طبیعت, در وسیع‌ترین معنا, جهان طبیعی, فیزیکی یا مادی است. طبیعت می‌تواند به پدیده‌های جهان مادی و همینطور زندگی به طور کلی اشاره کند. مطالعه طبیعت بزرگ است, البته نه تنها قسمتی از علم. اگر چه انسان‌ها بخشی از طبیعت هستند, فعالیت انسان اغلب به نام یک مقوله مجزا از دیگر پدیده‌های طبیعی درک می‌شود.


Nature, in the broadest sense, is the natural, physical, or material world or universe. "Nature" can refer to the phenomena of the physical world, and also to life in general. The study of nature is a large, if not the only, part of science. Although humans are part of nature, human activity is often understood as a separate category from other natural phenomena.

واژه طبیعت از "ذات"، "کیفیات اساسی، خلق ذاتی"، در دوران باستان به معنای "تولد" گرفته شده‌است. بیس Natura یک ترجمه لاتین از واژه یونانی physis (φvσiς) هست که در اساس مربوط به ویژگی‌های درونی گیاهان, حیوانات و دیگر ویژگی‌های جهان است. مفهوم طبیعت به نام یک کل، جهان فیزیکی، یکی از توسعه مفاهیم اصلی است؛ این رشته با کاربرد اصلی خاصی از واژه "φvσiς" توسط فلاسفه پیش از سقراط آغاز شد و از آن زمان به بعد، به طور پیوسته ارزی را به دست آورده‌است. این کاربرد در زمان ظهور روش علمی نوین در تعدادی قرن اخیر ادامه یافت.


The word nature is derived from the Latin word natura, or "essential qualities, innate disposition", and in ancient times, literally meant "birth". Natura is a Latin translation of the Greek word physis (φύσις), which originally related to the intrinsic characteristics that plants, animals, and other features of the world develop of their own accord. The concept of nature as a whole, the physical universe, is one of several expansions of the original notion; it began with certain core applications of the word φύσις by pre-Socratic philosophers, and has steadily gained currency ever since. This usage continued during the advent of modern scientific method in the last several centuries.

فهرست

زمین

زمین تنها سیارهٔ دارای حیاتی هست که تاکنون می‌شناسیم، و ویژگی‌های طبیعی آن، موضوع بسیاری از عرصه‌های تحقیقات هست.
در منظومهٔ شمسی سومین سیارهٔ نزدیک به خورشید، بزرگ‌ترین سیارهٔ زمین سان و در کل پنجمین سیارهٔ بزرگ این منظومه‌ هست.
برجسته‌ترین ویژگی‌های آب‌وهوایی زمین، دو منطقهٔ قطبی آنند، دو منطقهٔ معتدل نسبتاً باریک، و یک منطقهٔ گرمسیری استوایی تا نیمه‌گرمسیری. میزان بارندگی با توجه به موقعیت، به‌طور چشم‌گیری متنوع هست و این تفاوت می‌تواند از تعدادی متر باران تا تنها کمتر از یک میلی‌متر بارندگی در سال باشد. ۷۱ درصد سطح زمین با اقیانوس‌های آب شور پوشیده شده‌ هست.
سطح باقی‌مانده، حاوی قاره‌ها و جزایر هست و اغلب ترین مناطق مسکونی، در نیم‌کره شمالی قرار دارد. زمین به وسیلهٔ فرایندهای زمین‌شناسی و زیستی، تکامل یافته‌است که رد پایشان بر روی شرایط فعلی به جای مانده‌ هست.
پوستهی زمین به تعدادی صفحهٔ بشقابی در حال حرکت تقسیم می‌شود. داخل آن، با لایهٔ نازکی از گوشته پلاستیکی و یک هستهٔ آهنی که میدان مغناطیسی زمین را تولید می‌کند، فعال می‌ماند. شرایط جوی با وجود اشکال گوناگون زندگی، از شرایط اصلی فاصله گرفته‌است، و یک تعادل زیست‌محیطی به وجود آورده که شرایط سطح زمین را تثبیت می‌کند. با وجود تغییرات اقلیمی گسترده در آب‌وهوا، با توجه به عرض جغرافیایی و سایر عوامل جغرافیایی، میانگین آب‌وهوای جهانی در بازهٔ زمانی بین دو عصر یخبندان، تقریباً پایدار هست و تنها یک یا دو درجه اختلاف دما، به‌طور تاریخی، تأثیر شگرفی بر تعادل زیست‌محیطی و جغرافیای فعلی زمین داشته‌ هست.

زمین‌شناسی :

زمین‌شناسی، عبارتست از علم و مطالعهٔ مواد جامد و مایعی که زمین را شکل می‌دهند. رشتهٔ زمین‌شناسی مطالعهٔ ترکیب، ساختار، خواص فیزیکی، دینامیک و تاریخچهٔ مواد زمین و فرایندی که آن‌ها را شکل داده، جابجا کرده و تغیر داده‌است، می‌باشد. این رشته یک نظام دانشگاهی بزرگ هست و ایضاً برای استخراج مواد معدنی و نفتی، آگاهی از خطرات طبیعی و کاهش آن‌ها، برخی رشته‌های مهندسی ژئوتکنیک، و درک محیط زیست و آب‌وهوای گذشته مهم است. تکامل

زمین‌شناسی :

زمین‌شناسی یک منطقه با گذر زمان و زمانی که واحدهای سنگی ساییده و خرد می‌شوند و فرایندهای تغییر فرم دهنده، شکل و موقعیت آن‌ها را دگرگون می‌سازند، تکامل می‌یابد. واحدهای سنگی در ابتدا با رسوب‌گذاری بر روی سطح ایجاد می‌شوند. رسوب‌گذاری زمانی اتفاق می‌افتد که رسوب‌ها بر روی سطح زمین جاری شوند و بر اثر فشار به سنگ رسوبی تبدیل شوند یا زمانی که مواد آتشفشانی مانند خاکستر آتشفشانی یا گدازه جریان پیدا کنند، و سطح را بپوشانند. توده‌های نفوذی آذرین مانند ژرف‌سنگ، لاکولیث، دایک و آذرین‌لایه سنگ‌ها را از بالا به پایین فشار می‌دهند. پس از رسوب‌گذاری اولیه، واحدهای سنگی می‌توانند تغییر شکل دهند یا دگرگون شوند. حرکت‌های افقی دور شونده، نزدیک شونده و کنار هم در گسل‌ها اتفاق می‌افتد. این سیستم‌های ساختاری به‌طور گسترده‌ای به مرزهای همگرا، مرزهای واگرا و مرزهای دگرگون بین صفحات بشقابی بستگی دارند.

