مقاله به پا داشتن نمار کربلا در روز جمعه 27 دی ماه سال 1398 ساعت 10:44:54 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

یادداشت| برپا داشتن «نماز» در راستای برپایی امر ظهور

برداشتی که از ظاهر آیه می‌توان داشت این است که خداوند با برپا داشتن نماز به نمازگزاران ارزاقی را عطا می‌کند، در ادامه از انفاق آن ارزاق سخن می‌‌گوید، پس باید رزقی بسیار وسیع باشد که شایستۀ انفاق باشد؛ چراکه ما انسان‌ها وقتی به انفاق دعوت می‌شویم که دارایی زیادی داشته باشیم، پس در همینجا می‌توان رزق بسیار در نماز را برداشت کرد. خداوند در آیۀ 219 سورۀ بقره در این باره می‌فرماید: ﴿ ... وَ یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ...﴾، و از تو می‌‏پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را».

فرق خواندن و به پاداشتن نماز

نماز خواندنی نیست بلکه اقامه کردنی است. لذا شما در هیچ آیه یا روایتی نمی بینید که بگویند: نماز بخوانید ؛ بلکه همواره سخن از اقامه نماز است ؛ و اقامه یعنی استوار ساختن و برپا نمودن. چون نماز ستون دین است و ستون را نمی خوانند بلکه برپا می کنند. امّا کجا برپا می کنند؟ نه در مسجد و نمازخانه بلکه در صحنه ی جان. تک تک اعمال و گفتار نماز معانی ژرفی دارند که انسان نمازگزار باید آنها را در جان خود برپا دارد تا حقیقتاً بشود اهل نماز ؛ در غیر این صورت فقط نمازخوان است نه اهل نماز.هر کدام از مقدمات وواجبات نماز اسراری دارند که باید به حقیقت آنها رسید .

به پا داشتن نماز تنها به انجام واجبات فقهی که موجب اسقاط تکلیف می شود، تحقق نمی یابد؛ بلکه زمانی نماز اقامه می شود که هدف از تشریع آنکه نهی از فحشا و منکر و یاد خدا است، به دست آید.

« خواندن نماز » معادل با کلمه « قرائت » در عربی است و از آن جهت که یک قسمت از نماز عبارت از: خواندن و تلفظ کردن حمد و سوره و اذکار است روی این جهت کسی که این اعمال را انجام دهد و این الفاظ را بر زبان جاری کند می گویند نماز را خواند. اما در قرآن و روایات همه جا سخن از « اقامه » است که معادل فارسی آن« برپا داشتن » می باشد . مثلا وقتی بنا ستونی را بالا می برد می گویند « اقامه » یعنی آن را بر پا داشت و همانگونه که در تفسیر تسنیم دانشمند بزرگوار آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۱۶۵ آمده است «اقامه نماز» غیر از خواندن آن است.

براى «اقامه نماز» چند تفسیر ارائه کرده‌اند:

۱. منظور از «اقامه» این است که تنها خودتان نمازخوان نباشید؛ بلکه چنان کنید که آیین نماز در جامعه انسانى برپا شود و مردم با عشق و علاقه، به آن روى آورند.

۲. به گفته بعضى مفسران، تعبیر «اقامه نماز» به جاى «خواندن» یا «بر پا داشتن نماز»، بیان‌گر این نکته است که نماز شما تنهایک سرى از وردها اذکار و حرکات نیست، بلکه‌باید آن را به طور کامل بپا دارید؛ آن گونه که آثار نماز در چهره و زندگى شما دیده شود؛ تنها لقلقه زبان و راست و خم شدن نباشد، بلکه روح نماز ـ که همان تسلیم مطلق در برابر خدا در همه امور است ـ در زندگى شما جلوه کند و حضور دل و توجّه قلبى به خدا ـ که روح نماز است ـ در نماز حاصل شود.( ر.ک:آیة الله مکارم شیرازى و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۲۰۹، دارالکتب الاسلامیة; محمد محمّدى اشتهاردى، نماز از دیدگاه قرآن و عترت)

۳. اقامه نماز آن است که با حدود و فرائضش انجام شود.

۴. برخى «اقامه» را به معناى ادامه دادن مى‌دانند؛ یعنى کسى نماز را به درستى بر پا مى‌دارد که همیشه آن را ادامه دهد نه گه‌گاهى نماز بخواند: «فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ»( ماعون،آیه۵ـ۶) ؛ « پس واى بر نمازگزارانى که در نماز خود سهل‌انگارى مى‌کنند.»

