مقاله سالروز ولادت امام محمد باقر ۶ بهمن ۹۸ در روز سه شنبه ۰۶ اسفند ماه سال ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۵۹:۴۶ توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

زندگینامه امام محمد باقر

ابوجعفر، محمد بن علی الباقر، مشهور به امام محمدِ باقر و باقرالعلوم، (۱ رجب ۵۷ – ۷ ذی الحجه ۱۱۴) پنجمین امام شیعیان بعد از پدرش سجاد و قبل از پسرش جعفر صادق است. کنیه‌اش ابوجعفر و لقبش باقرالعلوم و زادهٔ ۳ صفر یا ۱ رجب سال ۵۷ هجری قمری در مدینه است. مادرش فاطمه بنت حسن بن علی دختر حسن بن علی است و بنابراین او اولین امام شیعه، از نسل هر دو نوه پیامبر حسن و حسین است. روایات و سخنان حکیمانه فراوانی از محمد باقر نقل شده‌است. او به عنوان رهبر دینی مورد احترام شیعیان است و نیز به عنوان یک فقیه و عالم بزرگ اسلامی مورد احترام اهل سنت.

مشخصات

نام پدرش علی بن حسین، وی را «محمد» نامید. در روایتی که منابع شیعه و سنی گزارش کرده‌اند، محمد پیامبر اسلام، به جابر بن عبدالله انصاری خبر می‌دهد که جابر زنده خواهد ماند تا فرزندش که همنام اوست و در تورات باقر نامیده شده‌است، خواهی دید. القاب برای محمد بن علی، القاب متعددی گزارش شده‌است، کنیه وی را ابوجعفر و القاب وی را باقرالعلوم، باقرالعلم، شاکر، هادی، امین، شبیه (به جهت شباهتش به محمد )، صابر، شاهد، هاشمی، علوی و فاطمی نقل نموده‌اند. باقرالعلوم لقب باقر از باقرالعلوم به معنای شکافندهٔ علم گرفته شده‌است. به عقیدهٔ ابن خلدون، محمد باقر لقب باقر را به خاطر کثرت دانشی که اندوخته بود کسب کرده‌است. به نظر یعقوبی اما او باقر لقب گرفت به این دلیل که علم را شکافت، و به عمقش دست یافت. ایتان کلبرگ هم، در مقاله‌ای در دانشنامه اسلام -دائرهالمعارف لیدن-، دو معنی برای باقر مطرح می‌کند، «کسی که علم را می‌شکافد» (یعنی آن را روشن می‌سازد)؛ و «کسی که علم فراوان دارد». کلبرگ به نقل از ابن بابویه به حدیثی از پیامبر اشاره می‌کند که گفته‌است: «در تورات به باقر به همین لقب اشاره شده‌است». برای شیعیان باقرالعلم عنوان عادی نبود، چون آن‌ها معتقدند این عنوان توسط پیامبر اسلام به او داده شده‌است. به گفتهٔ شیخ کلینی، جابر بن عبدالله انصاری تنها صحابی زندهٔ پیامبر در زمان محمد باقر عادت داشت در مسجد نشسته و صدا بزند: یا «باقرالعلم! یا باقرالعلم!» اهل مدینه فکر می‌کردند جابر عقلش را از دست داده‌است. اما جابر به آن‌ها اطمینان می‌داد که از پیامبر شنیده که به او سفارش کرده‌است: «ای جابر! مردی از خانواده‌ام را دیدار خواهی کرد که همنام من است و از لحاظ شخصیت به من نزدیک است. او دانش را شکافته به عمق آن پی خواهد برد.» در مورد نحوه دیدار جابر با محمد باقر، کلینی روایت می‌کند که روزی جابر از مقابل مکتب خانه‌ای که در آن قرآن تدریس می‌شد عبور می‌کرد که باقر را که هنوز کودکی بیش نبود در آنجا دیدار کرده به او نزدیک شد تا ببیند آیا ویژگی‌هایی که از زبان پیامبر شنیده را در او پیدا کند. جابر با دیدن کودک نامش را می‌پرسد و پس از آنکه نشانه‌هایی که از پیامبر شنیده در او می‌بیند سرش را بوسیده سلام پیامبر را به او می‌رساند. همچنین دربارهٔ معنای باقر، برخی بر این باورند که وی به جهت عبادت بسیار و سجده‌های طولانی، پیشانی‌اش حالت شکافت و فراخی پیدا کرده‌است. پدر علی بن حسین و ملقب به سجاد، امام چهارم شیعیان محسوب می‌شود که در بین سال‌ها ۳۸ تا ۹۵ ه‍.ق زندگی می‌نمود. به گفته زهری، محمد باقر، بزرگترین فرزند علی بن حسین نبوده‌است.
  • پدربزرگ: حسین سیدالشهداء
    • پدر پدربزرگ: علی مرتضی
      • پدربزرگ پدربزرگ: عبدمناف ابوطالب
        • پدر پدربزرگ پدربزرگ: شیبه عبدالمطلب
        • مادر پدربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت عمرو
      • مادربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت اسد
        • پدر مادربزرگ پدربزرگ: اسد بن هاشم
        • مادر مادربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت قیس
    • مادر پدربزرگ: فاطمه زهرا
      • پدربزرگ پدربزرگ: محمد مصطفی
        • پدر پدربزرگ پدربزرگ: عبدالله بن عبدالمطلب
        • مادر پدربزرگ پدربزرگ: آمنه بنت وهب
      • مادربزرگ پدربزرگ: خدیجه کبری
        • پدر مادربزرگ پدربزرگ: خویلد بن اسد
        • مادر پدربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت زائده
  • مادربزرگ: شهربانو
    • پدر مادربزرگ: یزدگرد سوم
      • پدربزرگ مادربزرگ: شهریار
        • پدر پدربزرگ مادربزرگ: خسرو پرویز
        • مادر پدربزرگ مادربزرگ: شیرین
مادر نام مادر محمد باقر، فاطمه ام عبدالله است. وی فرزند حسن بن علی بن ابی طالب بود. جعفر صادق دربارهٔ او می‌گوید: «صدیقه‌ای بود که در خاندان امام حسن همتا و نظیر نداشت» مادر: ام‌عبدالله بنت حسن
  • پدربزرگ: حسن مجتبی
    • پدر پدربزرگ: علی مرتضی
      • پدربزرگ پدربزرگ: عبدمناف ابوطالب
        • پدر پدربزرگ پدربزرگ: شیبه عبدالمطلب
        • مادر پدربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت عمرو
      • مادربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت اسد
        • پدر مادربزرگ پدربزرگ: اسد بن هاشم
        • مادر مادربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت قیس
    • مادر پدربزرگ: فاطمه زهرا
      • پدربزرگ پدربزرگ: محمد مصطفی
        • پدر پدربزرگ پدربزرگ: عبدالله بن عبدالمطلب
        • مادر پدربزرگ پدربزرگ: آمنه بنت وهب
      • مادربزرگ پدربزرگ: خدیجه کبری
        • پدر مادربزرگ پدربزرگ: خویلد بن اسد
        • مادر مادربزرگ پدربزرگ: فاطمه بنت زائده