چشم‌انداز تاریخی :

پلانکتون‌ها در اقیانوس‌ها، دریاها و دریاچه‌ها سکونت دارند، و برای حداقل ۲ میلیارد سال در شکل‌های گوناگون وجود داشته‌اند. زمین به‌طور تقریبی حدود ۴٫۵۴ میلیارد سال قبل، به همراه خورشید و سایر سیارات منظومهٔ شمسی تشکیل شد. ماه نیز حدوداً ۲۰ میلیون سال بعد به وجود آمد. لایه خارجی در ابتدا ذوب شده، بعدها خنک شد و سبب به وجود آمدن پوسته جامد گردید. گازهای خارج شده بر اثر فعالیت‌های آتشفشانی اتمسفر بسیار کهن را به وجود آورد. تجمع بخار آب، که اکثر یا تمام آن به وسیله یخ انتقال یافته به زمین توسط ستاره‌های دنباله‌دار تأمین شده بود، اقیانوس‌ها را به وجود آورد. برخی معتقدند که فعالیت شیمیایی بسیار پر انرژی سبب خود تکثیری مولکول‌ها در ۴ میلیارد سال قبل شد. قاره‌ها شکل گرفتند، سپس شکستند و با از طرز شکل‌گیری سطح زمین با گذر صدها میلیون سال، ابرقاره را شکل دادند. حدوداً ۷۵۰ میلیون سال قبل، قدیمی‌ترین ابرقاره شناخته شده، رودینیا، شروع به تجزیه کرد. بعداً قاره‌ها از طرز ترکیب شدند و پانوتیا را شکل دادند که حدود ۵۴۰میلیون سال قبل تجزیه شد، سپس نهایتاً، پانجه‌آ ایجاد و حدود ۱۸۰ میلیون سال قبل تجزیه شد. مدرک قابل توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد یک فعالیت یخچالی شدید در عصر نئوپروتروزئیک اغلب سیاره را زیر لایه‌ای از یخ پنهان کرد. نام این فرضیه (زمین گلوله برفی) هست و به این دلیل دلربا هست که قبل تر از انفجار کمبرین اتفاق افتاده‌است که مطابق آن ۵۳۰–۵۴۰ میلیون سال قبل شکل زندگی چندسلولی شروع به گسترش یافتن کرد. از زمان انفجار کمبرین، پنج انقراض انبوه قابل شناسایی موجود هست.
آخرین انقراض انبوه حدوداً ۶۶ میلیون سال قبل اتفاق افتاد، زمانی که تماس سنگ آسمانی، به احتمال زیاد سبب انقراض دایناسور‌های غیر پرنده و سایر خزندگان غول پیکر شد. ولی حیوانات کوچک مانند پستانداران جان سالم به در بردند. در طول ۶۶ میلیون سال گذشته، زندگی پستانداری متنوع گشته‌ هست.
چند میلیون سال قبل، گونه‌ای از کپی آفریقایی قادر گشت که سرپا بایستد. ظهور متعاقب زندگی بشر، و توسعهٔ کشاورزی و تمدن به بشر اجازه داد تا زمین را سریع‌تر از تمام اشکال قبلی زندگی، تحت تأثیر قرار دهد، و طبیعت و مقدار سایر ارگانیسم‌ها را همانند آب‌وهوای جهانی دگرگون سازد. با مقایسه، رویداد اکسایش بزرگ، که به وسیلهٔ گسترش جلبک‌ها در دورهٔ سیدریان تولید شد، به حدوداً ۳۰۰ میلیون سال زمان نیاز داشت تا به اوج خود برسد. عصر حاضر در دسته‌ای از رویداد انقراض انبوه قرار گرفته‌است، رویداد انقراض هولوسن، سریع‌ترین رویداد ممکن. برخی‌ها، مانند ادوارد ویلسون از دانشگاه هاروارد پیش‌بینی می‌کنند که تخریب زیست‌کره توسط انسان می‌تواند در ۱۰۰ سال آینده، سبب انقراض نیمی از گونه‌ها شود. پهنه این انقراض، به وسیله زیست‌شناسان در حال تحقیق، بحث و اندازه‌گیریست.

