مقاله لا تلجمین قلبی یا زینب در روز چهارشنبه 25 دی ماه سال 1398 ساعت 10:04:40 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

کلیپ تصویری زینب یا قلب و ما ادراک ما زینب ملا باسم کربلایی



کانال آپارات شامل ویدئوهای بیشتر:

بی کی فارسی ترجمۀ تخصصی مداحی‌های ملاباسم کربلایی


گالری تصاویر

سلام علی قلب زینب الصبور

به عشق امام حسین بسم الله:
اندازه دوماه عزا غم گرفته ام
چشمم گواه این دل ماتم گرفته ام
پیراهن سیاه تنم را شب فراق
بر سینه ام نهاده و محکم گرفته ام
صاحب عزا بیا که سراغ تورا
با قطره های جاری اشکم گرفته ام
یک روز مثل چشم تو خون گریه می کند
این دیده های ابری شبنم گرفته ام
هرروز پا به پای تو در بین روضه ها
با نوحه خوان هیئتمان دم گرفته ام:
امان از دل زینب ... چه خون شد دل زینب

"آجرک الله یا مهدی فی مصیبه "
جمله ای که چند وقته زیاد میشنویم و واقعا از ته دل میگیم
"ای سید و مولای ما خدا صبرت دهد در این مصیبت "
نمیدونم اما گستاخی ها هر روز داره بیشتر میشه از اهانت به ائمه ی
مظلوم بقیع و گنبد امامین عسکریین و حالا هم اهانت به بانوی صبر و ایثار کربلا
باید براین مصیبت خون گریه کرد
دلم میخواد داد بزنم بگم:
کُلُنا عَباسَکِ یا زینَب
ارواحُنا فِداکَ یازینَب
بِاَبی اَنتَ و اُمّی یا عَقیلَة العَرَب...

هفت خوان زینب(س)

خوان اول: رحلت پیامبر، خوان دوم:شهادت حضرت زهرا(س)،
خوان سوم:شهادت امام على(ع) وخوان چارم: شهادت امام حسن(ع). خوان پنجم زینب(س)، کربلاست. او خوب می‌داند این کاروان به کجا می‌رود. او بارها از زبان برادر شنیده است که این کاروان، ‌در خون لنگر می‌اندازد و در ساحل شهادت می‌آرامد و راهی را که برادر با سر می‌رود، خواهر با پا باید ادامه دهد.
راهی که شهادت آغاز آن است و اسارت کمال‌بخش آن. خوب می‌داند که ساحل فرات، دریای تشنگی است.
خوب می‌داند بوسه‌گاه پیامبر، میزبان خنجر خواهد شد و در غروبی تلخ باغ نبوت، لگدمال پاییز می‌شود. خوب می‌داند که داغ‌دار و بی‌یار، پرستار بیماری تب‌دار و کودکانی سوگوار خواهد بود؛ با راهی نیمه‌تمام که تا شام ‌بر شترانی لنگ و هم‌سفرانی سیاه‌دل، باید طی شود.
و این همه را می‌داند و می‌ماند در تمام این لحظه‌های داغ و درد، بی‌اخمی بر جبین و تردیدی در راه، پا به پای شهادت می‌رود و شگفتا همراه برادر بر سر هر شهید حاضر می‌شود و تسلای خاطر برادر می‌گردد. تنها در شهادت دو جگرگوشه‌اش در خیمه می‌ماند تا برادر را در هنگامه حمله پاره‌های قلبش شرمنده نبیند.

