلام ـ دفن شدند.

شب يازدهم محرم را گويا اسراي اهل‌بيت در يك خيمه نيم‌سوخته سپري نمودند در اين رابطه در مقاتل چيزي از احوال اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ نقل نشده ولي مي‌توان تصور كرد كه چه شب سختي را بعد از يك روز پر سوز و از دست دادن عزيزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خيمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند.

عمر سعد ملعون در روز 11 محرم دستور كوچ از كربلا به سوي كوفه را مي‌دهد و زنان و حرم امام حسين ـ عليه‌السلام ـ را بر شتران بي‌جهاز سوار كرده و اين ودايع نبوت را چون اسيران كفّار در سخت‌ترين مصائب و هُموم كوچ مي‌دهند. در هنگام حركت از كربلا عمر سعد دستور داد كه اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قيس بن قرّه گويد: هرگز فراموش نمي‌كنم لحظه‌اي را كه زينب دختر فاطمه ـ سلام‌الله عليها ـ را بر كشته بر خاك افتاده برادرش حسين عبور دادند كه از سوز دل مي‌ناليد... و امام سجاد ـ عليه‌السلام ـ مي فرمايد: ... من به شهدا نگريستم كه روي خاك افتاده و كسي آنها را دفن نكرده، سينه‌ام تنگ شد و به اندازه‌اي بر من سخت گذشت كه نزديك بود جانم بر آيد و عمه‌ام زينب وقتي از حالم با خبر شد مرا دلداري داد كه بي‌تابي نكنم.

گويا اسراي كربلا را دوبار به قتلگاه مي‌آورند، يك دفعه همان عصر روز عاشورا بعد از غارت خيام و به درخواست خود اسرا و يك بار هم در روز يازدهم محرم هنگام كوچ از كربلا و به دستور عمر سعد و اين كار عمر سعد شايد به خاطر اين بود كه مي‌خواست اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ با ديدن جنازه‌هاي عريان و زير آفتاب مانده شكنجه روحي به اسرا داده باشد.) بعد از اينكه روز يازدهم محرم اسرا را از كربلا حركت دادند به سوي كوفه به خاطر نزديكي اين دو به هم روز 12 محرم اسرا را وارد شهر كوفه نمودند گويا شب دوازدهم را اسرا در پشت دروازه‌هاي كوفه و بيرون شهر سپري كرده باشند در اثر تبليغات عبيدالله بن زياد عليه امام حسين ـ عليه‌السلام ـ و خارجي معرفي كردن آن حضرت مردم كوفه از اين پيروزي خوشحال مي‌شوند و جهت ديدن اسرا به كوچه‌ها و محله‌ها روانه مي‌شوند و با ديدن اسرا شادي مي‌كنند.

وفات حضرت زینب (س)

در مورد نحوه وفات حضرت زینب(س) سه قول وجود دارد:

۱. حضرت زینب (س ) به مدینه آمد و پس از ورود به مدینه پیوسته عزادار و گریان بود تا این که پس از یک سال و نیم در همان مدینه از دنیا رفت و در همان جا دفن شد. اکنون از قبر آن بانوی محترمه , اثری در دست نیست . این قول را علامه سید محسن امین اختیار کرده و از اقوال دیگر معتبرتر می داند.

۲. حضرت زینب (س ) پس از ورود به مدینه , در مجالس و محافل سخن می گفت و مظالم و جنایات یزیدیان را بازگو می کرد. فرماندار مدینه ماجرا را به یزید نوشت و او دستور داد زینب را مخیر سازند تا هر شهری که می خواهد (غیر از مکه و مدینه ) برود. حضرت زینب به شام رفت و در آن جا اقامت کرد و پس از چندی در همان جا از دنیا رفت . البته برخی احتمال داده اند قبری که در شام است , قبر زینب صغری (ام کلثوم ) است , نه قبر زینب کبری.

۳. زینب (س ) به علت افشاگری علیه دستگاه بنی امیه , مجبور شد که مدینه را ترک کند. از این رو مصر را انتخاب کرد و در آن جا رحل اقامت افکند و همان جا از دنیا رفت . سیده زینب در شهر قاهره هم اکنون زیارتگاه مجلل و با شکوهی است.

برخى از مورّخان نوشته اند که حضرت زینب کبرى(س) در اثر واقعه ى «حرّه» به همراه شوهرش عبداللّه به شام آمد و در آن جا وفات یافت و واقعه «حرّه» این است که در سال ۶۲ هجرى قمرى مردم مدینه یزید را از حکومت خلع و حاکم اموى مدینه را عزل کردند. این خبر به یزید رسید. یزید، مسلم بن عقبه را با ۱۲ هزار نفر به سوى مدینه فرستاد. نیروهاى مسلم بن عقبه در شرق مدینه در مکانى به نام حرّه مستقر شدند و از آن جا به شهر حمله و شهر را قتل و غارت کردند.

در پایان ذکر این نکته لازم به نظر می‌رسد که : آنچه مهم است انجام زیارت و ارتباط معنوی با اولیای خدا است لذا ما در، هر سه مورد حضرت زینت سلام الله علیها را زیارت می کنیم و هیچ گونه مشکلی ندارد و در، هر صورت این بارگاهها مرکز عبادت و توسل به حضرات معصومین و زینب کبری است و دشمن شکن هم هست.

فرهنگ لغات کلمات اسارت حضرت زینب

اسارت :

(اَ یا اِ رَ) 1 - (مص م .) دربند کردن . 2 - (اِمص .) بردگی .

حضرت :

(حَ رَ) [ ع . حضرة ] (اِ.)1 - قرب ، حضور. 2 - آستانه درگاه . 3 - کلمه ای است که برای احترام پیش ازنام قدیسان و بزرگان می آید . ؛~ عباسی الف - به حضرت عباس قسم . ب - به صورت راست و درست .

زینب :


این کلمه با حروف عربی: زينب
بددل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جبان . (از اقرب الموارد). ترسو و جبان . (ناظم الاطباء). (اِ) درختی است خوشبوی . (دهار). درختی است خوش منظر و خوشبوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و منه سمیت المراءة زینب او من الازنب للسمین ... (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در ذخیره خوارزمشاهی بمعنی پاکیزگی بشره مردم آمده: اندر بیان کردن پاکیزگی و آراستگی ظاهر بشره مردم که آن را زینب گویند. (ذخیره خوارزمشاهی ).
اشتباه تایپی این کلمه: cdkf

منابع

4744