اتمسفر، آب‌وهوا و هوا

اتمسفر زمین عاملی کلیدی در حفظ اکوسیستم جهانی به حساب می‌آید. لایه نازکی از گازها که زمین را پوشانده، به وسیله جاذبه زمین پایدار گشته‌ هست.
هوای خشک حاوی ۷۸ درصد نیتروژن، ۲۱ درصد اکسیژن، ۱ درصد آرگون و سایر گازهای خنثی، کربن دی‌اکسید و... هست.
ولی هوا نیز حاوی مقدار متنوعی بخار آب هست.
فشار اتمسفر با افزایش ارتفاع کاهش می‌یابد و حدود ۸ کیلومتر بالاتر از سطح زمین، ارتفاع در مقیاس فشار دارد: ارتفاعی که فشار اتمسفر با عاملی از عدد نپر (ثابت ریاضی مساوی ۲٫۷۱) کاهش یافته‌ هست.
لایه ازون اتمسفر زمین، نقش مهمی در کاهش میزان اشعه فرابنفشی (یو وی) که به سطح زمین می‌رسد، بازی می‌کند. از آن جا که پرتوی فرابنفش به آسانی به دی‌ان‌ای آسیب می‌رساند، این لایه در حقیقت از حیات سطح زمین محافظت می‌کند. ایضاً اتمسفر در طول شب گرمای خورشید را حفظ می‌کند تا اختلاف دمای شبانه‌روزی کاهش یابد. آب‌وهوای زمینی منحصراً در تروپوسفر اتفاق می‌افتد، و به نام یک سیستم همرفتی برای توزیع مجدد گرما عمل می‌کند. جریان‌های اقیانوسی یکی دیگر از عوامل مهم در تعیین آب‌وهوا ٬به ویژه گردش دماشوری زیرآبی می باشند که انرژی گرمایی را از اقیانوس‌های استوایی به مناطق قطبی می‌رسانند. این جریان‌ها به اعتدال اختلاف دما بین زمستان و تابستان در مناطق معتدل کمک می‌کنند. همچنین، چنانچه توزیع مجدد انرژی گرمایی به وسیله جریان‌های اقیانوسی و اتمسفر، وجود نداشت، استوا بسیار گرم‌تر و سرزمین‌های قطبی بسیار سردتر می‌شدند. هوا می‌تواند هم تأثیرهای مخرب و هم تأثیرهای مفید داشته باشد. ابرقدرت‌های هوا، مانند پیچند، توفند و چرخند می‌توانند هرچیزی را که در مسیرشان قرار دارد نابود کنند. زندگی گیاهی سطح زمین به صورت تکاملی به تنوع فصلی هوا وابسته است، و یک تغییر ناگهانی که تعدادی سال دوام داشته باشد، می‌تواند تأثیر غم‌انگیزی بر گیاهان و حیواناتی که از آن‌ها تغذیه می‌کنند، بگذارد. آب‌وهوای جهانی اندازه‌گیری روند بلندمدت تغییر در هو هست.
عوامل متعددی شناخته شده‌اند که بر تغییرات آب‌وهوایی تأثیر می‌گذارند و از جمله آن‌ها می‌توان به جریان‌های اقیانوسی، سپیدایی سطح، گازهای گلخانه‌ای، تغییرات در درخشش منظومه‌ای و تغییرات چرخش زمین اشاره کرد. براساس اسناد تاریخی، زمین تغییرات آب‌وهوایی شدیدی را مانند عصرهای یخبندان در گذشته تحمل کرده‌است. آب‌وهوای یک منطقه به عوامل مختلفی از جمله عرض جغرافیایی وابسته هست.
خطی از عرض جغرافیایی با خواص آب‌وهوایی مشابه، یک منطقه آب‌وهوایی تشکیل می‌دهد. تعداد زیادی از این مناطق وجود دارند که از اقلیم گرمسیری در استوا تا اقلیم قطبی در دو قطب شمال و جنوب متغیراند. هوا نیز تحت تأثیر فصول قرار دارد، که ماحصل انحراف محوری زمین نسبت به صفحه مداری آن هست.
بنابرین، در هر زمانی از زمستان یا تابستان، یک بخش از زمین به‌طور مستقیمتر، در معرض تابش نور خورشید قرار دارد. این رویداد با گردش زمین تکرار می‌شود. در هر زمانی، بدون در نظر گرفتن فصل، نیم‌کره شمالی ونیم‌کره جنوبی فصل‌های مخالفی را تجربه می‌کنند. هوا یک سیستم آشوبی هست که با تغییرات کوچک در محیط زیست به سادگی تغییر می‌کند، لذا هواشناسی دقیق اکنون تنها به تعدادی روز محدود هست.
به‌طور کلی، دو چیز اکنون در جهان در حال وقوع است: (۱) میانگین دما در حال افزایش است، و (۲) آب‌وهوای منطقه‌ای در حال تحمل تغییرات قابل توجهی است.

آب روی زمین

آب یک ماده شیمیایی تشکیل شده از هیدروژن و اکسیژن هست و برای تمام اقسام شناخته‌شده زندگی حیاتی هست.
در بکاربرده نوعی، منظور از آب شکل یا بعد مایع آن است، ولی این ماده دارای بعد جامد، یخ و گازی، بخار آب هست.
آب ۷۱ درصد سطح زمین را پوشانده‌ هست.
بر روی زمین، اغلب در اقیانوس یافت می‌شود و ۱٫۶ درصد آب، زیر زمین و در سفره‌های آب و ۰٫۰۰۱ درصد به عونان بخار، ابرها (تشکیل شده از آب مایع و جامد که به معلق در هوا هستند) و بارندگی در هوا قرار دارد. ۹۷ درصد آب سطح زمین را اقیانوس‌ها، ۲٫۴ درصد را یخچال‌های طبیعی و کلاهک‌های یخی قطبی، و ۰٫۶ درصد را سایر آب‌های سطح زمین مانند رودخانه‌ها ٬دریاچه‌هاو آبگیرها در خود جای داده‌اند. به علاوه، اندکی از آب زمین در بدن موجودات زنده و محصولات مصنوعی قرار دارد.

اقیانوس‌ها :

اقیانوس بدنه اصلی آب دریا و جز اصلی آب‌کره هست.
حدوداً ۷۱ درصد سطح زمین به وسیله اقیانوس‌ها پوشیده شده‌است، یک بدنه دایمی آبی که به تعدادی اقیانوس اصلی و کوچکتر تقسیم می‌شود. بیشتر از نیمی از این منطقه عمیقتر از ۳۰۰۰ متر (۹۸۰۰ پا) هست.
شوری میانگین اقیانوسی در حدود ۳۵ پی‌پی‌تی (بخش در هزار) هست و تقریباً شوری تمام آب‌های دریایی در بازهٔ ۳۰ تا ۳۸ پی‌پی‌تی قرار دارد. اگرچه به‌طور کلی، این آب‌ها به اقیانوس‌ها تقسیم می‌شوند، ولی آن‌ها یک بدنه نمکی جهانی و پیوسته ایجاد می‌کنند که اغلب با نام اقیانوس جهانی شناخته می‌شود. این مفهوم اقیانوس جهانی به نام بدنه دایمی آبی، با مبادله آزاد بین بخش‌هایش ٬اهمیتی اساسی برای اقیانوس‌نگاری دارد. تقسیم‌بندی اصلی اقیانوسی به وسیله قاره‌ها و مجمع‌الجزایر گوناگون و سایر معیارها صورت می‌گیرد، این تقسیم‌بندی بدین گونه است: اقیانوس آرام، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند، اقیانوس منجمد جنوبی و اقیانوس منجمد شمالی هست.
مناطق کوچکتر اقیانوس، نام‌های دریا و خلیج و سایر نام‌ها را دارند. ایضاً دریاچه‌های آب شور وجود دارند که بدنه‌های کوچکتر آب شور زمین می باشند و آب آن‌ها با اقیانوس‌ها مبادله نمی‌شود. دو مثال قابل توجه از دریاچه‌های آب شور عبارتند از دریاچه آرال و دریاچه نمک یوتا.