با مرورى به آیه‌هاى قرآن مى‌توان همه این معانى را در اقامه منظور کرد، زیرا اقامه نماز ـ که بدان مأموریم ـ مى‌تواند معناى جامعى داشته باشد و همه این معانى را فراگیرد و آن این که نماز کامل، پیوسته و با خشوع و اثر گذار در جامعه باشد. «الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَآئِمُونَ»( معارج،آیه۲۳) ؛ «الَّذِینَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ»( مؤمنون، آیه۲; ر.ک: على اکبر قرشى، قاموس قرآن، واژه قیام) از لوازم متقى بودن و برپا کردن نماز این است که نمازگزاران علاوه بر خواندن‌نماز، براى برپا داشتن آن در جامعه نیز تلاش کند(سعید شمس ، پرسمان قرآنی نماز ، سبط اکبر ، پاییز ۱۳۸۷ش ، سوم ، ص ۲۸).

مقام معظم رهبری – حضرت آیه الله خامنه ای – دام ظله العالی – فرموده‌اند: «به نظر می رسد که اقامه نماز ، چیزی فراتر از گزاردن نماز است ، یعنی فقط همین نیست که کسی خود به عمل نماز قیام کند بلکه این نیز هست که در جهت و سمت نماز (باید)به جهت و سمتی که نماز به آن فرا می‌خواند به راه افتد و دیگران را نیز به راه اندازد. گویا برپا داشتن نماز آن است که انسان با کوششی بایسته، جو و فضای زندگی خود و دیگران را جوی نماز گزارانه یعنی خدا جویانه و خداپرستانه سازد و همه را در خط و جهت نماز به راه افکند.»
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) نیز در این‌باره سخن رانده و فرموده‌اند: «به پا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود یعنی نماز به صورت یک پیکر بی روح انجام نگردد بلکه نمازی باشدکه واقعاً بنده را متوجه ‌خالق و آفریننده خویش‌ ‌سازد»
برنامه منسجم متون دینی، همانا توصیه به «اقامه نماز» و برپا داشتن آن است؛ نه خواندن آن یا نمازگزار بودن: «اَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلوکِ الشَّمس»( سوره اسراء: آیه ۷۸)
«اَقیموا الصَّلوة»( سوره بقره، آیه ۴۳) «اَقِمنَ الصَّلوة»( سوره احزاب، آیه ۳۳)
اساس سفارش قرآن کریم درباره نماز به «اقامه» است؛ نه صرف خواندن آن. دلیل این اهتمام آن است که نماز خواندن حتی نمازگزار بودن غیر از اقامه نماز است، چرا که اولی با یک بار نماز خواندن و دومی با استمرار آن ـ هر چند که حدود آن مراعات نشود ـ محقق می شود؛ اما اقامه نماز و بر پا داشتن آن بسیار دشوار است. با اینکه فضایل، آثار و برکات اصلی نماز برای اقامه این عبادت بی نظیر است: (هُدًی لِلمُتَّقین ... ویُقیمونَ الصَّلوة) (سوره بقره، آیات ۲ ـ ۳) ؛ (اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّلِحتِ واَقاموا الصَّلوةَ... لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم ولاخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون)( سوره بقره، آیه ۲۷۷ )
قرآن در کنار تمجید و ستایش از برخی نمازگزاران، «اِنَّ الاِنسنَ خُلِقَ هَلوعا ... اِلاَّ المُصَلّین» (سوره معارج، آیات ۲۲ ـ ۱۹) بعضی دیگر را مذمّت کرده است،«فَوَیلٌ لِلمُصَلّین، اَلَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهون»( سوره ماعون، آیات ۵ ـ ۴ )و از خواندن نماز و نزدیک شدن به آن در برخی شرایط و حالات نهی کرده است: «لاتَقرَبوا الصَّلوةَ واَنتُم سُکری... »( سوره نساء، آیه ۴۳)؛ اما اقامه کنندگان را مذمت نکرده و از نماز هرگز باز نداشته است و این بدان جهت است که اقامه نماز با میگساری، بی توجه بودن به نماز، به قعر جهنم سقوط کردن و... جمع نمی شود: «اَقِمِ الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ والمُنکَر»( سوره عنکبوت، آیه ۴۵). اقامه نماز تنها به انجام واجبات فقهی که موجب اسقاط تکلیف می شود، تحقق نمی یابد؛ بلکه به آداب و شرایط دیگری وابسته است.
به قول مرحوم طبرسی: «اقامه بازار به تعطیل نکردن خرید و فروش آن است» (نه باز بودن فروشگاه ها به تنهایی)( مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۱۲۱، ذیل آیه ۳ بقره)، بنابراین اقامه بازار به این است که در آن خرید و فروش یا همان مقصود اصلی از تشکیل بازار، رواج داشته باشد، در نتیجه اگر اهل بازار به گونه ای عمل کنند که داد و ستد در آن رواج نداشته باشد، نمی توان گفت که آنها، بازار را اقامه کردند، هر چند فروشگاه ها به صورت شبانه روزی باز باشند. بدین ترتیب، زمانی نماز اقامه می شود که هدف از تشریع آنکه نهی از فحشا و منکر و یاد خدا است، به دست آید. برای نیل به این هدف والا به آداب و شرایطی بیش از آنچه در کتاب های رساله توضیح المسائل آمده، نیازمندیم .
در واقع می‌توان در یک جمع‌بندی کلی گفت‌: اقامه نماز به معنای حقیقی کلمه، تحقق بخشیدن به موارد زیر است: ۱- رعایت آنچه در جسم و باطن نماز معتبر است (مانند دقت در تحصیل طهارت، شادابی و صحت وضو، پاکی بدن و لباس و مکان نماز و پاکی از آلودگی‌های زشت اخلاقی بوسیله توبه و پشیمانی، چرا که وضو و نظافت ظاهری باید همراه با صفا و طهارت قلبی و باطنی باشد). ۲- رعایت آداب نماز (مانند دقت در انجام واجبات و مستحبات نماز و ارائه صحیح اذکار آن به عنوان ساختار وارکان نماز).
۳- اهتمام به نماز خواندن در مساجد و مشاهد شریفه و اماکن مقدس
٫ ۴- اهتمام به نماز جماعت.
۵- دعوت اعضای خانواده به نماز
٫ ۶- دعوت دیگران به برپایی نماز، اقامه نماز اشاره به این است که نه تنها خودشان (مقیمین) نماز می‌خوانند بلکه کاری می‌کنند که رابطه محکم با پروردگار همچنان و در همه جا برپا باشد.
۷- اهتمام به بقیه شرایط کمال نماز و مواظبت بر روح و حقیقت و اسرار نماز.
۸- تحقق بخشی به محتوای توحیدی نماز در خارج از نماز و زندگی بر اساس آنچه در نماز با خداوند پیمان می بندیم که تنها بنده او باشیم و از او کمک بخواهیم.

