مقاله دیو و دلبر در روز دوشنبه 23 دی ماه سال 1398 ساعت 22:32:07 توسط تیم تولید محتوا - سایت عکس و مقاله نوشته شده است.

فهرست

فرهنگ لغات کلمات دیو و دلبر

دیو :

[ په . ] (اِ.) 1 - موجودی خیالی شبیه به انسان ، اما بسیار تنومند و زشت دارای شاخ و دُم . 2 - ابلیس ، شیطان .

و :

( ~.) (ق .) خاصه ، مخصوصاً.
( ~.) در آغاز لفظ جلاله (= الله) برای قسم به کار رود.
(واو معدوله ) از نظر دستوری واوی است که در عهد ما نوشته می شود ولی خوانده نمی شود: خواب ، خواهش ،خویش ، خویشتن . اما در زمان قدیم آ ن را تلفظ می کردند و چون در هنگام تلفظ از ضمه به فتحه عدول می کردند آن را واو معدوله نامیده اند. لازم به توضیح است که همیشه پیش از واو معدوله حرف «خ » و بعد از آن یکی از حروف «د، ر، ز، س ، ش ، ن ، و، ه ، ی » واقع می شود.
( ~.) [ په . ] (حر رب ، عطف ) حرف عطف است و آن دو کلمه یا دو جمله را به هم پیوند دهد و آن به معانی ذیل آید: 1 - (معیت و مصاحبت ) با. 2 - (حالیه ) حال آن که ، در صورتی که . 3 - با آن که با وجودی که .

دلبر :

(دِ بَ) (ص فا.) محبوب ، معشوق .

منابع

4727