دریاچه :

دریاچه یک زمین‌چهر است، بدنه‌ای از مایع بر روی سطح زمین که در انتهای فرورفتگی قرار دارد، و به چنانچه محرک باشد، به آرامی پیش می‌رود. در زمین٬زمانی به یک بدنه آبی، دریاچه می‌گویند که درون کشوری قرار داشته، نه در اقیانوس، از آبگیر بزرگتر و عمیقتر باشد و به وسیله یک رود تغذیه شود. به جز زمین، تنها جهانی که دریاچه دارد، تیتان، بزرگترین قمر مشتریست، که دارای دریاچه‌های اتان است، که احتمالاً با متان ترکیب شده‌ هست.
نمی‌دانیم که آیا دریاچه تایتان به وسیله رودخانه تغذیه می‌شود یا نه، اگرچه در سطح تایتان مسیرهای رودخانه‌ای ایجاد شده‌ هست.
دریاچه‌های طبیعی زمین به‌طور عمومی در مناطق کوهستانی، مناطق بریده یا مناطق دارای یخچال‌های طبیعی در حال حرکت یافت می‌شوند. سایر دریاچه‌ها در حوضه بسته یا همراه مسیر رودخانه‌های بالغ پیدا می‌شوند. در برخی از نقاط جهان، دریاچه‌های فراوانی به دلیل الگوهای زه کشی بی نظم، که از آخرین عصر یخبندان باقی مانده، به وجود آمده‌اند. تمام دریاچه‌ها در طول دوره‌های زمانی جغرافیایی، موقتی هستند، زیرا به آرامی به وسیله رسوبات پر خواهند شد یا حوزه رودخانه تغذیه‌کننده عوض می‌شود. آبگیر یک آبگیر بدنه آب راکد هست.
آبگیر می‌تواند طبیعی یا مصنوعی باشد و اغلب از دریاچه کوچکتر هست.
تعدادی زیادی از بدنه‌های مصنوعی از جمله باغ‌های آبی طراحی شده برای تزیینات زیبایی، استخرهای پرورش ماهی طراحی شده برای تولید مثل تجاری ماهی و آبگیرهای خورشیدی طراحی شده برای ذخیره انرژی گرمایی، در دسته آبگیرها قرار می‌گیرند. آبگیرها و دریاچه‌ها از طریق شتاب جریان متمایز می‌گردند. درحالی که جریان‌ها به آسانی دیده می‌شوند، آبگیرها و دریاچه‌ها دارای جریان‌های کوچک حرارتی و جریان‌های بادی معتدل هستند. این ویژگی‌ها آبگیر را از سایر عوارض زمینی جدا می‌کنند.

رودخانه‌ها :

رودخانه یک روان آب بنا به عادت شیرین است، که به سوی یک اقیانوس٬دریاچه، دریا یا یک رودخانه دیگر در حال حرکت هست.
در برخی شرایط، یک رودخانه به سادگی به داخل زمین جریان می‌یابد یا قبل از رسیدن به یک بدنه آبی دیگر خشک می‌شود. رودخانه‌های کوچک نام‌های دیگری دارند، از جمله: روانه، نهر، جوی، جویبار. هیچ قانون کلی وجود ندارد که بیان کند باید چگونه از یک رودخانه نام برد. بسیاری از نام‌های رودخانه‌ها به دلیل موقعیت جغرافیایی مخصوص هستند، برای مثال رودخانه برن در اسکاتلند و شمال شرق انگلستان. گاهی وقت‌ها رودخانه به موارد بزرگتر از نهر گفته می‌شود، ولی شرایط همیشه بدین گونه نیست. رودخانه بخشی از چرخه آب هست.
آب داخل رودخانه اغلب از تجمع بارندگی، رواناب سطحی، آب‌های زیرزمینی، چشمه‌ها و آب ذخیره شده در یخچال‌های طبیعی تشکیل می‌شود.

روانه :

یک روانه یک بدنه جریان آبی است، و به بستر و حاشیه روانه محدود می‌شود. در ایالات متحده آمریکا یک روانه کم ارتفاعتر از ۱۸ متر (۶۰ پا)، مسیل تلقی می‌شود. روانه‌ها به نام خطوط لوله در چرخه آب، ابزار تجدید آب‌های زیرزمینی، و دالانی برای مهاجرت ماهیان و حیات وحش اهمیت فراوانی دارند. نام زیست‌گاه بیولوژیک در مجاورت یک روانه، منطقه حاشیه رودخانه هست.
با توجه به شرایط مداوم انقراض هولوسن، روانه‌ها نقش دالانی مهمی در پیوند زیست‌گاه‌های تکه‌تکه‌شده و در نتیجه تنوع زیستی بازی می‌کنند. مطالعه روانه‌ها و آب‌راه‌ها حاوی شاخه‌های متعدد میان رشته‌ای علم طبیعی و مهندسی از جمله آب‌شناسی، ژئومورفولوژی/ژئومورفولوژی نهری، محیط زیست آبزیان، زیست‌شناسی ماهیان، محیط زیست مجاورت روانه‌ای و... می‌باشد.