سرگذشت

تولد و کودکی محمد باقر، در سال ۵۷ یا ۵۶ ه‍.ق در شهر مدینه به دنیا آمد. در همین دوران بود که معاویه ابن ابی‌سفیان در تدارک بیعت گرفتن برای پسرش یزید تلاش می‌کرد. هنوز کودکی سه یا چهار سال بیشتر نداشت که خانواده‌اش دچار حادثهٔ کربلا شده و پدربزرگش حسین بن علی و اقوامش در صحرای کربلا کشته شدند. به عقیدهٔ یعقوبی محمد باقر در واقعه کربلا حضور داشته‌است. در روز تولدش در بین تاریخ‌پژوهان، اختلافاتی است؛ برخی ولادت او را اول رجب و برخی سوم صفر می‌دانند. برحی پژوهشگران با توجه به روایاتی که محمد باقر، مصایب خانواده‌اش در محرم سال ۶۱ هجری و در واقعه کربلا را به ذکر می‌کند، سال ۵۶ را به عنوان سال ولادتش ترجیح می‌دهند. وی در جوانی باقر شاهد جنگ قدرت بین بنی امیه، عبدالله بن زبیر و گروه‌های مختلف شیعی بود، و این در حالی بود که هم‌زمان باقر پدرش سجاد را می‌دید که از صحنهٔ درگیری‌های سیاسی کناره گرفته بود. وی ۴ سال را در زمان حیات حسین بن علی و ۱۹ سال و ۶۰ روز را در دوران حیات علی بن حسین به سر برد. از اتفاقاتی که در دوران کودکی او نقل شده‌است، گفتگوی او با یزید بن معاویه در کاخ او و در سن خردسالی است. بر اساس این گزارش، پس از آنکه کاروان اسراء کربلا که محمد باقر نیز در آن بوده‌است، وقتی به شام رسیده و در کاخ یزید حاضر شدند؛ یزید دربارهٔ کشتن علی بن حسین زین العابدین از درباریانش سؤال کرد که با او چه کند. اکثریت درباریان به کشتن او پیشنهاد دادند؛ در این لحظه محمد باقر که کودکی سه یا چهار ساله بود لب به سخن گشود و خطاب به یزید گفت: «مشاوران تو بر خلاف مشاوران فرعون رأی دادند؛ زیرا آنها در پاسخ فرعون در مورد موسی و برادرش هارون گفتند: به او و برادرش مهلت بده و فرستادگانی را به شهرها رهسپارنما؛ ولی مشاوران تو دستور به قتل ما دادند، آن هم بدون دلیل.» یزید با شنیدن این سخن از کودکی خرسال تعجب کرد و از او پرسید علت این تفاوت در چیست؟ محمد باقر در بیان علت تفاوت حکمی که درباریان فرعون دربارهٔ موسی و هارون داده‌اند و حکمی که درباریان یزید داده‌اند نجیب زادگی درباریان فرعون و نانجیب زادگی درباریان یزید را مطرح می‌کند. محمدباقر در دوران حکومت یزید بن معاویه، معاویه بن یزید، مروان بن حکم، عبدالملک مروان، ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک زندگی می‌نمود. در حکومت عبدالملک بن مروان پیشنهاد ضرب سکه سکه‌های رومی تا زمان خلافت عبدالملک مروان در قلمرو مسلمانان رایج بود. به دنبال سردی رابطه بین امپراتور روم و خلیفه مسلمانان، خلیفه به پیشنهاد محمد باقر تصمیم به ضرب سکه گرفت. در علت بیان چنین تصمیمی آورده‌اند که در سده اول هجری، صنعت کاغذ در انحصار رومیان بود و مسیحیان مصر نیز که کاغذ می‌ساختند به روش رومیان و بنا بر مسیحیت نشان «اب و ابن و روح» بر آن می‌زدند. عبدالملک پس از آگاهی به این موضوع، دستور داد تا کاغذهایی با نشان لا الله الا الله تهیه شود و کاغذهای ساخت مسیحیان، از بین برده شود. این تصمیم وقتی به قیصر روم رسید، نامه‌ای به عبدالملک نوشته و درخواست کرد تا کاغذهای رومی همچون گذشته مورد استفاده قرار گیرد؛ اما این نامه با مخالفت عبدالملک مواجه شد. این نامه نگاری‌ها سه مرتبه تکرار شد تا در نتیجه قیصر، عبدالملک را تهدید کرد که اگر درخواستش اجابت نشود، دستور ضرب سکه با دشنام به پیامبر اسلام را خواهد داد. این در حالی بود که سکه‌های مورد استفاده در بلاد اسلامی، خصوصاً مصر- سکه‌های رومی بود. عبدالملک وقتی با تهدید مواجه شد، محمد باقر را به دمشق دعوت کرد و مشکل را مطرح نمود، محمد باقر پیشنهاد داد تا ضرب سکه توسط حکومت اسلامی صورت گیرد. وی در زمینه برخی خصوصیات سکه‌ها، رهنمودهایی داد تا تقلب و دخل و تصرف در آن‌ها به آسانی میسر نباشد و به عبدالملک گفت: «از مردم بخواه تا از این پس با این سکه‌ها معاملات خود را انجام دهند و مبادلات اقتصادی را با سکه‌های رومی ممنوع و دارای مجازات اعلام کن.» در ظرف چند ماه سکه‌های اسلامی در روابط اقتصادی به کار گرفته شد. در حکومت ولید بن عبدالملک در دوران ولید بن عبدالملک، وقتی که وی برای بازدید از پروژه گسترش مسجدالنبی در مدینه به آنجا آمده بود و در بازدید از مسجد، با درس محمد باقر که در همان مسجد برقرار بود مواجه شد. از آنجا که محمد باقر در حال تدریس علم هیئت و جغرافیا بود و ولید تا به حال چنین مطالبی را نشنیده بود، از محمد باقر دربارهٔ این علم پرسید و محمدباقر برای او علم هیئت را توضیح داد. در حکومت عمر بن عبدالعزیز از ویژگی‌های حکومت عمر بن عبدالعزیز، کوشش وی برای کم کردن فشار وارد شده بر مردم بوده‌است. وی در نامه‌ای به کارداران خود نوشت: «مردم