مقاله شهادت حضرت عباس علیه السلام در روز پنج شنبه 26 دی ماه سال 1398 ساعت 17:57:50 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

تاریخ شهادت حضرت اباالفضل العباس با استناد معتبر

حضرت ابوالفضل العباس فرزند امیرالمؤمنین، برادر سیدالشهداء، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین (ع) در روز عاشورا. عباس در لغت، به معنای شیر بیشه، شیری که شیران از او بگریزند است.

در روز عاشورا چون تشنگی بر حسین و یارانِ او سخت گشت، کودکان به امام علیه‏ السلام شِکوِه آوردند و از فَرط عطش می نالیدند امام و برادرش عباس در صدد تهیّه آب برآمدند‎ و با هم وارد ‎میدان جنگ شدند و به سمت فرات حرکت کردند. [1] عباس، هم‎چنان پیشاپیش حسین † حرکت می کرد و می‎جنگید و به هر سو که حسین † می‎رفت، او نیز به همان سو می‎رفت

در این هنگام امام حسین † روی سیل‎بند کنار فرات * رفته و به سمت فرات روانه شد و سپاهیان عمر بن سعد از حرکت او جلوگیری کردند، مردی از بنی دارِم * * گفت:وای بر شما! میان او و آب حائل و مانع شوید و نگذارید او به آب دسترسی پیدا کند. * ** حسین بن علی † [مرد دارمی را نفرین کرد و] گفت:خداوندا، تشنه اش گردان. * *** آن مرد [از نفرین امام] خشمگین شد ، و تیری رها کرد که بر گلوی حضرت اصابت کرد. امام حسین، تیر را بیرون آورد، آن گاه دستهایش را [زیر گلو] گرفت و پر از خون شد و آن را پاشید ، آن گاه گفت : « خدایا ، به درگاهت شکایت می کنم از آنچه با پسر دختر پیامبرت می کنند » . [3] آنگاه در حالی که عطش او شدّت یافته بود، به جایگاهش بازگشت. در این حال لشکر دشمن، عباس † را از هر طرف محاصره کرده و او را از امام حسین † جدا کردند. عباس [که از برادرش جدا شده بود] به تنهایی با آنان جنگید. [4] او در حالی که حمله ‎می کرد، این رجز را ‎می خواند:

این رجز را ‎می خواند: «سوگند به خدای بزرگ و ارجمند و سوگند راستین به حجون و زمزم؛ سوگند به خدای صاحب حطیم و آستانة مقدّس در [کعبه]؛ امروز در حضور مرد با فضیلت و با کرامت یعنی حسین † که دارای افتخارات دیرین است، پیکرم به خون، رنگین خواهد شد».

حضرت عباس در حالی که برای آوردن آب عازم شده بود، این گونه رجز می خواند: «آن گاه که پرندة مرگ صدا کند، هراسی از مرگ ندارم تا آن که در دریایی از مردان چابک و شتابنده فرو رفته و ناپدید شوم». «جان من فدای [حسین] برگزیدة پاک باد. من عباس هستم و هر بامداد، کارم سقّایی است. آن روز که با شرّ روبرو گردم، از آن نمی‎هراسم» .

در این هنگام زید بن ورقاء جُهَنی، * پشت درخت نخلی کمین کرد، حُکَیْم بن طُفَیْل سِنْبِسی نیز او را یاری کرد، حُکَیْم، ضربتی بر دست راست عباس وارد کرد، عباس شمشیر را به دست چپ گرفت و به آنان حمله کرده و این رجز را می‎خواند:

«به خدا سوگند، اگر دست راست مرا قطع کردید، من پیوسته از دین خود و از امام راستگوی دارای یقین که نوة پیامبر پاک و امین است، دفاع می‎کنم» .

عباس آن قدر جنگید که بی‎حال و ناتوان شد. در این زمان حُکَیْم بن طُفَیْل طائی پشت نخلی کمین کرد و ضربتی بر دست چپ او وارد کرد. عباس این رجز را خواند: «ای نفس، از کفّار نترس و در کنار پیامبر سرور و برگزیدة خدا، تو را به رحمت خدای جبّار مژده باد. آنان با ستمکاری، دست چپ مرا قطع کردند، پروردگارا، آنان را به آتش [دوزخ] وارد کن».