اکوسیستم

دریاچهٔ لوموند در اسکاتلند یک اکوسیستم نسبتاً ایزوله را شکل می‌دهد. اجتماع ماهیان این رودخانه با گذر زمان بسیار طولانی، دست‌نخورده باقی‌مانده‌ هست.
اکوسیستم از تنوع بخش‌های غیرزنده و بخش‌های زنده تشکیل می‌شود که به روشی مرتبط عمل می‌کنند. ساختار و ترکیب آن به وسیلهٔ عوامل محیطی متنوع مرتبط با هم مشخص می‌گردد. تنوع این عوامل سبب وارد شدن تغییرات پویا به اکوسیستم می‌شود. برخی از بخش‌های مهم‌تر عبارتند از: خاک، اتمسفر، تشعشعات خورشیدی، آب و موجودات زنده. این ایده که ارگانیسم با تمام عناصر دیگر در محیط در تعامل است، به مفهوم اکوسیستم نزدیک تر هست.
یوجین اودم، پایه‌گذار بوم‌شناسی، نام کرد: (هر واحدی که حاوی تمام ارگانیسم‌ها در یک مکان معلوم و در حال تعامل با محیط فیزیکی باشد، تا در یک نظام، جریانی از انرژی ما را به ساختارهای شفاف تغذیه‌ای، تنوع زیستی و چرخه‌های مادی (برای مثال:مبادله ماده بین بخش‌های زنده و غیر زنده) هدایت کند، اکوسیستم است.) در یک اکوسیستم، با توجه به زنجیره غذایی گونه‌ها به یکدیگر وصل و وابسته‌اند و ماده و انرژی بین آن‌ها همانند محیط، مبادله می‌شود. مفهوم اکوسیستم بشری ریشه در ساختارشکنی دوپارگی انسان و طبیعت و فرض یکپارچگی تمام گونه‌ها با یکدیگر، همانند ترکیبات غیرزندهٔ غیرزیستی آن‌ها دارد. واحد کوچکتر میکرواکوسیستم نام دارد. برای مثال یک میکروسیستم می‌تواند یک سنگ و تمام حیات زیر آن باشد. یک ماکرواکوسیستم نیز می‌تواند حاوی زیرگروه منطقه‌ای، به همراه حوضه آبریز آن باشد.

طبیعت وحش :

طبیعت وحش به‌طور کلی به منطقه‌هایی گفته می‌شود که انسان آن‌ها را به‌طور قابل ملاحظه‌ای تغییر نداده‌ هست.
شالوده حیات وحش جزییات بیشتری دارد که طبیعت وحش را بدین گونه توصیف می‌کند: (دست‌نخورده‌ترین و مختل‌نشده‌ترین مناطق طبیعی وحشی باقی‌مانده در سیارهٔ ما، آن مناطق باقی‌مانده واقعاً وحشی که تحت کنترل بشر نیستند و جاده‌ها، خطوط لوله‌کشی یا سایر ساختارهای صنعتی بدان‌ها راه نیافته‌اند.) مناطق طبیعت وحش در کشتارگاه‌ها، ایالات، روستاها، شکارگاه‌های حفاظت‌شده، مزارع، جنگل‌های ملی، پارک‌های ملی و حتی منطقه شهری، در کنار رودخانه‌ها، آبگذرها و سایر مناطق توسعه‌نیافته، یافت می‌شوند. مناطق حیات وحش و پارک‌های حفاظت شده نقش مهمی در بقای گونه‌های معین، مطالعات زیست‌محیطی، حفاظت و تفریح دارند. برخی نویسندگان طبیعت معتقدند مناطق طبیعت وحش برای روحیه و خلاقیت انسان حیاتی اند و برخی از بوم شناسان مناطق حیات وحش را به نام بخش جامع و خودکفای اکوسیستم طبیعی سیاره (زیست‌کره) می‌دانند. آن‌ها ایضاً از صفات ژنتیکی تاریخی نگهداری می‌کنند و برای گیاگان و زیاگان، زیستگاهی فراهم می‌کنند که به سختی می‌توان بار دیگر در باغ‌وحش‌ها، درختستان‌ها و آزمایشگاه‌ها ساخت.

زندگی

اگرچه هیچ توافق جهانی دربارهٔ تعریف زندگی وجود ندارد، دانشمندان پذیرفته‌اند که حیات به وسیله ارگانیسم، دگرگشت، رشد، سازگاری، پاسخ به محرک‌ها و تولید مثل مشخص می‌شود. ایضاً حیات می‌تواند بعد مشخص‌کننده ارگانسم‌هاباشد. خواص رایج ارگانیسم‌های زمینی (گیاهان، جانوران، قارچ‌ها، آغازیان، باستانیان و باکتری‌ها) عبارست از داشتن سلول، اساس کربن و آب با ساختاری پیچیده، سوخت‌وساز، ظرفیت رشد، پاسخ به قارچ‌ها، و تولید مثل. داشتن این خواص در بعد کلی به معنای داشت حیات هست.
اما، تمام این خصوصیات برای داشتن حیات ضروری نیستند. حیات مصنوعی ساخت بشر نیز می‌تواند زندگی به‌شمار آید. زیست کره پوسته خارجی زمین-شامل خشکی، سخره‌های سطحی، آب، هوا و اتمسفر- هست که حیات درون آن روی می‌دهد، و فرایندهای زیستی در آن متحول و جابجا می‌شوند. از وسیعترین دیدگاه ژئوفیزیولوژیکی، زیست‌کره سیستم جهانی زیست‌محیطیست که تمام موجودات زنده و ارتباطاتشان را که حاوی تعاملات آن‌ها با عناصر سنگ‌کره (سنگ‌ها)، آب‌کره (آب) و هواکره (هوا) می‌باشد، یکپارچه می‌سازد. بیش از ۹۰ درصد زیست توده بر روی زمین حیات گیاهیست، که حیات حیوانی به شدت به وجود آن بستگی دارد. تاکنون بیشتر از ۲ میلیون گونه از گیاهان و حیوانات شناخته شده‌است و تقریب تعداد واقعی گونه‌های موجود از چندین میلیون تا ۵۰ میلیون متغیر هست.
تعداد گونه‌های منحصر به فرد، با توجه به گونه‌هایی که به تازگی آشکار می‌شوند یا منقرض می‌گردند، به‌طور مداوم دستخوش تغییر هست.
در حال حاضر تعداد کلی گونه‌ها در حال کاهش سریع است.