فرهنگ لغات کلمات پا داشتن نمار

پا :


رِجل . از اندامهای بدن و آن از بیخ ران تا سر پنجه پای باشد شامل ران و زانو و ساق و قدم . پای . و گاه بمعنی قسمت زیرین پا آید که عرب قدم گوید و آن از اشتالنگ تا نوک ابهام است: با جهل شما درخور نعلید بسر بر نه درخور نعلی که بپوشیده به پائید.
ناصرخسرو.
مولوی .
مولوی .
( اِ.) 1 - حریف در قمار و کارهای دیگر. 2 - عهده ، ذمه .
پی بودن (پِ. دَ) (مص ل .) مراقب بودن ، کاری را دنبال کردن .
[ په . ] ( اِ.) = پای : 1 - یکی از اندام های بدن از بیخ ران تا سرپنجه . 2 - واحدی برای طول برابر با یک قدم متوسط ، گام . 3 - بخش پایین هر چیزی . 4 - اساس ، پایه . 5 - (کن .) تاب و توان ، نیرو. ؛ این ~ آن ~ کردن (کن .) مردد بودن ، دو دل بودن . ؛ سر از ~ نشناختن با اشتیاق سوی مقصود رفتن . ؛~ را کج گذاشتن کار زشت و ناپسند کردن . ؛از ~افتادن خسته شدن ، از کار افتادن . ؛از ~ در آمدن ضعیف شدن ، مردن . ؛ ~پیش گذاشتن (عا.) اقدام کردن به امری . ~ ؛~توی کفش کسی کردن (عا.) با او در افتادن ، به آزار او برخاستن . ~ ؛ در هوا ماندن (عا.) بدون تکلیف ماندن . ~ ؛ را توی یک کفش کردن (عا.) روی عقیدة خود پافشاری کردن ، لجاج ورزیدن .

داشتن :

(تَ) [ په . ] (مص م .) 1 - دارا بودن . 2 - نگاه داشتن . 3 - به شمار آوردن ، گرفتن . 4 - پنداشتن . 5 - طول کشیدن . 6 - مشغول بودن . 7 - وادار کردن .

نمار :

(نَ یا نُ) (اِ.) اشاره و ایما.

منابع

4680