پس آن ملعون (حُکَیْم بن طُفَیْل) [جلو آمد و] او را با عمودی آهنین به قتل رساند. [7] و این، زمانی بود که عباس [بر اثر تیرها و ضربات دیگر دشمن] زخم های شدیدی برداشته بود و دیگر توان حرکت نداشت. [8] و بدین گونه او پس از کشتن گروهی از دشمن، به شهادت رسید.

چون امام حسین † ، عباس را در کنار فرات بر زمین دید، به سبب کشته شدن عباس به شدّت گریه کرد. [10] و [با حالت انکسار] † فرمود:الآنَ اِنْکَسَر ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتی [11] ؛ «اکنون کمرم شکست و رشتة تدبیرم گسسته شد».

این اشعار را خواند:

«ای بدترین مردمان، با این کار خود، تجاوز کردید و با دستور پیامبر خدا محمد ˆ مخالفت کردید. آیا بهترین پیامبران دربارة ما به شما سفارش نکرد؟ آیا ما از نسل پیامبر تأیید شده از جانب خداوند نیستیم؟ مگر نه آن که زهرا ƒ مادر من است نه شما؟ آیا [پیامبر خدا] احمد، بهترین مردمان نبود؟ با جنایتی که مرتکب شدید، گرفتار لعنت و خواری شدید، و حرارت آتش افروخته را خواهید چشید» .

جدا شدن دو دست حضرت عباس از تن، در روایتی از امام سجّاد، مورد تأیید قرار گرفته است، امام از فداکاری بزرگ عموی خود چنین یاد می کرد: «خدا عبّاس، پسر علی را رحمت کند که ایثار کرد و خوب امتحان و آزمایش داد و جانش را فدای برادرش کرد تا آن جا که دو دستش (از تن) جدا شد ...».
بنابر برخی گزارش‎ها، حُکَیْم بن طُفَیْل، پس از به شهادت رساندن حضرت عبّاس، لباس او را به غارت برد.

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت عباس (ع)

نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است هر چه داریم همه از کرَم عباس است خلقت جنت حق لطف کرم عباس است

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

عباس لوای هفت افراشته است وین راز به خون خویش بنگاشته است او پرچم انقلاب عاشورا را با دست بریده اش بپا داشته است

جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل گر من به چای القمه بودم، زِ حسرت هر آن بخشکیدم برآن روزت ابولفضل تاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد

نام علمدار سپه آید به گوشم انگار من عمری به او حلقه به گوشم جانم بلرزد هر می گوید «ابوالفضل» سرّی ست خود بنهاده در اعماق گوشم ایام سوگواری تسلیت باد

یا ابوالفضل : آموخته ایم از تو وفاداری را خون تو نوشت معنی یاری را ای کاش که آب کربلا می آموخت آن روز زچشمت آبرو داری را …

به یکتایی قسم یکتا است عباس امیر کشور دلها است عباس اگر چه زاده ام البنین است و لیکن مادرش زهرا است عباس

یادم زوفای اشجع الناس اید وز چشم ترم سوده ی الماس اید اید به جهان اگر اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس اید

ای قدوقامت تو معنی قدقامت من ایکه الهام عبادت زوجودت گیرم کربلا کعبه عشق است منم دراحرام شددراین قبله عشاق دوتاتقسیرم دست من خوردبه ابی که نصیب تو نشد چشم من دیددراین اب روان تصویرم باید این دیده ودستها بدهم قربانی تاکه تکمیل شود حج من وتقدیرم

آهای عطر گل یاس آهای خدای احساس – تموم زندگیم فدای یک نگاه عباس

دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب نام زیبای اباصالح و عباس یکی است

نحوه مبارزه و شهادت حضرت عباس(ع) در روز عاشورا

در روز عاشورا عباس بن علی علیه السلام هنگامی که تنهایی امام حسین علیه السلام را مشاهده کرد، نزد او رفت و گفت:«آیا رخصت می دهی تا به میدان روم؟»

امام حسین علیه السلام گریه شدیدی کرد و آن گاه فرمود:« ای برادر! تو پرچمدار من هستی.» عباس گفت:« سینه ام تنگ شده و از زندگی خسته شده ام. می خواهم از این منافقان خونخواهی کنم.» امام حسین علیه السلام فرمود:« برای این کودکان کمی آب مهیا کن.»
عباس به میدان رفت و سپاه کوفه را موعظه کرد و آنها را از عذاب خدا ترساند، ولی اثر نکرد. از این رو برگشت و ماجرا را به برادر گفت. و وقتی فریاد العطش کودکان را شنید، مشک و نیزه خود را بر گرفت و بر اسب سوار شد و به سوی فرات رفت.
چهار هزار نفر از سپاه دشمن که بر فرات گمارده شده بودند او را محاصره کردند و هدف تیر قرار دادند.