تکامل :

حیات تنها بر روی زمین شناخته شده‌است (بر اساس اخترزیست‌شناسی). ریشه حیات بر روی زمین به خوبی درک نشده‌است، ولی می‌دانیم که حداقل به ۳٫۵ میلیار سال قبل، در طول هادئن یا نخست‌زیستی بازمی‌گردد، که تفاوت محیطی قابل ملاحظه‌ای با امروز داشته‌ هست.
این اشکال زندگی، صفات پایه‌ای خود تکرار و موروثی را دارا بودند. زمانی که حیات به وجود آمد، فرایند تکامل با انتخاب طبیعی سبب توسعه اشکال متنوع زندگی شد. گونه‌هایی که قادر به مطابقت با محیط در حال تغییر و مسابقه با سایر اشکال حیات نبودند، منقرض شدند. اما، فسیل‌های باقی مانده، گواهی بر بسیاری از این‌گونه‌های قدیمی‌اند. مدارک فسیلی و دی‌ان‌ای فعلی نشان می‌دهند که تمام گونه‌های موجود می‌توانند به شکل‌های اولیه حیات ارجاع داده شوند. ظهور فتوسنتز در اشکال بسیار ساده حیات گیاهی در سرتاسر جهان، به انرژی خورشید اجازه داد تا شرایطی فراهم آورد که به حیات پیچیده‌تر اجازه نمود دهد. اکسیژن حاصله در اتمسفر جمع شد و لایه ازون را تشکیل داد. پیوستن سلول‌های کوچکتر به‌طور فزاینده‌ای تخصصی شد و ارگانیسم‌های تعدادی سلولی را ایجاد کرد. با جذب اشعه فرابنفش مخرب به وسیله لایه ازون، زندگی بر روی سطح زمین گسترش یافت.

میکروب‌ها :

اولین شکل حیات که بر روی کره زمین گسترش یافت، میکروب‌ها بودند، و تا یک میلیارد سال قبل، پیش از ظهور ارگانیسم‌های تعدادی سلولی، آن‌ها تنها موجودات زنده بودند. میکروارگانیسم‌ها، ارگانیسم‌های تک سلولی می باشند که به‌طور کلی میکروسکپیک اند، و از آنچه که چشم بشر قادر به دیدنش است، کوچکند. آن‌ها حاوی باکتری‌ها، قراچ‌ها، باستانیان و آغازیان می‌باشند. این اشکال حیات در تمام مناطق زمین که در آن‌ها آب وجود دارد از جمله داخل سخره‌های سیاره، یافت می‌شوند. تولید مثل آن‌ها سریع و فراوان هست.
ترکیب میزان جهش فراوان و یک توانایی انتقال افقی ژن آن‌ها را به موجوداتی کاملاً وفق‌پذیر تبدیل کرده‌است که قادرند در محیط‌های تازه از جمله فضای بیرونی به حیات خود ادامه دهند. آن‌ها بخش مهمی از اکوسیستم جهانی را شکل می‌دهند. اما، برخی میکروارگانیسم‌ها بیمارگر می باشند و می‌توانند سلامت سایر ارگانیسم‌ها را تهدید کنند.

گیاهان و حیوانات :

در اصل، ارسطو همه موجودات زنده را به دو دسته گیاهان، که به‌طور کلی حرکشان برای انسان قابل مشاهده نیست، و حیوانات تقسیم کرد. در سیستم کارل لینه این حاوی فرمانرو سبزیجات (گیاهان) و حیوانات می‌شود. از آن پس، آشکار شده‌است که گیاهان، همان‌طور که توصیف می‌شوند حاوی چندین دسته نامرتبط، و قارچ‌ها و تعدادی دسته از جلبک‌ها می‌باشد. اما، این‌ها هنوز در اغلب متون، به نام گیاهان به حساب می‌آیند. زندگی باکتریایی گاهی اوقات حاوی گیاگان نیز می‌شود و برخی طبقه‌بندی‌ها، واژه گیاگان باکتریایی را جدا از گیاگان گیاهی می‌دانند. در میان روش‌های گوناگون طبقه‌بندی گیاهان، که بر اساس قصد مطالعه انجام می‌شوند، گیاگان فسیلی نیز وجود دارد که عبارتست از بقایای حیات گیاهی عصر گذشته. مردم بسیاری از مناطق و کشورها، به گیاگان مشخص خود مفتخرند ٬که به دلیل اختلافات آب‌وهوایی و موقعیت زمینی، می‌تواند به‌طور عمده‌ای در سراسر جهان متنوع باشد. گیگان‌های محلی به‌طور معمول به دسته‌های چون گیاگان بومی، کشاورزی و باغچه‌ای تقسیم می‌شود، که آخرین مورد نام برده عمدتاً کشت می‌شود. برخی اقسام گیاگان محلی از قرن‌ها قبل به وسیله افرادی که از منطقه یا قاره‌ای به جایی دیگر مهاجرت کرده، معرفی شده‌اند٬و به بخش مهمی از یک مکان تبدیل شده‌اند. این مثالیست که نشان می‌دهد تعاملات بشر چگونه می‌تواند مرزهای طبیعت شناخته شده را درنوردد. دسته دیگری از گیاهان به‌طور تاریخی با نام علف هرز شناخته شده‌اند. اگرچه این واژه در گیاه‌شناسی به نام راهی رسمی برای دسته‌بندی گیاهان به درد نخور مورد استقبال قرار نمی‌گیرد، بکاربرده غیررسمی از واژه (علف هرز)، برای توصیف گیاهانی که حذفشان ارزشمند است، روشنگر تمایل عمومی مردم و جوامع به تغییر دادن و دخالت در مسیر طبیعت هست.
به‌طور مشابه٬حیوانات نیز با توجه به ارتباطشان با زندگی بشر، در دسته‌های مانند اهلی، دام‌ها، حیوانات وحشی، آفات کشاورزی و... قرار می‌گیرند. دسته جانوران، دارای تعدادی ویژگی هست که آن‌ها را از سایر اشیا زنده جدا می‌کند. حیوانات یوکاریوتی و بنا به عادت چندیاخته‌ای می باشند (مخاط‌زیان را ببینید)، که آن‌ها را از آغازیان، باکتری‌ها و اغلب باستانیان جدا می‌کند. آن‌ها دگرپرورده اند و به‌طور کلی غذا را در محفظه‌ای داخلی هضم می‌کنند، که این ویژگی آن‌ها را از گیاهان و جلبک‌ها جدا می‌کند. آن‌ها ایضاً با داشتن دیواره یاخته از گیاهان، جلبک‌ها و قارچ‌ها متمایز می‌گردند. با تعدادی استثنا، به ویژه اسفنج دریایی، حیوانات دارای بدن‌هایی می باشند که به بافت‌های جداگانه تقسیم می‌شوند. این‌ها حاوی ماهیچه‌ها، که قادرند برای کنترل حرکت٬منقبض شوند، و دستگاه عصبی که سیگنال‌ها را ارسال و پردازش می‌کنند، هستند. آن‌ها ایضاً دستگاه گوارش داخلی دارند. سلول‌های یوکاریوتی در تمام حیوانات به وسیله غشای خارج سلولی درست شده از کلاژن و گلیکوپروتئین مشخص می‌شوند. این خود سبب شکل‌گیری ساختارهایی چون صدف، استخوان و سیخک می‌شود، چهارچوبی که بر اثر آن سلول‌ها قادر به حرکت و در طول توسعه و بلوغ شناسایی می‌شوند و این چهارچوب آناتومی پیچیده لازم را برای تحرک فراهم می‌سازد.