گرفتار سختی و بیداد شده‌اند و از سوی کارگزاران ستمگر گذشته و بدعت گزاری‌های آنها تحت فشار قرار گرفته‌اند. از این پس، هر کس خواست حج بگذارد مستمری او را زودتر بدهید تا خود را آماده کند و بدون آن که با من مشورت کنید هرگز دست و پایی را قطع نکنید و کسی را به دار نیاویزید» او پس از دست یافتن به حکومت به بازگرداندن دارایی‌های ضبط شده مردم توسط کارگزاران پیشین همت گماشت و به استاندار مدینه نوشت، ده هزار دینار را میان فرزندان علی بن ابی طالب که سال‌های بسیاری بود خلفا حقوقشان را پایمال کرده‌اند تقسیم کنند. از برجسته‌ترین خدمات او می‌توان به بازگرداندن فدک به محمد باقر و براندازی رسم نکوهیده دشنام گویی به علی بن ابی طالب برشمرد. این دوره را می‌توان دوره آرامش محمد باقر و آغاز کلاس‌های درس به صورت جدی و مکتوب شدن احادیث وی دانست. در حکومت هشام بن عبدالملک احضار به دمشق در گزارشی که طبری آن را نقل کرده‌است، محمد باقر و جعفر صادق در دوران هشام بن عبدالملک، به حج عزیمت کردند؛ جعفر صادق در مراسم حج، سخنرانی کرده و از جایگاه امامت پدرش دفاع نمود. خبر این سخنرانی به هشام بن عبدالملک که در دمشق حکومت می‌کرد رسید و به حاکم مدینه دستور داد تا پس از مراجعت محمد باقر و پسرش جعفر صادق، آنها را به دمشق بفرستد. پس از رسیدن محمد باقر به دمشق و گذشت چهار روز، هشام مهمانی بزرگی ترتیب داد و درباریان را دعوت نمود. در این مهمانی محمد باقر و جعفر صادق نیز حضور داشتند. در اثناء این مهمانی، درباریان در مقابل هشام بن عبدالملک به تیراندازی مشغول بودند و هشام از محمدباقر دعوت کرد که در تیراندازی شرکت کند. محمد باقر از پذیرش دعوت هشام استنکاف کرد ولی با اصرار هشام، به ناچار پذیرفت و تیرهایش را به مرکز هدف اصابت داد. با این مهارت در تیراندازی، هشام به تمجید او پرداخت و از زمان و کیفیت آموختن چنین تیراندازی سؤال کرد و محمد باقر در جوابش گفت: «ما کمال و تمام را به ارث می‌بریم، همان کمال و تمامی که خدا بر پیامبرش فرود آورد؛ آنجا که می‌فرماید: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا». هشام از شنیدن این سخن محمد باقر خشمگین می‌شود و او و محمد باقر گفتگویی صورت گرفت و در نهایت با استدلال‌های محمد باقر، هشام از پاسخ درماند و ساکت شد. آورده‌اند پس از این گفتگو، هشام دستور داد محمد باقر را به زندان بیفکنند. مناظره با دانشمند مسیحی در سفر محمد باقر به دمشق، وی با یکی از دانشمندان بزرگ مسیحی شروع به مناظره و گفتگو شد؛ در این گفتگو، دانشمند مسیحی چهار سؤال از محمد باقر سؤال کرد که با پاسخ صحیح محمد باقر مواجه شد؛ پس از آنکه دانشمند مسیحی از علم وی آگاه شد، به علم و دانش وی اذعان کرد و مجلس را ترک کرد. پس از آنکه خبر پیروزی محمد باقر بر دانشمند مسیحی به گوش هشام رسید، پیکی به سوی محمد باقر فرستاد و از او خواست تا سریعاً به مدینه عزیمت کند و دمشق را ترک نماید. سپس پیکی را به شهر مدین -شهری در بین راه دمشق تا مدینه- گسیل کرد تا حاکم مدین، اهالی شهر را آگاه کند به اینکه محمد باقر در دمشق با دانشمند مسیحی گفتگو کرده و اسلام را ترک کرده و مسیحی شده‌است، از این رو او مرتد شده و اهالی شهر حق معامله با وی را ندارند. فرستادن نماینده به کاشان عده‌ای از مردم کاشان، به جهت نبود عالم دینی به محمد باقر گلایه کردند و برای او نامه نوشتند که معلمی دینی برای آنها بفرستد؛ محمد باقر ابتدا با فرستادن نماینده به کاشان موافق نبود اما بعد از راضی شدن به این امر، فرزندش علی بن محمد را به کاشان فرستاد. علی بن محمد در سال ۱۱۳ ه‍.ق به کاشان وارد شد و بعد از سه سال تبلیغ دین، توسط حاکم وقت کاشان و قم، نامه‌ای از حضور سه ساله چنین شخصی در منطقه به ازرق ابرح -حاکم استان قزوین که شهرهای قم و کاشان جزء آن محسوب می‌شدند- فرستاده شد. ازرق از حضور سه ساله چنین شخصی و بی اطلاعی خویش غضبناک شد و سریعاً دستور داد تا سر علی بن محمد باقر را برایش بفرستند. در نهایت در سال ۱۱۶ جنگی بین علی بن محمد و لشکریان حاکم وقت رخ داد و در آن علی بن محمد کشته شد. مقدمات قیام زید بن علی زید بن علی، وقتی برای قیام علیه حکومت تصمیم خود را گرفته بود، به همراه نامه‌هایی که از جانب مردم به وی نوشته شده بودند، به خانه محمد باقر آمد و نامه‌ها را به محمد باقر نشان داد. پس از مطالعه نامه‌ها و گفتگویی میان محمد باقر و زید بن علی، محمد باقر به او نصیحت کرد که اگر وظیفه خود را در قیام می‌بینی، به وظیفه خود عمل کند، اما اگر در این مورد شک و شبهه‌ای داری، علیه حکومتی که هنوز حظ آن تمام نشده، قیام کردن اشتباه است. سرانجام در سال ۱۲۲ قیام زید صورت گرفت و با شکست مواجه شد.