تاسوعای حسینی؛ نحوه مبارزه و شهادت حضرت عباس(ع) در روز عاشورا جمعه 07 مهر 1396, 19:40 رویش نیوز: « عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام» در سال 26 هجری متولد شد. مادرش ام البنین بود. امام علی علیه السلام به برادرش، عقیل، که به انساب و اجداد اعراب آگاه بود، فرمود:« برای من زنی را انتخاب کن که فرزندانی شجاع بیاورد.» عقیل فاطمه، دختر حزام، را معرفی کرد و گفت:« در میان اعراب، شجاع تر از پدران او کسی را نمی شناسم.» علی علیه السلام با او ازدواج کرد و اولین فرزندی که از ام البنین به دنیا آمد عباس علیه السلام بود که او را به سبب زیبایی چهره اش، قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه او ابوالفضل بود و ام البنین پس از او سه فرزند به نام های عبدالله بن علی و عثمان بن علی و جعفر بن علی به دنیا آورد. عباس بن علی چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین و بقیه عمر خویش را در کنار دو برادرش زندگی کرد و هنگام شهادت سی و چهار سال از عمر شریفش گذشته بود. او در شجاعت بی نظیر بود و چنان بلندبالا بود که هنگامی که بر اسب سوار می شد، پای مبارکش به زمین می رسید. نحوه رشادت و شهادت عباس بی علی(ع) در روز عاشورا عباس بن علی علیه السلام هنگامی که تنهایی امام حسین علیه السلام را مشاهده کرد، نزد او رفت و گفت:«آیا رخصت می دهی تا به میدان روم؟» امام حسین علیه السلام گریه شدیدی کرد و آن گاه فرمود:« ای برادر! تو پرچمدار من هستی.» عباس گفت:« سینه ام تنگ شده و از زندگی خسته شده ام. می خواهم از این منافقان خونخواهی کنم.» امام حسین علیه السلام فرمود:« برای این کودکان کمی آب مهیا کن.» عباس به میدان رفت و سپاه کوفه را موعظه کرد و آنها را از عذاب خدا ترساند، ولی اثر نکرد. از این رو برگشت و ماجرا را به برادر گفت. و وقتی فریاد العطش کودکان را شنید، مشک و نیزه خود را بر گرفت و بر اسب سوار شد و به سوی فرات رفت. چهار هزار نفر از سپاه دشمن که بر فرات گمارده شده بودند او را محاصره کردند و هدف تیر قرار دادند. عباس آنها را پراکنده کرد و هشتاد نفر از آنها را کشت تا وارد فرات شد. وقتی خواست مشتی آب بنوشد یاد تشنگی حسین و اهل بیت و کودکانش او را از نوشیدن آب باز داشت. آب را ریخت و به قول بعضی راویان این اشعار را خواند:« ای نفس! زندگی بعد از حسین خواری و ذلت است، و بعد از او نمانی تا این ذلت را ببینی. این حسین است که شربت مرگ می نوشد و تو آب سرد و گوارا می نوشی؟!»

و مشک را از آب پر کرد و بر شانه راست خود انداخت و راهی خیمه ها شد.

لشگر کوفه راه را بر او بستند و از هر طرف او را محاصره کردند. عباس با آنها پیکار می کرد و این رجز را می خواند:« هنگامی که مرگ فریاد زند، از مرگ هرگز نمی هراسم تا هنگام مقابله با شجاعان دشمن، آنان را با شمشیر به زیر افکنم. من نفس خود را نگهبان پسر پیامبر کرده‌ام. من عباسم که سقایی می کنم و در روز ملاقات بیم از مرگ ندارم.»