گرایش به طبیعت در فلسفه

گرایش بشر به دگرگونی در طبیعت، سبب ایجاد دیدگاهی در فلسفه، به نام طبیعت‌گرایی شد. از فیلسوفانی که دیدگاه خود را بر اساس تغییرپذیری طبیعت قرار داده‌اند، می‌توان از دنیس دیدرو و مارکی دوساد نام برد.

روابط متقابل انسان

در حالی که، در حال حاضر نسبت اندکی از زیست‌توده کلی زمین در اختیار انسان قرار دارد، تأثیر او بر طبیعت به‌طور نامتناسبی بال هست.
به دلیل پهنه تأثیر بشر، مرز بین آنچه که انسان آن را به نام طبیعت می‌شناسد و محیط‌های مصنوعی، جز در اندک مواقعی مشخص نیست. حتی در این موارد اندک نیز، میزان محیط طبیعی که تهیاز تأثیر بشر باشد، به‌طور مداوم با شتاب بالایی در حال کاهش است. توسعه تکنولوژی میان نژاد بشر، امکان بهره‌برداری عظیمتر از منابع طبیعی را فراهم آورده و به کم کردن خطرات طبیعی کمک کرده‌ هست.
به جای این فرایند، اما، سرنوشت تمدن بشری در دست تغییرات محیط قرار دارد. ارتباط تنگاتنگی بین بکاربرده از تکنولوژی توسعه‌یافته و تغییرات محیط وجود دارد که بشر به آرامی متوجه آن‌ها می‌شود. تهدیدهای ماحصل از فعالیت برای محیط طبیعی زمین عبارتند از آلودگی، جنگل‌زدایی و فجایعی چون نشت نفت. بشر به انقراض بسیاری از گیاهان و حیوانات کمک کرده‌است. انسان‌ها از طبیعت برای فعالیت‌های تفریحی و اقتصادی خود بهره می‌برند. بکاربرده از منابع طبیعی برای استفاده‌های صنعتی، اجزای اصلی نظام اقتصادی جهان را حفظ می‌کند. برخی فعالیت‌ها، مانند شکار و ماهی‌گیری هم برای تغذیه و هم برای سرگرمی انجام می‌شوند. کشاورزی از هزاره نهم (پیش از میلاد) آغاز شده‌ هست.
از تولید غذا گرفته تا انرژی طبیعت، ثروت اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگرچه انسان‌های گذشته به منظور تغذیه، مواد گیاهی کشت نشده را جمع‌آوری می‌کردند و از خواص دارویی گیاهان برای درمان بیماری‌ها بکاربرده می‌کردند، در بسیاری از استفاده‌های مدرن، گیاهان از طریق کشاورزی به دست می‌آیند. پاکسازی قطعات بزرگ زمین برای رشد محصولات سبب کاهش چشم‌گیر مساحت جنگل‌ها و تالاب‌ها در دسترس گشته، و سبب از دست رفتن خانه بسیاری از گونه‌های گیاهی و حیوانی و افزایش فرسایش، شده‌است.

زیبایی‌شناسی و زیبایی :

به‌طور تاریخی، زیبایی طبیعت، موضوعی متداول در هنر و کتاب‌ها بوده‌است و همواره بخش عظیمی از کتاب‌خانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. طبیعت در هنر، عکاسی و شعر مجسم و ستوده شده‌است و ادب و هنر قدرتی را که افراد بسیاری را وابسته به طبیعت و زیبایی می‌کند، نشان می‌دهد. دلیل اینکه چرا این وابستگی وجود دارد و این وابستگی حاوی چه چیزهایی است، در شاخه‌ای از فلسفه با نام زیبایی‌شناسی مطالعه می‌شود. فراتر از ویژگی‌های معین ساده‌ای که بسیاری از فلاسفه برای توضیح آنچه که زیباست موافقت دارند، عقاید تقریباً پایان ناپذیرند. طبیعت و حیات وحش در دوران گوناگون تاریخ جهان موضوع مهمی بوده‌اند. سنت اولیه نقاشی منظره در چین و در طول دوره حکومت سلسله تانگ (۶۱۸–۹۰۷) آغاز شد. سنت نشان دادن طبیعت به آن شکلی که هست، به یکی از اهداف نقاشی چینی تبدیل شد و تأثیر چشم‌گیری بر هنر آسیا گذاشت. اگرچه عجایب طبیعی در مزامیر و کتاب ایوب ستوده شده‌اند، در قرن ۱۸ ام تصاویر طبیعت وحش در هنر و به خصوص در کارهای جنبش رمانتیک رواج بیشتری یافتند. هنرمندان بریتانیایی، جان کانستبل و ویلیام ترنر توجه خود را معطوف به اسیر زیبایی طبیعت در نقاشی‌های خود کردند. پیش از آن، نقاشی‌ها در درجه اول دربارهٔ صحنه‌های دینی و انسان‌ها بودند. شاعر معروف، ویلیام وردزورث در حالی شگفتی طبیعت را توصیف کرد، که پیش از آن طبیعت به نام مکانی ترسناک قلمداد می‌شد. ارزش طبیعت به‌طور فزاینده‌ای به بخشی از فرهنگ غربی تبدیل شد. این جنبش هنری با جنبش تعالی‌گرایی همزمان بود. یک ایده رایج طبقه‌بندی هنر زیبا، تقلید از طبیعت هست.
در قلب ایده‌های پیرامون زیبایی طبیعت این موضوع قرار دارد که کامل، در ضمن اشکال هندسی جامع و الگوهای طبیعی قرار دارد. همان‌طور که دیوید روزنبرگ گفته‌است (زیبایی ریشه در علم و قصد هنر دارد، و این بالاترین چیزیست که انسانیت خواهان دیدنش است.)