شهادت

سرانجام محمد باقر در هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ ه‍.ق در پنجاه و هفت سالگی و بعد از ۱۸ سال امامت شیعیان، وفات کرد. در تاریخ وفات او اختلاف شده‌است، در این بین برخی چون یعقوبی سال وفات او را ۱۱۷ و اربلی در کشف الغمه ۱۱۸ و برخی منابع دیگر سال‌هایی بین ۱۱۱ تا ۱۱۶ را گزارش کرده‌اند. اما قول قوی و مشهور که توسط اکثر کتب تاریخی گزارش شده‌است، سال ۱۱۴ می‌باشد. همچنین دربارهٔ علت مرگ امام پنجم شیعیان، تردید وجود دارد. بر اساس برخی روایات، محمد باقر به وسیلهٔ ابراهیم بن ولید بن عبدالله، از نزدیکان هشام بن عبدالملک، مسموم شد. بر اساس اقوال معروف‌تر اما، زید (یکی از پسر عموهای محمد باقر) بر سر ارثیه‌ای با محمد باقر اختلاف پیدا کرده بود. آن دو توافق کردند تا به نزد قاضی رفته وقتی قاضی حق را به باقر داد، زید شکایتش را نزد هشام برد. شکایت‌های زید خلیفه را برانگیخت تا هدیه‌ای برای حاکم مدینه فرستاده از او بخواهد ارثیهٔ مورد اختلاف را از باقر گرفته برایش بفرستد. باقر که گویا برای چنین وضعیتی خود را آماده کرده بود صندوقی حاوی مدارک تقلبی را به حاکم مدینه داد. با این حال وقتی خلیفه صندوق را دریافت کرد، آن را به زید نشان داده زید متوجه تقلبی بودن اسناد می‌شود. بر طبق روایات شیعی خلیفه به زید زین اسبی داد که با زهر آبدیده بود. زید تدارک لازم را دید تا زین به دست باقر برسد. امام از آن استفاده کرده از اثر زهر آن از دنیا رفت. برخی دیگر مجموع عواملی چون کینه زید بن حسن از محمد باقر، توطئه هشام بن عبدالملک، دشمنی ابراهیم بن ولید و… را سبب مسمویت محمد باقر و کشته شدن وی بر اسر این واقعه می‌دانند.