یکی از سپاهیان کوفه به نام « نوفل ازرق » دست راست او را از بدن جدا کرد. عباس علیه السلام مشک را بر دوش چپش نهاد و پرچم را به دست چپ گرفت و این رجز را خواند:« والله ان قطعتم یمینی انّی احامی ابداً عن دینی و نحن امام صادق الیقین نجل النبّی الطّاهر الامین»؛ (به خدا سوگند اگر دست راستم را جدا کردید، همواره حامی دینم خواهم بود و حامی امامی که در ایمانش صادق است و فرزند پیامبر امین است. »

پس از مدتی یکی از سپاهیان کوفه که در پشت درخت خرما کمین کرده بود، با شمشیر مچ دست چپ او را جدا کرد. عباس علیه السلام مشک را به سینه خود چسباند و این رجز را خواند:« ای نفس! از کافران نهراس و به رحمت خدا شاد باش. اینان ستمگرانه دست چپم را قطع کردند. پروردگارا آنها را به لهیب آتش بسوزان.» پس مشک را به دندان گرفت. آن گاه تیری بر مشک خورد و آب های آن ریخت.

پس فرو بارید بر او تیر تیز
مشک شد بر حالت او اشک ریز
آنچنان گریید بر او چشم مشک
تا که چشم مشک شد خالی ز اشک

امام حسین(ع) و حرم در عزای عباس(ع)

پس از شهادت عباس بن علی علیه السلام، امام حسین علیه السلام به سپاه دشمن حمله کرد و از راست و چپ بر آنان شمشیر می زد و سپاهیان کوفه از مقابلش می گریخت. امام می فرمود:« کجا فرار می کنید؟ شما برادرم را کشتید! کجا فرار می کنید؟ شما بازوی مرا شکستید!»

حضرت عباس(ع) در کلام ائمه(علیهم السلام)

امام سجاد علیه السلام فرمود:« خدا عمویم عباس را رحمت کند! او خود را فدای برادرش حسین علیه السلام نمود. از جان خود گذشت و هر دو دستش قطع شد. خداوند همانند جعفر طیّار به او دو بال عطا فرمود که در بهشت با فرشتگان پرواز کند، و فرمود: عباس نزد خدای متعال مقامی دارد که تمام شهدا در قیامت به آن غبطه می‌خورند.»
امام صادق علیه السلام فرمود:« عمویم، عباس بن علی، بصیرتی نافذ و ایمانی محکم و پایدار داشت و در رکاب امام حسین علیه السلام جهادی نیکو کرد تا به شهادت رسید.»
حجت خدا و بقیة الله الاعظم، امام زمان (عج) در بخشى از سخنان زیباى خود درباره عمویش عباس (ع) چنین مى‌گوید: «سلام بر ابوالفضل، عباس بن امیرالمؤمنین، همدرد بزرگ برادر که جانش را فداى او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، آنکه فدایى برادر بود و از او حفاظت کرد و براى رساندن آب به او کوشید و دستانش قطع گشت. خداوند قاتلانش، «یزید بن رقاد» و «حیکم بن طفیل طایى» را لعنت کند...» (المزار، محمد بن مشهدى، از بزرگان قرن ششم)

امام عصر - عجل الله تعالى فرجه - صفات والاى ریشه‌دار در عمویش، قمر بنى هاشم و مایه افتخار عدنان را چنین بر مى‌شمارد و مى‌ستاید:
1- همدردى و همگامى با برادرش سید الشهداء (ع) در سخت‌ترین و دشوارترین شرایط تا آنجا که این همگامى و همدلى ضرب المثل تاریخ شد.
2- فرستادن توشه آخرت با تقوا، خویشتندارى و یارى امام هدایت و نور.
3- فدا کردن جان خود، برادران و فرزندانش در راه سرور جوانان بهشت، امام حسین (ع).
4- حفاظت از برادر مظلومش با خون خود.
5- کوشش براى رساندن آب به برادر و اهل بیتش هنگامى که نیروهاى ستمگر و ظالم، مانع از رسیدن قطره‌اى آب به خاندان پیامبر (ص) شده بودند.

کنیه‌‌ها

«ابوالفضل» مشهورترین کنیه عباس است.[۸] برخی عنوان کرده‌اند چون در خاندان بنی هاشم هر کس عباس نام داشت، ابوالفضل می‌گفتند، به عباس(ع) نیز حتی در کودکی ابوالفضل گفته می‌شد.

«ابوالقاسم» به دلیل اینکه عباس(ع) فرزندی به نام قاسم داشت به او ابوالقاسم نیز گفته می‌شد. این کنیه در زیارت اربعین نیز آمده است.