خوان ششم، کوفه است؛ با کوچه‌هایی آشنا و فضایی که در آن هر صبحگاهی طنین‌ گرم اذان پدر، معطرش می‌ساخت، اینک میزبان ۷۲ سر، ۷۲ آفتاب و در تعبیر سیاه‌اندیشان، ۷۲ "خارجی" ‌است، در آستانه شهر همه به تماشا آمده‌اند، زنان آراسته و پای‌کوبان و شهر آذین بسته و آماده.
زینب(س) از این خوان نیز به سلامت می‌گذرد، درحالی‌که صدای شکستن استخوان غرور در زیر پتک فریادش، همه کوچه‌پس ‌کوچه‌های کوفه را پر کرده است.
خوان هفتم و دشوارترین خوان، شام است، پایتخت جنایت و غرور، سرزمین زراندوزی‌ها و کینه‌توزی‌ها.
آنجا که سرها را با زر خرید‌ه‌اند و سرکشان و آزادگان را از لب تیغ آب داده‌اند. شام شکاننده‌ترین خوان است. ویرانه‌ای که رقیه می‌گیرد. تشتی که لبان برادر را در زیر ضربه‌های چوب برادر می‌نشاند و کوچه‌هایی که آن‌قدر فاجعه‌انگیز و رنج‌آورند که وقتی از آخرین بازمانده سلسله امامان پرسیدند، کدام صحنه از مجموعه صحنه‌هایی که بر اهل بیت(ع) گذشت دشوارتر بود، سه بار غمگنانه سرود:
الشام، الشام، الشام!
زینب(س) فاتح هفت خوان است و فاتح همه فردا.
همه آنان که ره‌پوی جاده روشن، اما پرسنگلاخ و خطرخیز حقیقت‌اند، به شناخت زینب(س) نیازمندند و او در مشرق صبوری ایستاده است با سرانگشتی که راه را نشان می‌دهد و چشمانی خیس که دشت همه‌قلب‌ها را میهمان طراوت و باروری خواهد ساخت. زینب(س) بارانی است که بر همه هزاره‌ها خواهد بارید و هر آن‌کس که این باران را درنیابد شکفتن و رُستن نخواهد دید. زینب(س) تنها، آموزگار صبوری نیست که همه ارزش‌های و عظمت‌ها یکجا در سیرت و سیمای او نشسته است، آنگاه که سخنان گرم و ستم‌سوزش در کوفه شعله‌ها افروخت،‌ امام سجاد(ع) در خطابی که جغرافیای روح زینب را می‌نمایاند، فرمود: "خدا را سپاس‌گزار که عقیله، بنی‌هاشم‌هستى." زینب عقیله قبیله نور است و دانای رازدان طریق معرفت و عشق و آنان که با اویند، هرگز راه گم نمی‌کنند و در راه نمی‌مانند و قافله قلب و اندیشه خویش را از کربلا تا شام و از شام تا دوست، از همه عقبه‌ها و خطرگاه‌ها خواهند گذراند

طبع می خواهد که وصف زینب کبری کند
لیک قطره کی تواند صحبت از دریا کند
توسن طبعم در اینجا پای در گل مانده است
مرغ بی پر چون سفر بر عرصه عنقا کند

زینب (س )بیاور آخرین رخت کفن را
تا که کفن پوشم تن سبز حسن (ع) را
خالى است جاى مادرم تا که ببوسد
لبهاى سرخ یوسف گل پیرهن را
حیدر(ع) بیا فتنه دوباره پا گرفته
بیرون کن از شهر مدینه بیوه زن را
قبل از سفر تا کربلا غارت نمودند
با تیرهاى پر ز کینه هستِ من را
عباس (ع) را گویید تا بیرون بیارد
آن تیرها که دوخته تابوت و تن را
بیرون کشیدم تیر از پهلویش اى واى
کردم زیارت گوییا امّ الحسن را
پیراهن خود را ز خون او بشویید
حرفى از این تشییع با زینب (س) نگویید

فرهنگ لغات کلمات لا تلجمین قلبی یا

لا :

[ فر. ] (اِ.) ششمین نُت در موسیقی .
(اِ.) قیچی .) 1 - تو، میان . 2 - تا، تای پارچه یا لباس . ؛ برای ~ی جِرز خوب بودن کنایه از: بی فایده و ناکارآمد بودن .
1 - حرف نفی ، نه . 2 - بر سر اسم درآید و معنی نا می دهد: لاادری ، لا - مذهب .

تلجمین :


قلبی :


این کلمه با حروف عربی: قلبي
حیله ساز ماهر در تقلب . (منتهی الارب ). حیله گر که در زیرورو کردن امور بصیرت دارد. (اقرب الموارد). رجوع به قُلًّب شود.
اشتباه تایپی این کلمه: rgfd

یا :


این کلمه با حروف عربی: يا
حرف ربط است . صاحب غیاث اللغات و آنندراج آرند: در فارسی از حروف عاطفه است و افاده معنی تردید کند و ازشان اوست که بر معطوف علیه و معطوف هر دو آید در این صورت مدخول یکی منفی و مدخول دیگری مثبت باشد مثلاً یا مردی یا نامردی . یا مرد باش یا در پی مرد باش . یا مکن با پیلبانان دوستی یا بنا کن خانه ای درخورد پیل .
حرف ندا به معنای «ای » ، «ایا».
به معنای ذیل آید: الف - ح رف ربط و عطف که معنای تردید یا اختیار را می رساند. ب - حرف شرط با فعل منفی آید و برای مفهوم مثبت آن فعل معنی ادات شرط دهد.

منابع

4705 گرفته ام0
1
2
3
4
5
4705