دفن و آرامگاه

آرامگاه امام محمد باقر در شهر مدینه در قبرستان بقیع کنار سه امام دیگر شیعیان مدفون است آرامگاه او برخلاف بیشتر امامان شیعه هم‌اکنون گنبد و ضریح ندارد. مراسم دفن محمد باقر به فرزندش جعفر صادق وصیت کرد که وی را در سه جامه کفن کند؛ یکی جامه نوی که روزهای جمعه در آن نماز می‌خوانده، دوم جامه‌ای دیگر و سوم یک پیراهن. سپس وصیت کرد که قبرش را لحد گذاشته و پس از دفن، به اندازه چهار انگشت از سطح زمین بالاتر برده و بر روی آن آب بپاشند. در مراسم دفنش، شهر مدینه عزادار بود و عزاداری بزرگی برپا شد. با پایان مراسم مردم جهت عرض تسلیت به نزد جعفر صادق آمدند. مدفن پس از غسل و کفن و خواندن نماز توسط جعفر صادق، وی در قبرستان بقیع و در کنار پدرش علی بن حسین و عموی پدرش حسن مجتبی به خاک سپرده شد. جعفر صادق دستور داده بود که هر شب چراغی بر مزار پدرش روشن کنند. پیشینه و زائران قبرستان بقیع تا قبل از سال ۱۳۴۴ ه‍.ق دارای مقبره و یادبودهای فراوانی بود؛ از جمله این مقبره‌ها، مقبره چهار امام شیعه بود که دارای ضریح و آرامگاه بود. در توضیح تاریخچه ضرایح قبور ائمه شیعه مدفون در بقیع گفته شده‌است که در طول تاریخ، سه ضریح برای آنجا گزارش شده‌است. اولین ضریح مربوط به دوره عباسیان بوده که از جنس چوب شاخته شده‌بود. ضریح دوم که مشابه ضریح اول بوده و در تخریب اول بقیع از بین رفته‌است؛ و ضریح سوم که در ایران و توسط هنرمندان اصفهانی و از جنس فولاد ساخته شده بود. این ضریح به دستور مظفرالدین شاه و با نظارت وزیراعظم شاه، امین‌السلطان ساخته شده و با داستانی پر فراز و نشیب به مدینه منتقل شد. بعدها این مقبره در سال ۱۳۴۴ ه‍.ق توسط وهابی‌ها تخریب و ضریح آن ربوده شد و سرنوشت مشخصی برای آن ضریح مشخص نگردید. در سال ۱۴۱۸ ه‍.ق و در دوران حکومت ملک فهد، مسیری برای تردد زائران بقیع به صورت سنگ‌فرش در این قبرستان ایجاد شد. این سنگ‌فرش‌ها تا کنون در قبرستان بقیع باقی مانده و زائران بقیع تنها حق عبور از مسیرهای مشخص شده را دارند. ورود زنان به قبرستان بنابر آنچه وهابی‌ها حاکم بر عربستان حکم شرعی می‌دانند، ممنوع است و مردان می‌توانند در ساعتی بخصوص وارد بر قبرستان شوند.

همسران و فرزندان

برای محمد باقر دو همسر و دو کنیز ذکر شده‌است که از آنها هفت فرزند متولد شده‌اند؛ پنج پسر و دو دختر:
  1. فاطمه ام‌فروه
    1. جعفر صادق
    2. عبدالله بن محمد
  2. ام حکیم (ام‌زید)
    1. ابراهیم بن محمد
    2. عبیدالله بن محمد
  3. یک ام‌ولد
    1. علی بن محمد
    2. زینب بنت محمد
  4. یک ام‌ولد
    1. ام‌سلمه بنت محمد
برخی، تنها شش فرزند برای محمد باقر نام برده‌اند و بر این باورند که وی فرزندی به نام عبیدالله نداشته‌است. گروهی دیگر گفته‌اند که دو دختر نداشته‌است، بلکه زینب و ام سلمه در حقیقت دو نام برای یک دختر است.