«ابوالقِربَة» قِربـَـة به معنای مشک‌ آب است[۱۱] . برخی معتقدند که این کنیه به این دلیل به او داده شده است که در واقعه کربلا چندین بار مشک آب به خیمه‌ها برد. این کنیه در چند منبع ذکر شده است.

«ابوالفَرجَة» فرجه به معنای گشایش و برطرف کردن اندوه است.[۱۳] دلیل این کنیه این است که عباس(ع) در کار کسانی که به او متوسل می‌شوند گشایش ایجاد می‌کند.

فرهنگ لغات کلمات شهادت حضرت عباس علیه

شهادت :


ماخوذ از شهادة تازی گواهی دادن (غیاث اللغات ). گواهی: دیگر دوات آوردند از دیوان رسالت بنهادند و خواجه بزرگ و حاضران خطهای خویش در معنی شهادت نبشتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 295). - شهادت اخرس ; شهادت شخص گنگ و آن مبتنی بر اشارات و علائم است و قاضی مفاد گواهی و شهادت را از آن به دست می آورد. (از شرایع، کتاب الشهادات ). - شهادت استفاضه ; مراد ظهور و کثرت و شیاع خبر باشد که شنونده را ظن غالب نزدیک به یقین حاصل شود و اموری مانند نسب و ملک و وقف و نکاح و ولایت قاضی بدان ثابت گردد. (از شرح لمعه شهید ثانی ، کتاب الشهادات ). - شهادت اصول ; نزد اصولیان استناد به قواعد و اصول باشد که یک مساله را طرح کنند و دلیل آورند و بعد گویند به شهادت اصول و فرعی رامطرح کنند و به استناد اصول حکم آن را ثابت نمایند،چنانکه گویند زکوة در ذکور خیل واجب نیست و آن را اصلی قرار دهند چون دلایل نقلی کافی بر آن هست و در مورد اناث هم گویند واجب نیست به شهادت اصول (از فرهنگ علوم از کشاف اصطلاحات الفنون ). - شهادت باطل ; شهادت که برحق نباشد. گواهی دادن نادرست شهادت زور. - شهادت بر شهادت ; که شاهد اصلی خبر دهد و دیگری از باب اعتماد و جز آن حرف او را قبول کند و او گواه شود بر آن واقعه و این ظاهراً روا نباشد. (فرهنگ علوم سجادی ). - شهادت تبرعی ; شهادتی که بدون درخواست از شاهد ادا میشود. شهادت تبرعی جز در موردحقاللّه قابل توجه نیست (از شرح لمعه شهید ثانی ). - شهادت دروغ ; گواهی که درست نباشد. شهادت برخلاف واقع. شهادت کاذب - شهادت زور; شهادت برخلاف حقیقت شهادت زور در صورتی که منشاء صدور حکم شود شهود را به خسارات مالی ناشی از آن محکوم و تعزیر ایشان را نیز ایجاب میکند. - شهادت سربسته ; گواهی و شهادتی را گویند که در آن شک و ریب و ساختگی و غرض نباشد و از روی راستی و اخلاص باشد. (برهان ): به یک شهادت سربسته مرد احمد باش که پایمرد سران اوست در سرای جزا.
خاقانی
عسجدی
ناصرخسرو.
(شَ دَ) [ ع شهادة ] (مص ل) 1 - گواهی دادن 2 - کشته شدن در راه خدا. 3 - کلمة اشهدان لااله الا الله.

حضرت :

(حَ رَ) [ ع حضرة ] (اِ.)1 - قرب ، حضور. 2 - آستانه درگاه 3 - کلمه ای است که برای احترام پیش ازنام قدیسان و بزرگان می آید ؛~ عباسی الف - به حضرت عباس قسم ب - به صورت راست و درست

عباس :


صیغه مبالغه بسیار ترش روی (از اقرب الموارد). (اِ)شیر بیشه (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). شیری که شیران از او بگریزند. (از اقرب الموارد).
اشتباه تایپی این کلمه: ufhs
(عَ بّ) (ص) 1 - بسیار ترشروی 2 - شیر بیشه

علیه :


این کلمه با حروف عربی: عليه
(عَ لَ هِ) (حر اض و ضم) 1 - بر او. 2 - در فارسی به معنای ضد او، به زیان او.
(عَ لِ یَّ) [ ع علیة ] (ص) مؤنث علی ؛ بلند مرتبه ، ارجمند، از اهل رفعت و شرف

منابع

4694