مقاله عباس علمدار کربلا در روز جمعه 27 دی ماه سال 1398 ساعت 20:30:31 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

فرهنگ لغات کلمات عباس علمدار کربلا

عباس :


صیغه مبالغه . بسیار ترش روی . (از اقرب الموارد). (اِ)شیر بیشه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). شیری که شیران از او بگریزند.
اشتباه تایپی این کلمه: ufhs
(عَ بّ) (ص .) 1 - بسیار ترشروی . 2 - شیر بیشه .

علمدار :


کسی که در میان سپاه علم و رایت در دست وی باشد. (ناظم الاطباء). دارنده علم . حافظ علم . نگهبان درفش و اختر: گه علمداران پیش تو علم باز کنند کوس کوبان تو از کوس برآرند آواز.
فرخی .
ملاطغرا (از آنندراج ).
ارادتخان واضح (از آنندراج ).

کربلا :

منابع

4700