فهرست




واژه :

در زبان فارسی واژه‌های «لِنگ» و «پا» برای اشاره به اندام تحتانی به کار می‌روند هر تعدادي «پا» برای بخش انتهایی اندام تحتانی یعنی قدم (شامل مچ و کف پا و انگشتان پا) نیز به کار می‌رود. چنانکه دهخدا می‌گوید: «پا. (اِ) رِجل . از اندامهای بدن و آن از بیخ ران تا سر پنجه ٔ پای باشد حاوی ران و زانو و ساق و قدم . پای . و گاه بمعنی قسمت زیرین پا آید که عرب قدم گوید و آن از اشتالنگ تا نوک ابهام است.»

پا از بن بیغوله ران تا نوک ابهام قدم. پا باشد از انگشتان تابیخ ران. (جهانگیری)

استخوان‌ها :

استخوان‌های دراز اندام تحتانی، استخوان ران (Femur) و استخوان‌های ساق (درشت‌نی (Tibia) و نازک‌نی (Fibula)) هستند. هر سه‌ی این استخوان‌ها دارای یک جسم در میان و دو انتها در دو پیرامون هستند. این سه استخوان مانند منشوری سه‌وجهی می باشند و دارای سه سطح و سه کنار می‌باشند.


در زبان‌شناسی :

این واژه در زبان پارسی از ترکیب "سه+ از + ده " تشکیل شده که طی تغییرات زبانی، تبدیل به "سیزده" شده‌است.

در ریاضیات :

سیزده، ششمین عدد اول و سومین عدد خوش‌اقبال اول است.

عدد ۱۳کوچکترین عدد emirp هست.
(emirp عدد اولی هست که چنانچه ارقام آن را معکوس کنیم باز هم عددی اول خواهد بود برای مثال اعداد ۱۳، ۱۷٬۳۱، ۳۷،.....)

در علوم :

  • عدد اتمی آلومینیم است.

سن ۱۳ سالگی :

  • در یهودیت برای پسری که به سن ۱۳ می‌رسد جشن Bar Mitzvah (بار میتزوا) یا پسر تحت فرمان می‌گیرند که نشان‌دهندهٔ آن هست که او به سن بلوغ رسیده و یک عضو جامع در دین یهود به‌شمار می‌آید.

فرهنگ لغات کلمات طرح هشت پا 13 :



طرح :



(طَ) 1 - (مص م .) انداختن ، دور کردن ، افکندن . 2 - پیشنهاد کردن . 3 - نقاشی کردن . 4 - طرح اولیة چیزی را برداشتن . 5 - فروختن جنسی به زور به رعایا. 6 - گستردن ، پهن کردن . 7 - (مص ل .) کناره گرفتن از کاری . 8 - (اِمص .) بیرون اندازی . 9 - (اِ.) نقاشی . 10 - صورت ، پیکر.

هشت :



(هَ) [ په . ] (اِ.) عدد اصلی بین هفت و نه (8). ؛ ~ کسی گرو نه بودن کنایه از: درآمد کم و هزینة زیاد داشتن .

پا :


رِجل . از اندامهای بدن و آن از بیخ ران تا سر پنجه پای باشد شامل ران و زانو و ساق و قدم . پای . و گاه بمعنی قسمت زیرین پا آید که عرب قدم گوید و آن از اشتالنگ تا نوک ابهام است: با جهل شما درخور نعلید بسر بر نه درخور نعلی که بپوشیده به پائید.
ناصرخسرو.
مولوی .
مولوی .
( اِ.) 1 - حریف در قمار و کارهای دیگر. 2 - عهده ، ذمه .
پی بودن (پِ. دَ) (مص ل .) مراقب بودن ، کاری را دنبال کردن .
[ په . ] ( اِ.) = پای : 1 - یکی از اندام های بدن از بیخ ران تا سرپنجه . 2 - واحدی برای طول برابر با یک قدم متوسط ، گام . 3 - بخش پایین هر چیزی . 4 - اساس ، پایه . 5 - (کن .) تاب و توان ، نیرو. ؛ این ~ آن ~ کردن (کن .) مردد بودن ، دو دل بودن . ؛ سر از ~ نشناختن با اشتیاق سوی مقصود رفتن . ؛~ را کج گذاشتن کار زشت و ناپسند کردن . ؛از ~افتادن خسته شدن ، از کار افتادن . ؛از ~ در آمدن ضعیف شدن ، مردن . ؛ ~پیش گذاشتن (عا.) اقدام کردن به امری . ~ ؛~توی کفش کسی کردن (عا.) با او در افتادن ، به آزار او برخاستن . ~ ؛ در هوا ماندن (عا.) بدون تکلیف ماندن . ~ ؛ را توی یک کفش کردن (عا.) روی عقیدة خود پافشاری کردن ، لجاج ورزیدن .

13 :



منابع :



  • طرح هشت پا 13 - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
  • طرح هشت پا 13 - فرهنگ لغت دهخدا بر گرفته از وبسایت جس جو
  • طرح هشت پا 13 - فرهنگ لغت معین بر گرفته از وبسایت جس جو

لینک دانلود مقاله طرح هشت پا (13)