امامت

امامت محمد باقر از سال ۹۵ ه‍.ق آغاز شد و به مدت ۱۹ سال به‌طور انجامید. با این حساب محمد باقر در سن ۳۸ سالگی به امامت رسیده‌است. در زمان امامت محمد باقر به جهت ستم‌های حکومت بنی امیه، شورش‌های فراوانی در سراسر قلمروی اسلام رخ داد. اختلافات داخلی بنی امیه نیز سبب شد تا آنها، مشغول درگیری‌های داخلی باشند این امور باعث شده بود تا اهل بیت برای مدتی به حال خود واگذارده باشند. همچنین به‌خاطر ستمی که در واقعه کربلا به سر خانوادهٔ پیامبر اسلام آمده بود، بسیاری از مردم به سمت ائمه شیعه گرایش پیدا کرده بودند. این موقعیت این فرصت را در اختیار مردم مخصوصاً شیعیان گذاشته بود تا در گروه‌های بزرگ به مدینه سفر کرده و آزادانه در محضر محمد باقر حاضر شوند؛ به گونه‌ای که فرصت تبلیغ اسلام که برای امامان پیشین شیعه فراهم نبود برای محمد باقر فراهم شد. شمار فراوان احادیثی که از او روایت شده و همچنین شمار فراوان شاگردانش، گواه این مطلب است. اختلاف‌ها پس از مرگ سجاد -امام چهارم شیعیان- اکثریت شیعیان روی فرزندش باقر به عنوان امام بعدی به توافق رسیدند، اما گروهی دیگر با فرزند دیگر سجاد، زید بن علی، توافق کرده به زیدیه معروف شدند. به گفتهٔ ابن خلکان، زید از مردم خواست تا از او حمایت کنند. از طرفی مسعودی می‌گوید که زید ابتدا از باقر مشورت خواست که باقر از او خواست روی حمایت مردم کوفه حساب نکند چون آن‌ها قبلاً هم به اهل بیت خیانت کرده‌اند. زید اما به نصیحت محمد باقر گوش نکرده و مردم را در یک شورش بی‌فرجام رهبری کرد. شهرستانی می‌گوید مشاجره‌ای بین باقر و زید رخ داد به این دلیل که زید تعلیمات واصل بن عطای معتزلی را سرمشق خود قرار داده بود. زید ادعا می‌کرد که امام بودن امام بسته به این است که امام در میان مردم حضور پیدا کرده حقش را مطالبه کند. در پاسخ، محمد باقر به زید گفت که بر مبنای این نظریه، امام بودن پدرشان سجاد، که چنین مطالبه‌ای نکرده زیر سؤال خواهد رفت. دلایل امامت برای امامت وی، همچون پدرانش، به روایات متعددی استناد شده‌است؛ دسته اول این روایات، روایاتی است که از پیامبر اسلام دربارهٔ نام و نسب امامان دوازده‌گانه پس از وی یاد شده‌است. دسته دوم، روایاتی است که پدرش سجاد برای اثبات امامت و جانشینی او پس از خودش خبر داده‌است. دسته سوم، روایاتی است که خود محمد باقر در اثبات امامت خودش، بیان کرده‌است.

ویژگی‌های ظاهری و اخلاقی

در مشخصات ظاهری او گزارش شده‌است که محمد باقر چهره‌ای گندمگون و قامتی میانه و معتدل داشته، چهارشانه و دارای پوستی لطیف و موهای مجعّد با رنگی مایل به قهوه‌ای بوده‌است. خالی نیز بر گونه وی گزارش شده و صدای او زیبا توصیف شده‌است. آورده‌اند که محمد بن علی به راستگویی، بخشندگی و چهره جذاب شهرت داشت. وی در بین اهل بیت کمترین ثروت و در عین حال بیشترین هزینه را داشته‌است. وی به هنگام دعا کردن، زنان و کودکان خانه خود را جمع می‌کرده و با هم به دعای همگانی مشغول می‌شدند. وی فقیران را احترام می‌کرد و به خانواده خویش تذکر داده بود که هیچگاه به فقرا، فقیر نگویند، بلکه آنها را با نام نیک خودشان یاد کنند. ذکر و عبادتش طولانی و از روی اخلاص بود. عفیف و پاکدامن بود و از گناهان دیگران چشم‌پوشی می‌کرد.