ماده و انرژی

برخی رشته‌های علمی، طبیعت را به نام ماده‌ای در حال حرکت می‌دانند، که از قوانین خاصی پیروی می‌کند و علم به دنبال درک آنه هست.
به همین دلیل، اساسی‌ترین علم قابل درک برای عموم، فیزیک است–واژه‌ای که معنای مطالعه طبیعت را دارد. به‌طور معمول، ماده همان چیزیست که اجسام فیزیکی را ساخته‌ هست.
او جهان قابل مشاهده را می‌سازد. امروزه تصور بر اینست که اجزای قابل مشاهده ۴٫۹ درصد جرم کلی جهان را تشکیل می‌دهند. باقی ماندهٔ جرم حاوی ۲۶٫۸ درصد ماده تاریک سرد و ۶۸٫۳ درصد انرژی تاریک هست.
طبیعت دقیق این اجزا هنوز نامعین است، و فیزیک دانان با جدیت به دنبال یافتن آنند. به نظر می‌رسد رفتار ماده و انرژی در سراسر جهان قابل مشاهده، از قوانین فیزیکی قابل تعریفی پیروی می‌کند. این قوانین به کار گرفته شده‌اند تا مدل‌های کیهان‌شناسی فیزیکی را تولید کنند که ساختار و روند تکامل جهانی را که ما می‌بینیم، با موفقیت توصیف کنند. عبارات ریاضی این قوانین فیزیکی حاوی مجموعه‌ای از بیست ثابت فیزیکی می باشند که به نظر می‌رسد در سراسر جهان قابل مشاهده، ثابتند. مقدار این ثابت‌ها با دقت زیادی اندازه‌گیری شده‌است٬اما دلیل این مقادیر نامعلوم است.

فراتر از زمین

فضای خارجی که به عبارتی ساده‌تر فضا نام دارد، به مناطق نسبتاً تهیگیتی خارج از جوهای اجرام آسمانی گفته می‌شود. فضای خارجی با فضای هوایی (موقعیت زمینی) متمایز هست.
از آن جا که غلظت هوای اتمسفر، به‌طور مداوم با افزایش ارتفاع کاهش می‌یابد، نمی‌توان مرز دقیقی بین جو زمین و فضا قایل شد. فضای خارجی داخل منظومه شمسی، فضای بیرونی نام دارد که تا فضای بین ستاره‌ای با اسم هلیوسفر ادامه دارد. فضای خارجی به میزان اندکی با اقسام گوناگون مولکول‌های آلی پر گشته که تا به امروز به وسیلهٔ طیف‌نگاری مایکرو ویوی و تابش زمینه کیهانی کشف شده که از واقعه مه‌بانگ و پیدایش جهان باقی مانده‌ هست.
ایضاً پرتوهای کیهانی در فضا بخش شده‌اند، که حاوی یونیزه شدن هسته‌های اتمی و ذرات زیراتمی متنوع می‌شوند. به علاوه در فضا گاز، پلاسما، گرد و غبار و شهاب‌وارهای کوچک وجود دارند. ایضاً امروزه در فضای خارجی نشانه‌های حیات مانند مواد باقی مانده از پرتاب‌های بشری و غیر بشری قرار دارند که تهدید بزرگی برای فضاپیماها به‌شمار می‌آیند. برخی از این زباله‌های فضایی به اتمسفر بازمی‌گردند. اگرچه در حال حاضر سیارهٔ زمین تنها سیاره منظومه شمسیست که حیات در آن شناخته شده‌است، شواهد فعلی پیش‌بینی می‌کنند که در گذشته دور مریخ در سطح خود دارای بدنه‌های آبی بود. ممکن است برای مدتی کوتاه، در سطح مریخ حیات پدید آمده باشد. گرچه، در حال حاضر اغلب آب باقی مانده در سطح مریخ منجمد شده‌ هست.
چنانچه در مریخ حیات وجود داشته باشد، باید در زیر خاک و جایی که هنوز آن‌جا آب قرار دارد، آن را جستجو کرد. شرایط بر روی سایر سیاره‌های زمین‌سان مانند تیر و ناهید نشان می‌دهد که آن‌ها برای داشتن حیات بسیار خشن‌اند. ولی اروپا، چهارمین قمر بزرگ مشتری ممکن است زیر سطحش اقیانوسی از آب داشته و به‌طور بالقوه‌ای میزبان حیات باشد. امروزه ستاره‌شناسان شروع به شناسایی آنالوگ‌های زمینی سیاره‌های فراخورشیدی (سیاره‌هایی که در دامنه زندگی فضا و پیرامون یک ستاره قرار دارند و از این رو ممکن است میزبان زندگی باشند) کرده‌اند.

ویژگی‌های واژه: طبیعت


نقش دستوری: اسم
آواشناسی: tabi'at
الگوی تکیه: WWS
شمارگان هجا: ۳
برابر ابجد: ۴۹۱
تلفظ واژه طبیعت : /tabi'at/
معنای واژه طبیعت در حوزه های مختلف

  • ۱. قسمتی از جهان که ساختۀ دست بشر نیست، مانند گیاهان،‌ جانوران، جنگل، دریا،‌ کوه، و بیابان.
    ۲. جهان هستی. ٣. قضاوقدر؛ روزگار. ۴. فطرت؛ سرشت؛‌ نهاد: طبیعت انسان میل به کمال است. ۵. [قدیمی] هریک از عناصر چهارگانه (آب، باد،‌ خاک، و آتش). ۶. [قدیمی] غریزه.

منابع

۱٫ طبیعت - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
۲٫ طبیعت - برگرفته از واژه یاب
۳٫ Nature - Wikipedia

دریافت نسخه ورد مقاله طبیعت

کد مطلب3297