موقعیت علمی و روایی

مهمترین نقشی که کلبرگ برای محمد باقر قائل است، تدریس نظام‌مند و عمومی فقه شیعه از سوی او بود. این نظر در ابعادی وسیع‌تر توسط شیعه‌پژوه دیگری به نام ارزینا لالانی در کتاب «نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمد باقر علیه السلام» به تفصیل بررسی و تبیین شده‌است. کلبرگ در این زمینه می‌نویسد؛ احتمالاً محمد باقر اولین کسی بود که آنچه را به آموزه‌های بنیادی شیعه اثنی عشری تبدیل شد، تدوین کرد. محمد باقر پایه‌گذار اجتهاد بوده و با استخراج احکام شرعی از روی ادله اجتهادی، این سنت که بعدها به علم اصول فقه تبدیل شد را پایه‌گذاری کرد. قواعدی را که محمد باقر تأسیس کرد، بعدها در میان اصولیین به استصحاب، قاعده تجاوز، قاعده فراغ، قاعده نفی ضرر، علاج تعارض بین اخبار و… شهرت یافته‌است. علاوه بر پایه‌ریزی این علم، مبارزه با انحرافات این علم نیز از اقدامات وی شمرده می‌شود؛ انحرافاتی چون قیاس و استحسان که در استنباط احکام شرعی و نزد شیعیان باطل می‌باشد. نهضت باقرین محمد باقر با برقراری حوزه درس و تحکیم مبانی معارف و اصول اسلامی با تکیه بر آیات قرآنی، با کج اندیشی‌ها و چالش‌های علمی، مبارزه کرد و به پرورش دانشمندان و فرهیختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمی اهتمام ورزید. از اقدامات اساسی محمد باقر، پی ریزی علم حدیث بود. در پی انحرافات عمیقی که پس از فوت محمد به وجود آمد و رخداد تأسف‌برانگیز جلوگیری از تدوین احادیث که توسط خلفاء صورت گرفت، مسلمانان در احکام و اعتقادات با اختلافات و معضلات بزرگی مواجه شدند. جعل احادیث نبوی و ورود اسرائیلیات به اعتقادات مردم نیز اوضاع را آشفته‌تر از پیش کرده‌بود. پس از روی کار آمدن عمر بن عبدالعزیز وی فرمان تدوین احادیث را به ابوبکر بن محمد انصاری صادر کرد. او که از رجال و بزرگان تابعین به‌شمار می‌رفت و از اصحاب علی بن ابی طالب شمرده می‌شد، به بازگرداندن فدک به اهل بیت و تدوین حدیث کمر بست. محمد باقر از این فرصت استثنایی کمال بهره را برد و بیان احادیث را آغاز کرد و راویان مختلف از وی ده‌ها هزار حدیث نقل کردند. ازاین رو، بسیاری از محدثین وقت با دیدن تلاش‌های بی‌دریغ محمد باقر، کمر به نگاشتن و نگاهداری سخنان وی بستند و بدین سبب، بیشتر احادیث اهل بیت از محمد باقر و جعفر صادق در دست است. شاگردان گرچه از لحاظ عددی، شاگردان محمد باقر مانند زمان جعفر صادق زیاد نبودند، اما در همان زمان در تمام مراکز حجاز و عراق شاگردان برجسته او پراکنده بودند. شاگردان برجسته محمد باقر، عناصر را برای رشد آینده مکتب تشیع، به صورت نظامی نیرومند و مستحکم به پیش می‌بردند، لذا دورهٔ محمد باقر از حساس‌ترین دوره‌های امامت امامان شیعه است. در این بین بعضی از بزرگان اهل سنت و بعضی از مردم ایران نیز جزء شاگردان محمد باقر بوده‌اند. برخی از بزرگان این افراد عبارتنداز:
  • ابان بن تغلب
  • زراره بن اعین
  • جابر بن یزید بن حارث جعفی
  • محمد بن مسلم ثقفی کوفی
  • عبدالملک بن اعین
  • سلیمان بن خالد
  • برید بن معاویه عجلی
  • کمیت اسدی
  • ابوخالد کابلی
  • فضیل بن یسار
  • ابوالصباح کنانی
  • ابان بن میمون قداح
  • حماد بن ابی سلیمان (ایرانی)
  • داوود بن ابی هند سرخسی (ایرانی)
  • محمد بن اسحاق (ایرانی)
  • معروف بن خربوذ
  • عبدالله بن عطاء مکی
مناظرات از آن جا که عصر محمد باقر، روزگار برخورد اندیشه‌های اسلامی و غیر اسلامی بود، مناظرات زیادی بین دانشمندان ادیان مختلف با محمد باقر از سوی حکومت‌های وقت، سازمان دهی شد و آخرین حکمرانان بنی‌امیه این سیاست کهنه و شکست خورده را بار دیگر از سر گرفتند. آنها بر این باور بودند که شکست محمد باقر در این مناظرات می‌تواند سبب خدشه‌دار شدن اعتبارش در نزد عموم مسلمانان گردد. از جمله این مناظرات، مناظره وی با بزرگ مسیحیان دمشق بود. از دیگر مناظرات وی می‌توان به مناظره او با: نافع بن ازرق، طاووس یمانی، عبدالله معمّر لیثی، حسن بصری، عثمان الاعمی و ابوحنیفه اشاره کرد.

سخنان

  • «دانش نزد خداوند دوست‌داشتنی‌تر از عبادت است.»
  • «هیج خرجی در راه خدا نزد خداوند دوست‌داشتنی‌تر از گفتن حقیقت در همه حال نیست.»
  • «سخن پاک را از هر کس که می‌گوید، فراگیرید اگر چه خود بدان عمل نمی‌کند.»
  • «دو دسته از امت من هیچ سهمی در اسلام ندارند: تندرو و قَدَری مسلک.»
  • «شما را به پنج چیز سفارش می‌کنم: اگر به شما بد کردند به دیگران بد نکنید. اگر به شما خیانت شد به کسی خیانت نکنید. اگر شما را دروغگو خواندند خشمگین نشوید. اگر از شما تعریف کردند ذوق نکنید. اگر از شما انتقاد کردند ناراحت نشوید و دربارهٔ آنچه مورد انتقاد قرار گرفته‌اید فکر کنید.»
  • «چه زیباست نیکی‌های پس از بدیها و چه زشت است بدی‌های پس از خوبی‌ها.»
  • «دین همان محبت است و محبت همان دین.»

در کلام دیگران

  • محمد -پیامبر اسلام- به جابر بن عبدالله انصاری در معرفی محمد بن علی می‌گوید: «وی در تورات به باقر نامیده شده‌است.»
  • عبدالله بن عطاء مکی -از شاگردان محمد باقر- در عظمت علمی محمد باقر می‌گوید: «هرگز دانشمندان را نزد کسی چنین حقیر نیافتم به طوری که حکم بن عتیبه که دانشمند بزرگ زمان بود، نزد وی چون کودک در محضر استاد بود.»
  • حافظ ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی (متوفی ۴۳۰ ه‍.ق) از ثقات در علم حدیث نزد اهل سنت، می‌گوید: «از شخصیت‌های مورد استناد در منابع حدیثی، ابوجعفر محمد بن علی الباقر است. او از خاندان رسالت بود و بین موقعیت والای دینی و جایگاه برجسته اجتماعی جمع کرده و در زمینه رخدادها و مسائل مستحدثه فقهی و نیز موضوعات خطیر و مهم صاحب نظر است. وی در راستای بندگی و عبادت خدا اشک‌ها ریخت و از مراء و درگیری‌های لفظی و برتری جویانه، دیگران را بازمی‌داشت.»
  • علی بن الحسن بن هبه اللّه شافعی معروف به ابن عساکر (متوفی ۵۷۱ ه‍.ق) می‌نویسد: «ابوجعفر محمد بن علی… فردی درست کردار و راستگو بود که احادیث زیادی نیز از او روایت شده و هرگز کسانی که از او روایت کرده‌اند با او به مجادله برنخاستند.»

فرهنگ لغات کلمات سالروز ولادت امام محمد باقر ۶ بهمن ۹۸

ولادت :

(وِ دَ) [ ع . ولاده ] ۱ - زایش ، زاییدگی . ۲ - زمان به دنیا آمدن .

امام :

( اَ ) (ق .) پیش ، جلو. ( اِ ) (ص . اِ.) ۱ - پیشوا، پیشرو. ۲ - پیش نماز. ۳ - پیر، شیخ .

محمد :

حمد. مَحمَد. مَحمِدَه. مَحَمدَه. ستودن . راضی شدن . شکر کردن . ادای حق کسی کردن . (منتهی الارب ). اشتباه تایپی این کلمه: lpln (مُ حَ مَّ) (اِمف .) ستوده شده ، ستایش شده .

باقر :

شکافنده و گشاینده و وسعت دهنده . (از اقرب الموارد).شکافنده و گشاینده و فراخ کننده . (از منتهی الارب ). شکافنده و گشاینده . (ناظم الاطباء). مردبسیار علم . (آنندراج ) (غیاث اللغات ): هو باقر علم ; یعنی او وسعت دهنده علم و متبحر در علم است . (ناظم الاطباء). مرد بسیار مال . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). اسد که چون بر شکار پیروز شود شکم او را بدرد و بشکافد. (از اقرب الموارد) (ازتاج العروس ). شیر که اسد باشد. (از منتهی الارب ). شیر بیشه . (ناظم الاطباء). شیر درنده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). گاو. (مهذب الاسماء). ج بواقر.اسم جمع (بروایت لیث ) باقر جماعه بقر باشد با شبانانش ، مثل جامل که جماعه شتران بود باساربانان . و در جمهره ابن درید آمده است که باقر و بقیر جمع بقر باشد. (از تاج العروس ). گروه گاوان با گاوچرانان و آن اسم جمع است . (از اقرب الموارد) . باقر و بَقیر و بَیقور و باقور و باقوره اسم جمع. و رجوع به بقیر و بیقور و باقور و باقوره شود.رگی است در مآقی . (از اقرب الموارد) (تاج العروس ). رگی است در بیغوله چشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). طائری است ابلق یا خاکسترگون یا سپید. (ناظم الاطباء) ج ، بَقَر. اشتباه تایپی این کلمه: fhrv (قِ) (ص .) شکافنده ، گشاینده .

بهمن :

در اوستا «وهومنا» پهلوی «وهومن » مرکب از دو جزو «وهو» بمعنی خوب و نیک و مند از ریشه «من » بمعنی منش پس بهمن بمعنی به منش و نیک اندیش ، نیک نهاد. طبری (ج ۲ ص ۴) گوید: «تفسیر بهمن بالعربیه «الحسن النیه» وی یکی از امشاسپندان و نخستین آفریده آهورمزداست . در جهان روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و دانائی خداست . دومین ماه زمستان و یازدهمین ماه سال شمسی بنام او بهمن خوانده میشود. و نیز دومین روز از هر ماه خورشیدی بدو نسبت دارد و همچنین بهمن گیاهی است که بقول بیرونی و اسدی طوسی مخصوصاً در جشن بهمنجنه خورده میشد. (حاشیه برهان قاطع چ معین ). اشتباه تایپی این کلمه: filk (بَ مَ) [ په . ] ۱ - یکی از امشاسپندان . ۲ - دوّمین روز از هر ماه خورشیدی . ۳ - یازدهمین ماه سال خورشیدی و دومین ماه زمستان . ۴ - توده بزرگ برفی که در اثر صدا یا هر محرک دیگر از کوه فرو می ریزد. ۵ - از الحان قدیم ایرانی . ۶ - گیاهی دو ساله و سبز رنگ با گلی زرد که ریشه آن مصرف دارویی دارد.

منابع

کد مطلب6096